مأمور سابق سيا در نشست ايران در نيويورك: اسرائيل تهديد اصلي براي آمريكاست نه ايران

مأمور سابق سيا در نشست ايران در نيويورك: اسرائيل تهديد اصلي براي آمريكاست نه ايران

نشستي با حضور بيش از 200 نفر از نمايندگان تشكل هاي سياسي و فعالان ضدجنگ در آمريكا از جمله «ري مك گاورن » مأمور سابق سيا با موضوع ايران و بررسي سياست هاي غرب در قبال تهران در منهتن نيويورك برگزار شد.

نشستي با حضور بيش از 200 نماينده از ائتلاف ضدجنگ «انسر » (ANSWER)، كميته دوستي ايرانيان و آمريكايي ها (AIFC) و همچنين سازمان «دنيا نمي تواند صبر كند » (world canشt wait) و نيز شخصيت هاي برجسته آمريكايي همچون «ري مك گاورن » مأمور سابق سيا كه در دولت هاي حدود 7 رئيس جمهور آمريكا در سازمان جاسوسي سيا فعاليت كرده است، در منهتن نيويورك با موضوع اصلي «ايران» برگزار شد. اين نشست كه توسط كميته دوستي ايرانيان و آمريكايي ها ترتيب داده شده بود و از ساعت 7 تا 10 شب گذشته به وقت نيويورك در كليسايي در منطقه منهتن آمريكا برگزار شد، 3 سخنران داشت و در پايان آن نيز جلسه پرسش و پاسخي برگزار شد و حضار سؤالاتي را مطرح كردند كه توسط 3 سخنران اين نشست به آنها پاسخ داده شد.

«نيما شيرازي » نويسنده و ستون نويس مجله آمريكايي «فارين پالسي » نخستين سخنران اين نشست بود كه به بررسي موضوعاتي پيرامون ايران و نقشي كه رسانه هاي غربي در تحولات ايران بويژه رويدادهاي پس از انتخابات سال گذشته رياست جمهوري در ايران ايفا كردند، پرداخت.

«برايان بيكر » هماهنگ كننده ائتلاف انسر و فعال ضدجنگ دومين سخنران اين نشست بود كه در سخنراني خود به طور خاص به موضوع سياست دولت هاي آمريكا در قبال ايران و تلاش ها در جهت براندازي دولت ايران پرداخت. وي در سخنراني خود در اين نشست تأكيد كرد كه موضوع هسته اي ايران تنها بهانه اي است تا آمريكا تسلط خود را گسترش دهد.
«ري مك گاورن » مأمور سابق سازمان جاسوسي آمريكا (سيا) كه بيش از 27 سال در دوره رياست جمهوري 7 نفر از رؤساي جمهوري آمريكا فعاليت كرده است، به عنوان سومين سخنران اين نشست مطالبي را پيرامون موضوع هسته اي ايران و بويژه ادعاهاي غرب در اين رابطه مطرح كرد. وي همچنين گفت: رسانه هاي آمريكا افكار را منحرف مي كنند و تمام حرف هايي كه از رسانه هاي آمريكايي مي شنويد هدايت شده است. اسرائيل تهديد اصلي براي آمريكا به حساب مي آيد و نه ايران.

توطئه حذف سید علی خمینی از صحنه سیاسی کشور کلید خورده است


توطئه حذف سید علی خمینی از صحنه سیاسی کشور کلید خورده است

پس از درج خبر حضور سید علی خمینی در مراسم سالگرد 9 دی ، شاهد یکی از بی سابقه ترین فشارها و حملات علیه این یادگار شایسته حضرت روح الله و حاج سید احمد آقا بودیم تا این حضور پر افتخار را از کارنامه سیاسی خود حذف نماید.
آنچه که در این دو هفته از سوی مدعیان آزادی فکر و عمل و عقیده رقم خورد نه تلاش برای گرفتن یک تکذیبیه ساده، بلکه طراحی توطئه ای پیچیده و فتنه آلود بود تا عزیزترین یادگار حضرت روح الله را در اولین تجربه سیاسی ناکام و برای همیشه از صحنه سیاسی کشور حذف نمایند. آنان به نیکی دریافته اند سید علی ظرفیت ادامه راه و مسیری که حضرت روح الله از آغازین دهه 40 آغاز نموده را داراست و باید این ظرفیت را که به کام بسیاری از مدعیان خط امام تلخ می نماید زهرآجین کنند.
در این میان ، درک شرایط حاکم بر سید علی را از نزدیک می دانیم و می فهمیم و بر این دو هفته مقاومت وی آفرین می گوئیم  و کماکان و علیرغم همه اسناد و مدارکی که در اختیار داریم فعلا سکوت می کنیم تا خدای ناکرده اتهامی از سوی ما متوجه ایشان نشود. سید علی در این دو هفته درس ها و تجربه های بسیاری آموخت و امیدواریم این آموخته ها توشه مغتنمی برای آینده او باشد.
در پایان به کلام رمزگونه وی اشاره ای داریم که به نقل از ایشان در سایت جماران آمده است:« من "سعادت" حضور در مراسم مهدیه در روز 9 دی را نداشته ام»


آمریکا یک مرکز جاسوسی سایبری جدید احداث می کند

آمریکا یک مرکز جاسوسی سایبری جدید احداث می کند

آژانس امنیت ملی آمریکا یک مرکز جاسوسی سایبری جدید با هزینه یک و نیم میلیارد دلار در ایالت یوتا احداث می کند. این مرکز قرار است بخشی از اهداف اداره اطلاعات آژانس امنیت ملی آمریکا را محقق کند.

در پی تجهیز و آماده سازی زیرساخت های جنگ سایبری آمریکا، این کشور قصد دارد یک مرکز اطلاعات آژانس امنیت ملی که کلنگ آن در تاریخ 6 ژانویه 2011 زده شده است با هزینه 5/1 میلیارد دلار در ایالت یوتا راه اندازی کند.
منابع آمریکایی اعلام کرده اند: «این تأسیسات که نام رسمی آن مرکز اطلاعات یوتا است به دلیل جمع آوری، و بررسی صحت و سقم انبوه اطلاعات متناقض، برای جامعه اطلاعاتی به «مرکز جاسوسی» شهرت یافته است. اسم دیگر آن که طولانی تر است عبارت است از "مرکز جامع اطلاعات امنیت سایبری ملی" که این مرکز در جامعه اطلاعاتی اولین سازمان با این نام است.»
این منبع همچنین می افزاید که سندی از سوی کاخ سفید، مرکز جامع اطلاعات امنیت سایبری ملی را "یکی از جدی ترین چالشهای امنیت ملی و اقتصادی توصیف می کند؛ چالشی که ما به عنوان ملت، ناگزیر از مواجهه با آن هستیم اما برای آن آمادگی نداریم." این سند چندین اقدام متقابل برای مقابله با تهدیدات امنیتی را نیز فهرست می کند.
در این زمینه نماینده یوتا، سناتور آرین هاچ می گوید: یوتا از میان 37 منطقه ی دیگر انتخاب شد. او این مرکز را «بزرگترین پروژه ساخت نظامی در سالهای اخیر» قلمداد کرد.

 

سناتور هاچ می گوید: «در جریان مناقصه، هزینه های مطلوب انرژی در یوتا، زیرساختهای اینترنتی آن، صنعت نرم افزاریِ در حال گسترش آن، و مجاورتش به فرودگاه بین المللی شهر "سالت لیک سیتی" را یادآوری کردم و در نهایت این مرکز اطلاعاتی به پادگان ویلیامز واگذار شد.»
این منبع ادامه می دهد که «یگان مهندسین نیروی زمینی کار نظارت بر این پروژه را بر عهده دارند و سرمایه گذاری مشترک آن را شرکتهای ساختمانی "بیگ دی" در سالت لیک سیتی، بافلور بیتی واقع در انگلستان، و" پی دی آر" در خارج از کالیفورنیا انجام داده اند.»
همچنین راب مور، رئیس و مدیر عامل شرکت بیگ دی و ریئس هیأت مدیره انجمن پیمانکاران عمومی یوتا بیان می دارد: « کار حیطه بندی این مجموعه قبلاً آغاز شده است و قرار شده است که 100 هزار فوت مربع فضا به مرکز اطلاعاتی، و 900 هزار فوت مربع به بخش اجرایی و حمایتهای فنی اختصاص یابد. این مرکز قادر است برق مورد نیاز خود را از طریق ژنراتورهای الکتریکیِ پشتیبان تأمین کند و دارای مخازن آب و سوخت است. این پروژه ساختمانی طوری طراحی شده است که از لحاظ زیستی گواهینامه معروف لید سیلور را کسب کند.»


ملك عبدالله به سرنوشت بن علي دچار مي شود؟

تظاهرات ضددولتي در اردن

ملك عبدالله به سرنوشت بن علي دچار مي شود؟

هزاران اردني در اعتراض به گراني قيمت موادغذايي، عليه دولت به خيابان ها ريختند.

به گزارش خبرگزاري رويتر، هزاران اردني در شهر «الكرك» در جنوب اين كشور روز جمعه در اعتراض به گراني قيمت موادغذايي و سياست هاي اقتصادي دولت «سمير الرفاعي» نخست وزير تظاهرات كردند.

براساس اين گزارش، «امان» (پايتخت) و ديگر شهرهاي بزرگ و كوچك اردن نيز شاهد برگزاري تجمعات اعتراض آميز بود.
«توفيق البطوش» رئيس سابق شهرداري الكرك در اين تظاهرات اعتراض آميز اظهار داشت: ما به سياست هاي اقتصادي دولت، بالا بودن قيمت ها و افزايش مكرر ماليات ها كه موجب نارضايتي مردم شده است، اعتراض داريم.

گزارش رويتر حاكي است، تظاهرات در شهرهاي اردن را احزاب سياسي سازماندهي كرده اند.
اين در حالي است كه دولت اردن سه روز قبل و پس از شورش هاي صورت گرفته در تونس به خاطر نارضايتي از وضعيت معيشتي از جمله گراني، بيكاري و كاهش استانداردهاي زندگي، قيمت برخي از انواع سوخت و اقلام غذايي همچون شكر و برنج را كاهش داد.
به نوشته روزنامه «الاهرام» چاپ مصر، دولتمردان اردني نگرانند كه وضعيت تونس نيز در اين كشور تكرار و منجر به سقوط رژيم حاكم شود.
در حال حاضر اين نگراني در بين بسياري از حاكمان كشورهاي عربي به وجود آمده است كه مبادا به سرنوشت زين العابدين بن علي دچار شوند.


تصاویری تکان دهنده از حضور دختران و پسران تهرانی در پارکها

تصاویری تکان دهنده از حضور دختران و پسران تهرانی در پارکها

  چه کسی مسئول رسیدگی به این وضعیت  در سطح پارکهای تهران میباشد؟


مراقب باشید در دام سازمان‌های‌جاسوسی نیفتید


مراقب توطئه سازمان‌های جاسوسی باشید
مدیر اداره همکاری‌های علمی و بین‌الملل پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی از شرکت کنندگان در همایشهای بین المللی خواست که مراقب توطئه‌های سازمانهای جاسوسی باشند.

حبیب قهرمانی، مدیر اداره همکاری‌های علمی و بین‌الملل پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی،  در گفت‌وگو با خبرنگاران، شرکت در کنفرانس‌های بین‌المللی را ضرورتی اجتناب ناپذیر دانست و گفت: در شرایطی که دشمن با رویکردی نوین و پیچیده قصد به چالش کشیدن مخاطبان به‌ ویژه نسل جوان در جوامع هدف را در دستور کار خود، اتخاذ تدابیری هوشیارانه در چارچوب تحول در تاکتیک‌ها و سیاست‌گذاری‌ها، بهینه‌سازی روش‌ها و کنش‌ها و شناخت عرصه بین‌الملل ضروری است.

قهرمانی، شناخت بهتر و روشن‌تر از معضلات، مشکلات و گرفتاری‌ها در تعاملات بین‌المللی، نظاره و نگاه محققانه به کلیه مسائل و رخدادهای خارج از کشور و ایجاد روحیه مماشات با سایرین و تقویت روحیه انتقادپذیری در برخورد‌ها، ملاقات‌ها و بحث‌های علمی را از ضرورت‌های حضور در همایش‌های بین المللی دانست.

مراقب باشید در دام سازمان‌های‌جاسوسی نیفتید

مدیر اداره همکاری‌های علمی و بین‌الملل خاطرنشان کرد: حضور با لباس مقدس سربازی امام زمان‌(عج) نفوذ سخن و توجه بیشتر مستمعین و احترام ویژه مخاطبین به همراه خواهد داشت پس به‌‌ همان اندازه هم مسئولیت ما در تبحر و تخصص در بحث مورد نظر و پاسخگویی به شبهات بسیار سنگین‌تر خواهد بود.

وی خاطرنشان کرد: علاوه بر تذکر این نکته، بسیار مهم است که شرکت کنندگان در همایش‌های بین المللی مراقب باشند در دام سازمان‌های‌جاسوسی دشمنان که در بسیاری از موارد در یک فرآیند طولانی و با روش‌های نامحسوس به انجام می‌رسد، نیفتند.


دم خروس ضد ولایت فقیه و ضد روحانی خواندن احمدی نژاد از طرف برخی اصولگرا ها! بیرون زد!

دم خروس ضد ولایت فقیه و ضد روحانی خواندن احمدی نژاد از طرف برخی اصولگرا ها! بیرون زد!

نمایش عکس در اندازه واقعی

ای کاش این نوشته را احمد توکلی و احمد توکلی‏ها بخوانند چرا که این همه نه از باب تخریب و طعنه و تخطئه یا فلسفه‏بافی که از باب تذکر حقیقتی بسیار مهم و ارائه تحلیلی درخور توجه به قلم می‏رسد. مقصود از احمد توکلی اگر چه یک شخص هم هست اما بالواقع تنها یک شخص نیست. بیش از همه مقصود، احمد توکلی به مثابه یک پوزیشن(position) سیاسی است.

امام خمینی(ره): بعد از من كسی خواهد آمد كه پرچم را به دست حضرت مــــهدی (عج) خواهد داد

امام خمینی(ره): بعد از من كسی خواهد آمد كه پرچم را به دست حضرت مــــهدی (عج) خواهد داد ! + فایل

اصرار كردم گفتم شما هستید كه این پرچم را به دست صاحبش می دهید ؟ یا شخص دیگر ؟ بعد از اصرار من ،امام فرمودند : نه من نیستم . بعد از من كسی خواهد آمد كه پرچم را به دست صاحب اصلی اش خواهد داد/این آقایانی كه بعضی هایشان این همه آتش می سوزانند ، آن زمان داغ داغ تنوری این مطالب را شنیده اند ، نمی دانند؟

نمایش عکس در اندازه واقعی

حجةالاسلام مهدوی: خدا رحمت كند شهید عراقی و یكی از شخصیتهای سیاسی خوب امروز كه متأسفانه نمی توانیم اسم ببریم ، میگویند وقتی امام در ابتدای نهضت اولین اعلامیه سیاسی خود را داد ، (خوب ما در حد فهم خودمان درك میكردیم ، نمی دانستیم روح خدا كجا را دارد میزند) گفتیم خوب مردم ایران در فقر و بدبختی و استكبار این طاغوت هستند و امام می خواهد این ایران را به آرامش و رفاه برساند .


گفت با شهید عراقی بعد از اولین غرشی كه امام كرد ، رفتیم خدمت امام ، شهید عراقی با همان خلوصی كه داشت گفت حاج آقا واقعاً خیلی خوب می شد اگر این چیزی كه شما میگویید اتفاق بیافتد . وضع مردم ایران خیلی خوب میشود .


امام با بی اعتنایی فرمود بله وضع مردم هم خوب میشود ، ولی ما مأمور به انجام چنین كاری نیستیم .


آقای عراقی هم آدم سمج ، گفت آقا چی گفتید ؟


امام فرمود ما برای مأموریت دیگری آمدیم ، وضع مردم هم در حاشیه خوب میشود .


آقای عراقی گفت برای چه مأموریتی آمده اید ؟


امام فرمود برای سه مأموریت :


اول سرنگون كردن حكومت پهلوی – دوم استقرار نظام جمهوری اسلامی – سوم ، دادن پرچم حكومت اسلامی به دست صاحب اصلی اش .


حوادث روزگار و فاصله زمانی از حافظه ما برد ، رفتیم داخل مبارزات و خیلی ها كشته شدند و انقلاب پیروز شد . شهید عراقی هم با زبان روزه توسط سید مهدی هاشمی كه داخل باند آقای منتظری بود ، نیز به شهادت رسید ، ما به یكباره دیدیم دو تا از وعده های اماممحقق شد .


یك وقتی در جمع بعضی از مسئولین نظام از جمله حضرت آیت الله ری شهری ، گفتم شهید عراقی و بنده شاهد چنین حرفی از امام بودیم . حالا دو مورد آن اتفاق افتاده ، سومین آن یعنی چی ؟


بحث شد كه با دست امام میرسد به دست صاحب اصلی ، یا شخص دیگری ؟


یكی از همان جمع كه حالا اسم نمی برم و شما می شناسید و آدم بزرگواری است ، گفت من میروم و از امام می پرسم . بعد رفتند و اینقدر از امام اصرار كردند كه آقای عراقی همچنین چیزی از شما شنیده ، آیا درست است ؟


امام فرمودند بله درست است .


گفتند دو تا از آنها محقق شده سومی چی ؟


امام گفتند سومی هم خدا انشاءالله می خواهد و میشود .( خیلی امام پرهیز داشت )


اصرار كردم گفتم شما هستید كه این پرچم را به دست صاحبش می دهید ؟ یا شخص دیگر ؟ بعد از اصرار من ،


امام فرمودند : نه من نیستم . بعد از من كسی خواهد آمد كه پرچم را به دست صاحب اصلی اش خواهد داد .


حالا ما داریم این مطلب را الان می شنویم ، ولی این آقایانی كه بعضی هایشان این همه آتش می سوزانند ، آن زمان داغ داغ تنوری این مطالب را شنیده اند ، نمی دانند .


نمی دانند كه علامه امینی صاحب الغدیر می فرماید : الخمینی ، ذخیرة الله فی الارض .

 

agha-2

 

فوائد فتنه در کلام ائمه معصومین(علیهم السلام)

برکات فتنه های زمان:
فوائد فتنه در کلام ائمه معصومین(علیهم السلام)
امام صادق (ع) فرموده­ اند: «تمنّوا الفتنه، ففيها هلاک الجبابره و طهاره الارض من الفسقه» به استقبال فتنه رويد؛ چرا که در فتنه هاست که حاکمان جور و افراد ستمگر هلاک می­شوند و زمين از فاسقان پاک می­گردد.

«فتنه» به امتحان سخت، ناشناخته و پيچيده گفته می­شود. وقوع فتنه ها يکی از تدابير الهی برای سنجش ميزان ولايت پذيری مؤمنان و زمينه ای برای رسوا شدن منافقان و مستکبران است.

در روايتی از پيامبر اسلام (ص) آمده است که:

 «لاتکرهوا الفتنه فی آخرالزمان فإنّها تُبيرُ المنافقين»

 از فتنه و آزمايش در آخرالزمان نگران نباشيد؛ چرا که موجب نابودی منافقان خواهد شد. (محمد محمدی ری شهری، ميزان الحکمه، حديث شماره 15748)

هم­چنين امام صادق (ع) فرموده­ اند:

«تمنّوا الفتنه، ففيها هلاک الجبابره و طهاره الارض من الفسقه»

به استقبال فتنه رويد؛ چرا که در فتنه هاست که حاکمان جور و افراد ستمگر هلاک می­شوند و زمين از فاسقان پاک می­گردد. (همان، حديث شماره  15749)

 البته مؤمنان برای در امان ماندن از خطرات فتنه بايد به قرآن و عترت تمسک جويند و براساس تقوا عمل کنند. همان گونه که مولای متقيان (ع) می فرمايد:

«اعلموا من يتق الله، يجعل له مخرجا من الفتن و نورا من الظلم»

بدانید کسی که تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه خروج از فتنه ها و چراغ هدایتی در ظلمت ها را در اختیار او قرار می دهد. (نهج البلاغه، خطبه 183، ص194)

 فتنه ۸۸ به عنوان مصداق بارز فتنه در عصر حاضر پیش روی ماست که موجب نابودی منافقین و فاسقین و سرافرازی اهل تقوا شد. به امید ان که با ابزار بصيرت که چیزی جز محور قرار دادن حق الله و حق نبی اکرم (ص) و اهل بيت (ع) در طبقه بندی امور است از گزند فتنه های آتی مصون بمانیم.

اعتراض مردمی به حضور محتشمی پور در قم

اعتراض مردمی به حضور محتشمی پور در قم
رئیس کمیته صیانت از آراء ستاد موسوی، پس از انجام دیدارهای غیر رسمی با برخی از اشخاص قصد بازگشت از قم را داشت که در نزدیکی حرم مطهر حضرت معصومه با واکنش شدید جمعی از مردم روبه رو گشت .

اعتراض شدید مردمی در پی حضور یکی از حامیان فتنه درشهر مقدس قم  حواشی فراوانی را در پی داشت.

 حضور علی اکبر محتشمی پور، رئیس کمیته صیانت از آراء ستاد میر حسین موسوی در قم با اعتراضات فراوانی روبه رو گردید.

وی که پس از انجام دیدارهای غیر رسمی با برخی از اشخاص قصد بازگشت از قم را داشت در نزدیکی حرم مطهر حضرت معصومه  با واکنش شدید جمعی از مردم روبه رو گشت . حاضرین در صحنه که قصد سوال از ایشان در خصوص دلیل عدم اعلام برائت وی از سران فتنه را داشتند با واکنش شدید اطرافیان و عدم پاسخ  وی روبه رو گردیدند که  این رفتار موجب اعتراض حاضرین شد.

اطرافیان محتشمی پور با مشاهده افزایش جمعیت و اعتراضات مردمی ، وی را سریعاً از محل خارج کردند و به تهران بازگشتند.

شایان ذکر است که چندی پیش نیز حضور یکی دیگر از سران قتنه در قم با اعتراضات شدید مردم ولایتمدار قم روبه رو شد و انزجار مردم را برانگیخت.


من اگر به ایران بیایم، بیشتر از احمدی نژاد از من استقبال خواهد شد!

من اگر به ایران بیایم، بیشتر از احمدی نژاد از من استقبال خواهد شد!

به هر حال پیش بینی می شود در پی اعلام ورود دکتر نوری زاده به کشور، هزاران ستاد مردمی در سراسر کشور تشکیل شود تا به نحو احسن از ایشان استقبال شود/ البته راجع به نحوه استقبال از ایشان (یعنی با مشت یا با لگد) بحث جدی وجود دارد که امیدواریم هر چه سریعتر این اختلافات حل شود.

نمایش عکس در اندازه واقعی
نویسنده وبلاگ ((چهار نما)) در جدید ترین مطلب وبلاگ خود نوشت:

علیرضا نوری زاده در پاسخ به سوال مجری  برنامه تفسیر خبر شبکه صدای امریکا که از او پرسید که چرا مردم از احمدی نژاد در سفرهای استانی استقبال پرشور می کنند گفت:

من هم اگر به ایران بروم از من بیشتر از احمدی نژاد استقبال خواهد شد. اینکه عده ای را با زور، پاداش، ساندیس، ساندویچ ، سکه و اضافه کاری و... به خیابان ها می آورند که هنر نیست.

پیش تر نیز نوری زاده بارها مردم شرکت کننده در حماسه نه دی و بیست و دو بهمن را جیرخوار نامیده بود. ولی تا به حال چنین ادعایی را از او نشنیده بودیم.

البته این جمله خیلی ما را یاد این سخن گهربار کروبی می اندازد که گفت:

اگر به مکه بروم، استقبال از من چنان پرشور خواهد بود که احمدی نژاد انگشت به دهان می ماند”!

علیرضا نوری زاده به همراه محسن سازگارا به لیدرهای لمپن جنبش سبز تبدیل شده اند که حتی شبکه دولتی امریکا نیز سعی کرده تا جای ممکن سخنان آنها را کم و سانسور کند.

مثلا محسن سازگارا تا به حال چندین بار سقوط نظام جمهوری اسلامی را در چند هفته و چند ماه آینده پیش بینی کرده و این سخنان هخاگونه ی او مورد اعتراض سایر شبکه های معاند مثل شبکه پارس قرار گرفته است.

به هر حال پیش بینی می شود در پی اعلام ورود دکتر نوری زاده به کشور، هزاران ستاد مردمی در سراسر کشور تشکیل شود تا به نحو احسن از ایشان استقبال شود.

البته راجع به نحوه استقبال از ایشان (یعنی با مشت یا با لگد) بحث جدی وجود دارد که امیدواریم هر چه سریعتر این اختلافات حل شود.



12سئوال 12 تشكل دانشجويي؛ نامه هاشمي مسبب يا مبين؟

12 سئوال 12 تشكل دانشجويي؛ نامه هاشمي مسبب يا مبين؟

 12 تشكل دانشجويي با صدور بيانيه‌اي مشترك نسبت به انتشار مطلبي در پايگاه اينترنتي وابسته به آيت‌الله هاشمي رفسنجاني واكنش نشان دادند.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاري فارس، متن بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان 12 دانشگاه كشور به شرح ذيل است:

امروز مطلبي در پايگاه‌ اينترنتي آيت‌الله هاشمي رفسنجاني منتشر شد تا شايد به زعم مديران اين سايت "كج‌راهه‌ "اي در اذهان عمومي جامعه و تحليلگران درباره نقش ايشان در ايجاد و تقويت جريان فتنه فراهم آيد.

نگاهي به اين مطلب كه با عنوان "اگر نامه هاشمي نبود " منتشر شده،‌ بيانگر آن است كه دست‌اندركاران اين سايت كوشيده‌اند با عبور از "حوادث پس از انتخابات " و به كارگيري تاكتيك " فرار به جلو " اين‌گونه القا كنند كه نامه‌نگاري آقاي هاشمي رفسنجاني نوعي آينده‌نگري نسبت به عملكرد دولت دهم بوده است! در حالي كه به اعتقاد قاطبه كارشناسان و تحليلگران سياسي انتشار اين نامه، زمينه سو‌ءاستفاده بيگانگان، معاندان و فتنه‌گران را براي ايجاد ناامني و آشوب در ايران اسلامي فراهم كرد.

اينك 12 سئوال ديگر درباره نامه آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در آستانه برگزاري انتخابات پر شور 22 خرداد88 مطرح مي‌شود تا بيش از پيش، اثرات نامه‌ بي‌سلام و والسلام وي به رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران آشكارتر شود.

1) اگر نامه هاشمي نبود! آيا استكبار جهاني و رژيم‌هاي جنايت‌كار اسرائيل و آمريكا كه طي سه دهه اخير انواع توطئه‌ها را براي مانع‌آفريني در مسير تحقق اهداف كلان نظام اسلامي ايران طراحي و اجرا كرده و بارها به عدم نتيجه گيري در رويارويي با اين نظام، اذعان داشته‌اند، "جرأت " مي‌كردند اين‌چنين "اميدوارانه " وارد عرصه براندازي نظام اسلامي شوند؟ قطعا اين اميدواري دشمنان از آن‌جا ناشي مي‌شد كه مي‌ديدند يكي از شخصيت‌هاي موثرانقلاب اسلامي كه سال‌هاي متمادي از ياران و همراهان امام راحل و رهبر معظم انقلاب بوده، اين بار (بنا به دلايلي از قبيل نارضايتي از عملكرد رئيس‌جمهور و...) آمادگي دارد كه با دشمنان نظام و جريان فتنه همسو و همزبان شود؟

2) اگر نامه هاشمي نبود! آيا افرادي چون موسوي ، كروبي و خاتمي و .... جرأت پيدا مي‌كردند با انتشار بيانيه‌هايي همسو با جريان نفاق و ضدانقلاب اصل نظام و اركان اساسي آن را هدف قرار داده، براندازي و ساختارشكني را وجهه همت خود قرار دهند؟

3) اگر نامه هاشمي نبود! آيا دشمنان قسم‌خوره نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و كساني كه مردم آن‌ها را سران فتنه مي‌نامند جرأت مي‌كردند با انواع و اقسام اتهام‌افكني‌ها و تهمت‌هاي بي‌شرمانه به "هتك حيثيت "، اين نظام كه ثمره خون صدها هزار شهيد و ميراث گرانبهاي امام راحل است بپردازند؟

4) اگر نامه هاشمي نبود! خصوصاً آن عبارت از نامه ايشان كه ادعا مي‌كرد: " بي شك بخشي از مردم و احزاب اين وضع را بيش از اين برنمي‌تابند و آتش‌فشان‌هايي كه از درون سينه‌هاي سوزان تغذيه مي‌شوند، در جامعه شكل خواهد گرفت كه نمونه‌هاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدان‌ها ، خيابان‌ها و دانشگاه‌ها مشاهده مي‌كنيم " و اينگونه با صراحت از اغتشاشات حمايت نشده بود، آيا اغتشاش‌گران جرأت مي‌يافتند كه اين‌چنين با " اردوكشي خياباني "ناامني ايجاد كرده، به اموال عمومي صدمه زده و 8 ماه فرصت‌هاي‌كشور را كه براي سازندگي و پيشرفت مي‌بايست استفاده مي‌شد از بين ببرند؟

5) اگر نامه هاشمي نبود! آيا دشمنان و فتنه‌گران جرأت مي‌كردند كه اين‌چنين بي‌سابقه به " اصل ولايت فقيه " كه ميراث جاودان انديشه سياسي خميني كبير و جوهره قانون اساسي است، هجمه كرده و شخص رهبر معظم انقلاب اسلامي كه همانند جد بزگوار خود مظلوم واقع‌شده‌اند ، را مورد هجمه قرار دهند؟

6) اگر نامه هاشمي نبود!؟ آيا جريان فتنه‌گر جرأت مي‌كرد با روزقدس اين يادگار جاويد حضرت امام خميني (ره) اين چنين رفتار كرده و به اسم "خط امام " دقيقا عكس انديشه‌هاي آن فقيد و فرزانه عمل كند و با اصرار بر تغيير مواضع اصولي جمهوري اسلامي ايران به طرح شعاراسرائيل پسند "نه غزه نه لبنان " بپردازد؟

7) اگر نامه هاشمي نبود! آيا جريان فتنه جرأت اهانت به مقدسات ديني و ارزش‌ها و باورهاي ملت فهيم ايران اسلامي را مي‌يافت؟ به گونه‌اي كه در ظهرعاشورا به عزاداران حسيني حمله ور شده و در روز 16 آذر نيز تصوير حضرت امام (ره) را مورد اهانت قرار دهد؟

8) اگر نامه هاشمي نبود! فتنه‌گران 8 ماه جرأت فتنه‌انگيزي پيدا نمي‌كردند و در اين صورت اين‌چنين "حفره اطلاعاتي " در كشور ايجاد نمي‌شد تا پس از آن عوامل موساد و سيا بتوانند نخبگان و انديشمندان هسته‌اي ايران را نشانه رفته و آن‌ها را مظلومانه به شهادت برسانند. (و آيا به اين سبب نبايد فتنه‌گران و حاميان آن‌ها را در ترور دانشمندان كشور يكي از مقصران اصلي دانست؟)

9) اگر نامه هاشمي نبود! در شرايطي كه ايران اسلامي مقتدرانه در عرصه بين‌المللي و سياست خارجي و به ويژه در موضوع هسته‌اي در بهترين و پرافتخارترين شرايط خود قرار داشت، دشمنان خارجي نظام مي‌توانستند بازي باخته را متوقف كنند؟(البته فقط توقف) و قطعنامه‌هايي مثل تحريم را مصوب و عملياتي كنند؟

10) اگر نامه هاشمي نبود! اقتصاد ايران اسلامي كه بر اساس سياست‌هاي عدالت‌محور به سمت شكوفايي مي‌رفت، پس از بروز فتنه 88 گرفتار فرصت‌سوزي مي‌شد؟ و طرح بزرگ و كلاني چون هدفمندي يارانه‌ها كه جزو آرزوهاي دولت‌هاي قبلي بوده، با تأخير مواجه مي‌شد؟ و فضا به گونه‌اي مي‌شد كه رهبر معظم انقلاب براي جبران آن فرصت‌سوزي‌ها بر همت و تلاش مضاعف تأكيد كنند؟

11) اگر نامه هاشمي نبود! آيا صفوف از هم گسيخته معاندان، ضدانقلاب، اعم از سلطنت‌طلب‌ها، بهايي‌ها، منافقين و ... مجدداً ابراز وجود و اميدواري كرده و جنگ احزابي را عليه نظام اسلامي به راه مي‌انداختند؟

12) اگر نامه هاشمي نبود! آيا سران جبهه كفر امثال رئيس‌جمهور آمريكا اوباما، كلينتون،نتانياهو و ... جرأت مي‌كردند لباس ديپلماتيك را از تن خارج كرده و اينگونه آشكارا درباره براندازي جمهوري اسلامي سخن بگويند و از فتنه‌گران با صراحت حمايت كنند؟

اين بيانيه از سوي تشكل‌هاي دانشجويي ذيل صادر شده است:

* انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه صنعتي شريف
*انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه تهران
* انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اصفهان
* انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه يزد
* انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز
* انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
* انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شاهد
* انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي بابل
* انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تربيت معلم
* انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اروميه
* انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه سمنان
* انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه اراك

با پیروزی نظام اسلامی ایران معادلات بین‌المللی به هم خورد

کی از مراجع تقلید با اشاره به فتنه سال گذشته در کشور، بیان داشت: نخبگانی که در این فتنه وظیفه خود را تشخیص داده و به میدان آمدند نقش خود را به خوبی ایفا کردند که این مسئله تاثیرات بسیاری به همراه داشت.

 آیت‌الله حسین نوری همدانی از مراجع تقلید ظهر امروز در دیدار معاون وزیر آموزش و پرورش و اعضای شورای آموزش و http://www.inn.ir/iran_media/image/2009/12/479161209_orig.jpgپرورش استان قم، با اشاره به اهمیت مقوله تعلیم و تربیت در دین مبین اسلام، ابراز داشت: مسئله تعلیم و تربیت در سازندگی و نشاط جامعه نقش غیرقابل انکاری دارد.

حضرت آیت الله نوری همدانی با تشریح عناصر مهم در سازندگی جامعه، تاکید کرد: در سازندگی یک جامعه عناصری همچون علما، حکومت، خانواده، والدین و معلمان نقش دارند.

نخبگان در فتنه سال گذشته نقش خود را به خوبی ایفا کردند

استاد درس خارج فقه حوزه علمیه قم با تاکید بر اینکه علما و نخبگان در ساختن فرهنگی و علمی جامعه نقش بسیار برجسته‌ای دارند، خاطرنشان ساخت: دین مبین اسلام نسبت به مسئله حکومت توجه ویژه‌ای دارد و اگر افراد غافل، سست و بی‌تفاوت باشند سلطه‌گران و مستبدان بر آنها مسلط خواهند شد.

وی با اشاره به فتنه سال گذشته در کشور، بیان داشت: نخبگانی که در این فتنه وظیفه خود را تشخیص داده و به میدان آمدند نقش خود را به خوبی ایفا کردند که این مسئله تاثیرات بسیاری به همراه داشت.

با پیروزی نظام اسلامی ایران معادلات بین‌المللی به هم خورد

حضرت آیت‌الله نوری همدانی در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به نقش برجسته انقلاب اسلامی در بیداری محرومان و مستضعفان جهان ابراز داشت: با پیروزی نظام اسلامی ایران معادلات بین‌المللی به هم خورده، مستضعفان بیدار و هوشیار شده اند و مستکبران منکوب و منفور شده اند.

وی تاکید کرد: ما باید بدانیم دشمنان ایران اسلامی همواره در کمین و مترصد فرصتی هستند تا بتوانند به این نظام ضربه بزنند و باید همیشه آمادگی همه جانبه خود را برای مقابله با جنگ نرم و سخت دشمنان حفظ کنیم.

از تقابل با نظام تا امتيازگيري و تعامل

بازي جديد جريان فتنه؛

از تقابل با نظام تا امتيازگيري و تعامل

تاكتيك جديد جريان فتنه بر چند محور استوار شد. اين محورها از «تقابل با نظام» - در شكل راديكالي آن - «آشتي و امتيازگيري از نظام» تا «تعامل با نظام اسلامي» در سطح خرد، گسترش يافته است.

 با نگاهي هر چند گذرا به تحركات جريان فتنه به خصوص پس از حركت انقلابي 9 دي سال 88 از سوي ملت ايران، واقعياتي چند حاصل مي‌شود كه در اين زمينه نكاتي قابل طرح است:

1 - حالت اغما و يأس:
حركت خروشان مردم متدين و انقلابي ايران اسلامي در 9 ديماه سال 88 كه به واسطه انباشت نفرت از حركات تفرقه افكانانه و براندازانه سران و اصحاب فتنه، بخصوص هتك حرمت عاشورا به وقوع پيوست كل جريان فتنه را براي ماهها به حالت اغما و يأُس مفرط كشانيد.
اين حالت به حدي شرايط فتنه‌گران را بغرنج كرد كه هيچگاه نتوانستند از خيمه سنگين افكار عمومي عليه خود فرار كرده و برنامه‌هاي از پيش طرحي شده خود در به راه‌اندازي سياه لشگر عليه مردم و انقلاب اسلامي را به پيش برند.

اين شرايط به گونه‌اي بود كه حتي فتنه‌گران كه از چند ماه قبل با برنامه‌ريزي وسيع خارجي و داخلي در صدد تحت تاثير قرار دادن 22 بهمن 88 بودند و حتي در پايگاه‌هاي خبري وابسته به محافل صهيونيستي،انگليسي و امريكايي خود ، وعده «اتمام انقلاب اسلامي» در 22 بهمن را داده بودند نه تنها نتوانستند برنامه‌هاي خود را عملياتي كنند كه حتي با رسوايي تمام، اعلام كردند كه ديگر «اقدام خياباني» براي آنان كارساز نخواهد بود.
اين حالت ياس و اغما به حدي بود كه منجر به هو شدن پروژه «اسب تروا» مهاجراني و نبوي توسط ضد انقلاب خارجي و داخلي شد و آنان در ملاء عام اعلام كردند كه جريان فتنه زين پس بايد تدابير ديگري براي براندازي نظام دنبال نمايد.

2 - حالت سرخوردگي، انفعال و انشقاق:
شكست سنگين جريان فتنه از جريان انقلابي كه نماد آن در توده ميليوني ملت در خيابان‌ها و پاي صندوق‌هاي راي و .... در در دفاع از انقلاب و نظام اسلامي متجلي مي‌شود باعث ريزش شديد بدنه آنان شد. اين ريزش تا بدانجا رسيد كه از بدنه آنها تنها جريانات ضد انقلاب نظير بهائيت، توده‌‌اي‌ها، وابستگان نهضت آزادي، جبهه ملي، منافقين، سلطنت‌ طلبان، ماركسيست‌هاو... باقي مانده و صف ملت و فريب خوردگان از صف فتنه‌گران به كلي جدا شد. اين حالت باعث شد تا سران فتنه و اصحاب مياني آن كاملا با سرخوردگي روبرو شده و خلاء عميق فقدان پشتيباني سياه لشگر را براي خود جدي بگيرند.

از سوي ديگر آنها نمي‌توانستند در برابر توهين‌ها، تمسخرها و حتي كاريكاتورهايي كه از بي‌عرضگي‌شان در فضاي ضد انقلابي و رسانه‌هاي وابسته به آنان منتشر مي‌شد مقاومت به خرج داده و به شدت منفعل شدند.بدنه ضد انقلابي باقيمانده خواستار رهايي از شكست جريان فتنه بوده و بيش از سران فتنه كه در كاخ‌هاي شيشه‌اي شمال شهر تهران يا در سفارت‌خانه‌هاي استعمار پير و... با هم جلسه مي‌گذاشتند، اين شكست و تحقير سنگين را حس مي‌كردند. از اينرو بود كه باصطلاح رهبران خود را به باد انتقاد و تحقير گرفته و بي‌كفايتي آنان را در ادامه مسير ضد انقلابي به رخ آنان مي‌كشيدند.

طراحي كاريكاتور از سران فتنه كه در آن، تنها به بيانيه دادن پس از گذشت ساليان سال اكتفا كرده‌ ،برخي ديگر از آنان نيز در ترس و لرز به سر مي‌برند، از همين حالت حكايت داشت. از سوي ديگر اين حالت، باعث شد تا حمايت‌هاي بيروني كه به صورت ويژه از سوي آمريكا، صهيونيسم و انگليس شامل حال جريان فتنه بود نيز روندي نزولي و شيبي رو به افول تجربه كند. دشمنان رسمي جمهوري اسلامي پس از ناكارآمدي فتنه‌گران بود كه دست به تحريم اقتصادي - سلاح كهنه و زنگ زده هميشگي‌شان كه بيش از ايران خودشان را تحت تاثير قرار مي‌داد - يازيدند و بدين وسيله پيغامي ضمني به سران و اصحاب فتنه دادند كه شما كاري از پيش نبرده و مي‌توان از اين پس شما را محذوف تلقي كرد.

اين مشكلات باعث شد تا در ميان اصحاب و سران فتنه‌گران نيز انشقاق عمده‌اي رخ داده و هر جريان، مقصر اصلي را تندروي فلان شخص يا بي‌عرضگي و عدم همراهي بهمان كس يا استراتژي‌ها و تاكتيك‌هاي شخص ديگر بدانند.
در اين مقطع بود كه با ترتيب دادن برخي محافل، دعوت از شخصيت‌هاي رأس فتنه، نشاندن آنها به دور يك ميز و گرفتن عكس يادگاري و انتشار آن در فضاي عمومي، اتاق فكر جريان در صدد برآمد تا به بدنه ضد انقلاب خود اميدواري دهد و باصطلاح انشقاق‌ها و اختلافات را كتمان كرده و اميدواري - هر چند اندك براي در صحنه ماندن - به آنان تزريق نمايد.

گو آنكه اين خود به رسوايي جديدتري براي آنان تبديل شد .تناقض ميان اخبار دروني اختلاف و شكاف فتنه‌گران با اخبار بيروني نشست‌هاي وفاق ميان سران، خود به جنجالي از درون جريان فتنه عليه راس اين جريان مبدل شد كه حتي بعضي از سران فتنه نيز با انتشار سخنراني و اعلام مواضع خود ،در دبروغي محض ، نشست وفاق را «اتفاقي»! و انتشار عكس آن را نيز «اقدامي نابخردانه» دانسته و سعي كردند از شدت فشار بدنه جريان، شانه خالي نمايند.

3 - حالت فرار به جلو:
براي خروج از بن بست پديد آمده، سران جريان فتنه دست به تاكتيك جديدي زدند. اين جريان سعي نمودند، حداقل‌هاي ادامه حيات خود را براي «فرصت جديد» رهايي از بن‌بست اخذ نمايند. چنين بود كه به ساماندهي مجدد تشكيلاتي اقدام كرده و به سراغ پروژه ديگري به نام «زندانيان» خود رفتند. اين پروژه به گونه‌اي طراحي شده بود تا با دميدن در آن، افكار عمومي را تحريك كرده، روحيه عطوفت و دل رحمي ملت را به ميان كشيده و بدين وسيله نظام و انقلاب اسلامي را به چالشي كشند كه چه زندانيان برانداز را آزاد نموده و چه آنان را دربند نگاه دارد، توجهات به اين زاويه معطوف شده و از زاويه اصلي كه عمق فتنه جريان برانداز بود، غافل نمايند.
در پس پرده نيز راس جريان، فرصت مي‌يافت تا فشار افكار عمومي را تقليل داده، خود را ناصحي مشفق معرفي كرده و از ظرفيت بازيگر پنهان براي عدم مواجهه صريح با ايشان نيز جلوگيري بعمل آورد.

اين طراحي‌هاي پيش گفته، تاكتيك‌ها و استراتژي‌هايي بود كه بر روي كاغذ توسط اتاق فكر جريان فتنه تدوين شده و قرار بر آن بود تا مو به مو عملياتي شود، اما «بصيرت» عمومي ملت و «چشم به فرمان» بودن آنان نسبت به تعيين خطوط حركتي از سوي رهبر فرزانه انقلاب اسلامي - دام ظله - باعث شد تا همگي اين تاكتيك‌ها و راهبردها در نطفه خفه شده و اساسا عمق فكري نيز نيابد تا چه رسد به عمق اجرايي آن.

در اين حالت بود كه مردم و نظام اسلامي با خلق چند رويداد، عمق اقتدار، صلابت و استحكام خود را نسبت به دشمن بيروني كه به عنوان ملجاء و پناه سران فتنه بازيچه به شمار مي‌رفت، نشان داده و بدين وسيله قدرت ضربه نوازي و ضرب شست خود را به معرض ديد همگان نهاد.
شكار عبدالمالك ريگي، عنصر خبيث و عامل مستقيم موساد و سيا در آلمان، استقبال تكان دهنده، تاريخي و پرشور مردم لبنان از رييس جمهور اسلامي ايران در بيخ گوش رژيم صهيونيستي، استقبال بي‌نظير مردم، مراجع تقليد، علما و اعلام مهمترين مركز جهان اسلام از مقتداي بصير و هوشمند انقلاب اسلامي و نيز اجراي هوشمندانه و موفقيت آميز بزرگترين طرح اقتصادي كشور - هدفمندسازي يارانه‌ها - در اوج آرامش و ثبات، همچنين غلبه دادن نگاه استراتژيك انقلاب اسلامي بر طراحي‌هاي پيچيده ديپلماسي دنياي غرب در نشست اخير 1 + 5 و دهها نمونه ديگر، پالس‌هايي جدي و دندان شكن به تاكتيك‌ها و راهبردهاي دشمنان بيروني و فتنه‌گران داخلي بود.

چنين بود كه نه تنها طراحي‌هاي گذشته آنان را با شكست مواجه كرد كه بار ديگر موجب شد تا آنان با تغيير دادن تاكتيك، به شكست جديدي اعتراف كنند، چرا كه در نزد اهالي سياست، نفس تغيير تاكتيك، خود به منزله اعتراف به شكست و دور زدني باطل در مسيري بن‌بست تلقي مي‌شود.

4 - حالت بازي چندگانه از تقابل تا تعامل:
سران و اصحاب فتنه در گذر زمان از 9 دي 88 تا 9 دي 89 به اين نتيجه قطعي رسيدند كه ادامه يافتن حركت فتنه به صورت گذشته بي‌شك راهي كاملا به ته دره و سرنوشتي بي‌ترديد مفتضحانه برايشان خواهد داشت. چرا كه از يكسو حتي منجر به تشديد اختلافات و انشقاقات دروني در راس جريان خواهد بود. از سويي ديگر نمي‌توان از ظرفيت تمامي افراد موجود در ميان اصحاب فتنه كه بعضي حتي در بدنه نظام - نظير مجلس و ... - حضور دارند بهره برد و از ديگر سو تيغ مواجهه مردم و نظام با آنان را كه منجر به حذف هميشگي آنان خواهد شد ، تيزتر خواهد كرد و نيز بدليل آزموده شدن و سوخته بودن اين راه، اقبال عمومي حتي در بدنه ضد انقلاب جريان نيز كسب نخواهد كرد.

چنين شد كه تاكتيك جديد جريان فتنه بر چند محور استوار شد. اين محورها از «تقابل با نظام» - در شكل راديكالي آن - «آشتي و امتيازگيري از نظام» تا «تعامل با نظام اسلامي» در سطح خرد گسترش يافته است. در اين تقسيم‌بندي براساس روحيه و نوع جايگاه هر فرد يا جريان و نسبت آن با حاكميت، مسئوليت‌هاي متناسب تعريف شده و قرار است از ظرفيت هر موقعيت در جايگاه خود بهره‌برداري شود.

طراحي اتاق فكر جريان فتنه در شيوه جديد به گونه‌اي تدوين شده تا از چانه‌زني با نظام براي بقاء حضور جريان فتنه در مناصب تا تعبيه شرط براي نظام نسبت به حضور مجدد در حاكميت و نيز بالا نگاه داشتن ابزار و چماق حركات راديكالي عليه نظام بر سر حاكميت - به زعم سران فتنه بازيچه - گسترش يابد. تا بدين وسيله - به گمان باطل‌شان - نظام نيز دچار سردرگمي نوع مواجهه با ايشان شده بدين ترتيب فضا براي ادامه جريان در لايه‌اي جديد فراهم آيد.

چنين است كه از يكسو برخي از اصحاب فتنه حاضر در حاكميت با يكي از سران فتنه ديدار كرده و برخي ديگر براي ادامه چانه‌زني با نظام و ايفاگري نقش «موازن» از اين ديدار خودداري نمودند. همچنين در همين محور، "تنزل " فتنه عميق و پيچيده سال 88 از براندازي طراحي شده عليه نظام و جمهور مردم به دعواي دو تندرو! بر سر رياست جمهوري كه هر دو هم مقصر بوده و بايد تنبيه شوند! در دستور كار قرار گرفته است.

در محور بعدي يكي از سران فتنه كه البته از روحيه «ترس» نيز برخوردار است و نمي تـوان كارهاي تند راديكالي را - هنگامي كه هيچكس از مردم او را همراهي نمي‌كند - به وي سپرد، مي‌بايست با پررويي و وقاحت تمام بازي با نظام ترتيب داده وبه شرط و شروط با نظام اسلامي - كه خود قصد براندازي آنرا داشته و در اين راه متحمل شكست شده - پرداخته و بدين وسيله اولا در درون نظام و گروه‌هاي اصولگرا تشتتي مبني بر احتمال سازش و پذيرش با بخشي از جريان برانداز را مطرح ساخته و حفره سياسي در يكپارچگي و يك صدايي ضرورت برخورد با فتنه‌گران پديد آورد و ثانيا: اين تهديد براي نظام پديد آيد كه در صورت عدم پذيرش شروط، فضا براي طيف راديكال مهيا شده و در آنصورت چماق آنان را كسي نمي‌تواند مهار كند!

در محور سوم هم براي حفظ تابلو تقابل با نظام اسلامي و نيز ادامه يافتن مستمري‌هاي بيروني - چه در قالب دلار و پوند و چه در قالب حمايت‌هاي سياسي و امنيتي و بين‌المللي - مي‌بايست جماعت شعبان بي‌مخ فتنه وارد صحنه مجازي شده و به تحريك و اعمال حركات ساختار شكنانه بپردازند. اين سطح اما همچنانكه پيش از اين نيز بيان شد، نمي‌بايست از سطح ادعا و تحرك در فضاي مجازي به سطح اجرايي و عملياتي بيروني كشيده شود چرا كه از آن سياه لشگر تعبيه شده نه لشگري مانده و نه قدرتي، اما صرف وجود چنين ظرفيتي به عقيده «بازيگر پنهان» و ديگر سران فتنه به عنوان بازار چانه‌زني با نظام اسلامي لازم و ضروري دانسته شده است.

افتضاح تاكتيك چند گانه تعبيه شده جريان فتنه براي مواجهه با نظام اسلامي مستظهر به قدرت عظيم ملت ايران، بيش از آنكه نياز به تبيين و استدلال باشد واضح و آشكار است.
جماعتي كه در اوج باصطلاح اقتدار و طمطراق خود كه با ابهام افكني در ميان مردم از آنان نيز جمعيت قابل توجهي به امانت گرفته - و البته نتوانست آنانرا حفظ نمايد - و دشمان بيروني را پابرهنه به حمايت و حتي اسم آوردن از آنان به وسط ميدان كشيده بود، نيز نتوانست اندك لرزشي در بناي مستحكم انقلابي نظام اسلامي پديد آورد، امروز و با تبديل شدن به «موش» بي‌يال و دم و اشكم چه مي‌تواند از پيش برد؟

جرياني كه مردم مهر «باطل شد» را بر كل جريان آنان از رأس تا پيكر و بدنه در 9 ديماه 88 و 89 نواخت و نفاق آنان را در پس لايه‌هاي بسيار پيچيده فتنه و غبار افكني باز شناخت و محكوميت آنان را در فضاي عمومي اعلام كرد، امروز با رنگ عوض كردن چه مي‌تواند انجام دهد؟
آيا مردمي را كه قريب سي و چند سال پيش عمق بصيرت خود را به گونه‌اي نشان دادند كه با تعويض نخست وزير از سوي پهلوي شعار پر مفهوم «ما مي‌گيم شاه نمي‌خوايم نخست وزير عوض مي‌شه، ما مي‌گيم ... نمي‌خوايم پالون ... عوض مي‌شه» را در خيابان‌ها سر دادند، امروز و با تجربه اندوزي سي و دو ساله انقلاب اسلامي، مي‌توان با تقسيم كاري چنين رسوا، فريب داد؟
بازي "احتياط "، "ميانه‌روي " و "راديكاليسم "از سوي كساني‌كه مردم آنان را به كلي طرد كردند،مفهومي جز بازي‌هاي كودكانه مي‌تواند داشته باشد؟
آيا نظام اسلامي را كه امريكاي جهان‌خوار را به گونه‌اي به زانو در آورده كه به التماس از او درخواست مذاكره كرده و در دنيا اعتراف به ناكارآمدي سياست‌هايش بدون همكاري ايران اسلامي مي‌كند را مي‌توان با تدابيري چنين بچه‌گانه به زانو در آورد؟

سران و اصحاب فتنه بازيچه دشمن بايد زين پس به عقل معاش روزانه خود نيز شك كنند و البته جاي دوري نمي‌رود كه اطرافيان‌شان براي آنان من‌بعدازاين، حكم «زوال عقل» و «حجر» گرفته و قيم براي آنان تعيين نمايند.مردم كه به كلي آنان را مجنون مي‌دانند.

هزار و يك غلط در توجيه يك غلط

هزار و يك غلط در توجيه يك غلط

ميرحسين موسوي به جاي عذرخواهي از ملت ايران و توضيح درباره خيانت هاي زنجيره اي خود همچنان مشغول مغالطه و توجيه تراشي است.

موسوی در مصاحبه با سايت كلمه، درباره اعتراضات گسترده مردمي و رسانه اي گفت: بنده قصد پاسخ داشتم اما نامه برادر عزيزم آقاي كروبي مرا منصرف كرد. نگاه ايشان دليل بسياري از اين بداخلاقي ها را روشن مي كند. دليل دوم سكوت آن بود كه اينها از شگردهاي رژيم هاي توتاليته شبيه دوران استالين استفاده مي كنند. آنها روي گوبلز را در جعل و دروغگويي سفيد كرده اند و تهمت و دروغ را جزئي از ديانت متحجرانه خود قرار داده اند. اين همه دروغ و تهمت نشان داد اسلام حضرات چگونه اسلامي است.

وي درباره اين سؤال «كلمه» كه «چطور مي توان بر اين تفرقه افكني ها و شكاف ايجاد شده در اثر تبليغات سوء فائق آمد؟ جنبش سبز چطور مي تواند در جهت پوشاندن و كم كردن شكاف هاي مختلف گام بردارد و وحدت ملي را در برابر تفرقه افكني هاي دولتي حفظ كند» گفت: «در كنار تلاش براي گسترش آگاهي ها و مبارزه با انتشار دروغ و قلب حقايق، نبايد خاطره بحثها و گفتگوهاي صميمانه روزهاي انتخابات را از ياد برد. نبايد از ياد ببريم كه چه طور پيش از آن كه مداخله هاي به اصطلاح امنيتي فضاي گفتگوي مدني را به آشوب بكشد و صداي بحث و گفتگو را خاموش كند، شنيدن صداي همديگر را در گفتگوهاي انتخاباتي تجربه و تمرين مي كرديم. نبايد زنجيره سبزي كه تمام اختلافات و تفاوت ها را از جنوب تا شمال شهر و كشور به هم پيوند مي داد و زيستن در كنار هم را به ما مي آموخت فراموش كنيم.

موسوي با اين حال ترجيح داد به سؤالات كاملاً روشن پاسخ ندهد از جمله اينكه چرا گندم نمايي و جو فروشي كرد و در حالي كه دم از احياي خط امام و نگراني براي ارزشهاي انقلاب مي زد، مورد حمايت متفقانه جبهه ضد انقلاب قرار گرفت؟ چه خيانت هايي به كشور و ملت كرد كه مدال شجاعت از سران اسرائيل و آمريكا و انگليس گرفت و حتي يكبار هم نسبت به آنها اعلام برائت نكرد؟ و به چه دليل سلطنت طلبان و تروريست هاي منافقين و تندرو ريگي، و بهايي ها و ماركسيست ها و نهضتي ها و جبهه ملي ها براي او هورا كشيدند؟ آيا اين عملكرد منافقانه، مصداق بارز دروغ گويي و غش در معامله با مردم نبود؟ آيا برپايي آشوب و آتش افروزي و حمله به همه مقدسات اسلامي و انقلابي، «گفت وگوي مدني» بود؟! تن ندادن به قانون و تلاش براي انسداد كشور در راه انداختن جنگ حيدري- نعمتي چطور؟ آيا امثال موسوي محملي در خدمت دشمن براي دو قطبي كردن و از هم پاشاندن كشور نبودند؟ حمله به پايگاه بسيج و نيروي انتظامي و بانك و عابران و زنان و كودكان رهگذر هم جزو همان گفت وگوهاي مورد ادعا و زيستن در كنار هم بود؟ و آيا اينكه آقاي رابرت گيتس وزير جنگ آمريكا پس از ديدن دو دستگي ايجاد شده از سوي دست اندركاران فتنه سبز گفت كه ما تاكنون از تحريم ها نااميد بوديم و اكنون بايد تحريم ها را تشديد كرد، در راستاي همان دغدغه وحدت ملي بود؟!


موسوي همچنان از اين پاسخ طفره مي رود كه چرا نشست با گروهك هايي چون نهضت آزادي را انكار كرد اما يك سال بعد يكي از سايت هاي وابسته به وي برخي از همين ديدارها را منتشر كرد. يا چرا برخي از اعضاي ستاد وي در ارتباط مستقيم با سفارت انگليس و حلقه لندن و اتاق سيا در دوبي بودند و چرا برخي از همان اعضا هم اكنون در پناه دولت هاي آمريكا و انگليس و فرانسه قرار گرفته اند؟ و چرا تروريست ها و منافقين و حرمت شكنان دستگير شده در عاشوراي سال 88، از سوي وي به عنوان «مردمان خداجو» معرفي شدند؟

از دو حال خارج نيست يا موسوي به كارگزاري سرويس هاي جاسوسي استكباري تن داده بود و يا اينكه جاه طلبي و عقده هاي ناكام، وي را تا آنجا كشاند كه تن به هر نوع خيانت به نفع گروهكها و جبهه ضد انقلاب خارجه داد و در هر حال واقعيت اين است كه به قول معروف يك غلط با هزار توجيه مي شود هزار و يك غلط

با وطن‌فروش که مناظره نمی‌کنند

خاتمی می‌گوید «باید شخصیت‌های باسابقه ولو معترض سرمایه نظام به حساب آیند و تقویت شوند در غیر این صورت خیزش بعدی ممکن است به طرف اسلام و نظام اسلامی نباشد»!

 وی در دیدار با چند تن از گروههای عضو جبهه اصلاحات، با وقاحت تمام به شبیه سازی قیام‌های اسلامی ۱۵ خرداد ۴۲ و ۱۹ دی ۵۶ با آشوبگری جریان وابسته به آمریکا در سال گذشته پرداخت و گفت: اگر خیزش خرداد ۴۲ از خیابان جمع شد و به کمون(کما!!) رفت ولی آثارش را ۱۵-۱۰سال بعد دیدیم که چگونه شد و به چه نتیجه‌ای رسید.

وی اضافه کرد: خیال نکنیم وقتی جنبش‌هایی در جامعه به وجود می‌آید به وسیله سرکوب از بین می‌رود بلکه زمینه هست تا چگونه بروز و ظهور پیدا کند. نگرانی‌ام از این است ما در این موقعیتی که هستیم خدای نکرده به خاطر رفتارهای نادرستی که هست خیزش بعدی که بروز و ظهور پیدا می‌کند دیگر به طرف اسلام و نظام اسلامی نباشد. ممکن است با این محدودکردن‌ها و مشکل درست کردن‌ها، کسانی از دور و بر و اطراف کسانی که به اصل نظام اعتقاد دارند و از اصل نظام دفاع می‌کنند ولی نسبت به مسائل انتقاد دارند پراکنده و مایوس بشوند، اما به دامن حکومت نخواهند افتاد بلکه به دامن کسانی می‌افتند که اصل را قبول ندارند. باید شخصیت‌های باسابقه ولو معترض سرمایه‌ای به حساب بیایند که پیرامون آنان بخش عظیمی از نیروهای جوان جامعه که به هرحال اعتراضی هم دارند جمع شوند و در کنار اصل نظام و انقلاب و راه امام بمانند. محدود کردن‌ها و تهمت زدن‌ها و نسبت دادن‌ها سبب خواهد شد بخش جوان و نخبه جامعه اگر از این طرف مایوس شود به دامن کسانی بیفتند که می‌گویند اصل نظام نباید باشد.

وی آنگاه مجددا به قیام ۱۹ دی ۵۶ بازگشت و گفت: به هرحال اگرچه برای مدتی نهضت در حالت کمون بود ولی لحظه به لحظه اعتراض جامعه به نفرت بدل می‌شد تا اینکه دوباره چون آتشفشانی بروز کرد و جامعه هیچ راهی را جز سرنگونی رژیم در برابر خود ندید. این‌ها اشتباه بزرگتری کردند یعنی بغض و کینه خود را از مردم به صورت مقاله‌ای علیه امام در یکی از روزنامه‌ها منتشر کردند ظاهرا وزیر اطلاعات رژیم آن وقت با اسم مستعار به امام اهانت کرد و آن وقت بود که انفجار رخ داد و مردم به پا خاستند.

خاتمی همچنین برخلاف عملکرد جریان متبوع وی در زمینه مقابله با جمهوریت نظام و رای اکثریت مردم در جریان فتنه سال گذشته، مدعی شد: ما از حق مردم دفاع می‌کنیم، می‌گوییم محدودیت‌های بی‌جا نباشند؛ آزادی در چارچوب قانون باشد، مردم بتوانند انتخاب کنند، حرفشان را بزنند؛ هرکس می‌خواهد بیاید. صحبت از حق فردی و خواست فردی نیست... البته ممکن است همه اشتباه کنند ولی چگونه می‌توان گفت یک طرف که قصد خدمت به نظام و مردم داشته و کار کرده، گفته شود منحرف و خطاکار است ولی آن طرفی که خیلی کارهای بدی کرده معصوم و مصون تلقی شود، این منصفانه نیست. بیایید فضای آزاد مناظره و بحث بگذارید و این‌ها منتشر شود انتقاد شود و اگر اشتباهی هم بوده در یک فضای باز همه هم به آن اعتراف کنند، اگر کسانی از این طرف و آن طرف اشتباهی داشته‌اند بیان شود.

وی که بعد از ۸ ماه تحریک به آشوب و فتنه‌گری برای برهم ریختن قواعد مردم سالاری و قانون، مدتی است می‌کوشد دوباره به ژست سابق قانونگرایی و دموکراسی خواهی برگردد، گفت: باید برای انتخابات در چارچوب قوانین ساز و کاری تعیین شود که هر کسی نامزد خود را در صحنه داشته باشد، بتواند رای بدهد و مطمئن باشد رأیش تعیین کننده است انتخابات آزاد و سالم یعنی همین.

سخنان اخیر این مهره نشان شده محافل آمریکایی و اسرائیلی برای فتنه و آشوب در ایران به ابهامات تازه تری دامن می‌زند از جمله اینکه؛ اولاً چه نسبتی میان جریان فتنه و نفاق جدید با جریان‌های برانداز برقرار است که جریان برانداز جایگزین و بدیل جریان نفاق جدید معرفی می‌شود؟

ثانیاً مگر دو جریان نفاق جدید و برانداز سال گذشته به روشنی کنار هم قرار نگرفتند آیا طی ۱۹-۱۸ ماه گذشته حتی یک کلمه از خاتمی در تخطئه جریان برانداز فعال در فتنه و آشوب که کار را به هتاکی علیه امام حسین (ع) و امام خمینی کشاندند، شنیده شده است؟!

ثالثاً خاتمی با چه رویی و در حالی که آفرین‌های متعددی از اوباما و کلینتون و شیمون پرز و رئیس موساد و سلطنت طلبانی چون داریوش همایون (بانی اهانت به حضرت امام در دی ماه ۵۶ و باعث خیزش الهی مردم قم در ۱۹ دی) دریافت کرده، فتنه عناصر وابسته به ضد انقلاب را با قیام ۱۵ خرداد و ۱۹ دی مقایسه می‌کند. آیا‌‌ همان خروش چند میلیونی مردم غیور تهران در ۹ دی ۸۸ و اقیانوس جمعیت از میدان امام حسین (ع) تا میدان انقلاب و آزادی که شعار می‌دادند «لعن علی عدوک یا حسین (ع) - خاتمی و کروبی و میرحسین»، کافی نیست تا این عنصر بازی خورده محافل غربی یقین کند که جریان متبوع وی نه به کمون] کما! [رفته بلکه مرده است؟ و اساساً باید پرسید مگر مردم نستوه ایران و بانیان حماسه ۹ دی مرده‌اند که امثال خاتمی به پشتوانه آمریکا و انگلیس و اسرائیل کودتای ۲۸ مرداد را بازسازی کنند؟!

رابعاً اگر جریان همراه خاتمی و دیگر فتنه گران غم و نگرانی نظام را داشتند که بساط بی‌قانونی، اردوکشی و آشوب خیابانی و اهانت به مقدسات ملت ایران را فراهم نمی‌کردند. جای سؤال دارد که اگر به جای منافقین فتنه گر جدید قرار بود جریان‌های ضد انقلاب محارب (منافقین قدیم) مانند سال‌های اول انقلاب معرکه گیری کنند، جز‌‌ همان حوادث سیاه و خیانت‌های بی‌سابقه را رقم می‌زدند که امثال خاتمی و موسوی و کروبی تدارک کردند؟! بله شما «سرمایه» بودید اما نه سرمایه ملت ایران بلکه‌‌ همان طور که نتانیاهو گفت: «سرمایه بزرگ اسرائیل بودید» اما سوخت شدید و روی دست سرمایه گذاران باد کردید. نسل نخبه و جوانی هم که از آن‌ها دم می‌زنید شعور و بصیرت خود را هم در ۲۲ خرداد و هم در ۹ دی و ۲۲ بهمن ۸۸ به رخ خیانتکارانی چون شما کشیدند و دشمن را ناامید کردند.

خامساً در هیچ جای جهان با خائن و جاسوس و وطن فروش «مناظره و مباحثه» نمی‌کنند و خیانت وطن فروشی را که حکمش اعدام است، به حساب «اشتباه» نمی‌گذارند. اما درباره اعترافی که از آن دم می‌زنید، هنوز هم دیر نیست، بسم الله بشمارید و بابت تک تک خطا و خیانت‌هایی که در حق ملت نجیب و مظلوم ایران مرتکب شدید تا شاید از سوی مستکبران عالم و رسانه‌های آن‌ها مرحبایی بشنوید و تحویل گرفته شوید، عذر بخواهید و البته مجازات شما به عنوان وطن فروش و ستون پنجم دشمن به جای خود باقی خواهد بود.

کد های آشكار از پيوند موساد و جريان فتنه

روشن است كه اين‌همه اسناد و مدارك در كنار موضع گيري آشكار حمايتي موساد و سران رژيم اشغالگر قدس از اغتشاشات سال گذشته در ايران نمي تواند اتفاقي باشد و اين‌ها گام‌ها و اسنادي است كه خداوند متعال از باب رحمت و ارشاد در برابر چشم هاي بيدار هموطنانمان گشوده است.

به گزارش کلمه ، شهادت دكتر مسعود عليمحمدي از جمله رويدادهاي تروريستي پس از انتخابات رياست جمهوري سال ۱۳۸۸ بود كه جريان فتنه قصد بهره برداري سياسي ازآن را داشت.

فتنه گران به ويژه يك عضو اين جريان احمد شيرزاد در سلسله اظهار نظر ها ، بيانيه ها و خبرسازي هاي متعددي ، مدعي شدند كه اين جريان بيشتر مي تواند به جريان‌هاي داخلي كشور و با هدف تحت تاثير قرار دادن حاشيه سبزها مربوط باشد تا به دستگاه‌هاي تروريستي غرب و اسرائيل.

شيرازاد عضو موثر حزب مشاركت حتي به ابراز عقيده پرداخت و مدعي شد كه مردمي كه در روز تشييع پيكر شهيد عليمحمدي شعار مرگ بر اسرائيل سر مي‌دادند ، از جمعيت اصلي تشييع كننده وي جدا بودند.

اين همدستي علني با سرويس هاي جاسوسي غرب و اسرائيل براي مخفي ماندن هويت واقعي جريان تروريستي موساد ، بار ديگر برگ ننگيني را در سابقه سرشار از خيانت هاي فرقه اي جريان فتنه را رقم زد.

سايت جرس به‌عنوان ارگان اصلي فتنه گران نيز با چينش خاص اخبار و ادعاي هواداري عليمحمدي در روزهاي انتخابات از موسوي سعي داشت تا به مخاطبينش القا كند كه اين اقدام را مجموعه اي وابسته به حاكميت جمهوري اسلامي براي سركوب مخالفان ترتيب داده است.

اكنون با گذشت چند ماه و دستگيري بسيار هوشمندانه و جالب عوامل تروريست موساد توسط وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران ، فتنه گران بيش از قبل رسوا و روسياه شده اند.

كافي است اين جانبداري مزورانه جريان فتنه از سرويس هاي جاسوسي غرب را در كنار سفر كاسپين ماكان دوست نداصالحي (نداي فتنه) قرار دهيم تا ماهيت و عمق ارتباط جريان فتنه با رژيم صهيونيستي آشكار شود.

هواداري سايتي از جمله سايت‌هاي مربوط به جريان موسوي از اقدامات رژيم صهيونيستي در سركوب كاروان حاميان و فعالان حقوق بشر غزه ، سر دادن شعار نه غزه نه لبنان در تجمع غير قانوني و ننگين فتنه طي روز قدس سال گذشته و... همه نشان از عمق ارتباطات كثيف اين جريان با سرويس جاسوسي موساد دارد.

روشن است كه اين‌همه اسناد و مدارك در كنار موضع گيري آشكار حمايتي موساد و سران رژيم اشغالگر قدس از اغتشاشات سال گذشته در ايران نمي تواند اتفاقي باشد و اين‌ها گام‌ها و اسنادي است كه خداوند متعال از باب رحمت و ارشاد در برابر چشم هاي بيدار هموطنانمان گشوده است.

امروز افشاي ارتباط مستقيم و كاملا ارگانيك جريان ترورها با اسرائيل و موساد و همچنين جانبداري و قصد سازمانهاي رسانه اي جريان فتنه در گذشته به نشانه روي اتهامات به سوي نظام اسلامي ، بار ديگر اثبات كرد دشمنان ايران قسم خورده و متحد در هر گوشه از جهان خود را با مديريت صهيونيسم بين الملل عليه عزت و سربلندي ايران اسلامي بسيج كرده اند.

بايد همچنان منتظر بود تا اسناد ديگر اين ارتباطات نيز بزودي و به مدد رشادتهاي سربازان گمنان حضرت ولي عصر افشا شود.

انتقاد تند روزنامه گاردین از حامیان فرقه رجوی؛حمایت نمایندگان پارلمان‌ آمریکا و انگلستان از منافقین

روزنامه انگلیسی گاردین با اشاره به اوضاع گذشته مجاهدین از جمله همکاری‌های رجوی با صدام و رفتارهای تروریستی این سازمان اعلام کرد: این حمایت‌ها به نوعی اشتباهات آمریکا و غرب در حمایت از سازمان تروریستی طالبان را تداعی می کند.

انتقاد تند روزنامه گاردین از حامیان فرقه رجوی؛حمایت نمایندگان پارلمان‌ آمریکا و انگلستان از منافقین شرم آور است

قدیمی‌ترین روزنامه انگلستان(گاردین) ضمن انتقاد صریح از برخی نمایندگان پارلمان‌های انگلستان و آمریکا، حمایت از این فرقه را شرم آور توصیف کرد و خواستار توقف آن شد.

نهضت سبزنبوی به نقل ازهابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور) روزنامه انگلیسی گاردین با اشاره به اوضاع گذشته مجاهدین از جمله همکاری‌های رجوی با صدام و رفتارهای تروریستی این سازمان اعلام کرد: این حمایت‌ها به نوعی اشتباهات آمریکا و غرب در حمایت از سازمان تروریستی طالبان را تداعی می کند.

در مقاله روزنامه گاردین، حمایت از مجاهدین یک اشتباه استراتژیکی و اخلاقی توصیف و در ادامه آمده است: مثال‌های زیادی برای اشتباه بودن برخی تصمیم‌های غرب وجود دارد که از آن جمله می‌توان به فروش سلاح به صدام و همچنین ژست های دلجویانه از طالبان در اواخر دهه ۱۹۹۰ میلادی اشاره کرد که طی آن رئیس جمهوری وقت آمریکا، بیل کلینتون، در شرایطی از طالبان دفاع کرد که این گروه مردم افغانستان را بی‌رحمانه سرکوب می‌کردند.

این منبع همچنین درباره دوگانگی و ادعاهای بی‌پایه و اساس منافقین در موضوعاتی از جمله دموکراسی، با اشاره به رابطه رجوی با صدام و مشارکت منافقین در سرکوب جنبش های دموکراتیک در عراق‌ نوشت: بین لفاظی‌های منافقین درباره دفاع از دموکراسی و اعمال گذشته آن به خصوص ارتباط آن‌ها با صدام حسین بین سال های ۱۹۸۶ تا ۲۰۰۳ فاصله بسیاری وجود دارد.

درادامه مقاله این روزنامه در نقد عملکرد منافقین آمده است: به نظر شورای روابط خارجی آمریکا، سازمان مذکور در سال ۱۹۹۱ در انتقام جویی‌های بی‌رحمانه علیه کسانی که در برابر حکومت عراق به پا خاسته بودند شرکت مستقیم داشته است و در واقع گستره عمل این گروه به عنوان بازوی مؤثر حکومت دیکتاتوری صدام حسین، وقتی کاملاً روشن می‌شود که ملاحظه شود این سازمان به هنگام محاصره عراق از سوی نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۰۳ دارای ۲۰۰۰ تانک، خودروی زره پوش و قطعات توپخانه سنگین بوده است.


خطيب جمعه تهران:

خطيب جمعه تهران:

برتري طلبي موجب فتنه در جامعه مي‏شود

خطيب نماز جمعه تهران گفت: برتري طلبي موجب ايجاد آشوب، ناامني و فتنه در جامعه مي‏شود.

حجت الاسلام و المسلمين کاظم صديقي در خطبه نخست نماز جمعه اين هفته تهران با دعوت مردم به رعايت تقواي الهي تصريح کرد: واي بر بازي‏هاي سياسي و رقابت‏هايي که جامعه را به چالش مي‏کشاند و کسي که دنبال اين قضايا است، از همه بدتر است.
وي گفت: خانه آخرت مخصوص کساني است که اراده و انگيزه قدرت طلبي و برتري جويي در زمين ندارند، اهل فتنه نيستند، جامعه را به چالش نمي کشند و حاضر نمي شوند براي خاطر خود، شرايط منظم جامعه را بر هم بزنند.
خطيب نماز جمعه تهران، حضور مردم در هواي سرد در ميعادگاه نماز جمعه را نشانگر عشق نمازگزاران به پروردگار دانست و در ادامه سلسله بحث‏هايش درباره اسرار نماز افزود: نماز سرالله و اسم اعظم الهي است و خداوند در هنگام نماز در وجود بندگان تجلي مي‏کند و افتخاري بالاتر از اين فريضه وجود ندارد.
وي با بيان حديثي قدسي گفت: نماز موجب کسب معرفت خداوند مي‏شود و انسان را در برابر حق کوچک مي‏کند؛ به طوري که همه جا را محضر، جلوه قدرت و مجراي جلال حق تعالي مي داند.
حجت الاسلام و المسلمين صديقي افزود: مومنان در هنگام نماز در برابر عظمت خداوند تواضع مي کنند. وي گفت: اگر بزرگي خداوند انسان را کوچک و نفس و تمايلاتش را کنترل کرد، موجب جلوگيري از آلودگي اش مي شود و بايد توجه داشت که درجه آلوده نشدن متفاوت است.
خطيب نماز جمعه تهران افزود: برخي افراد با وجود تشخصي که دارند براي ملاحظه وجاهت اجتماعي از خيلي کارها و لذايذ صرف نظر مي کنند، اما برخي مومنان بالاتر از اين افراد با توجه به اين که مي‏دانند جهنم به شهوات پيچيده شده است، خود را به گناه آلوده نمي‏کنند.
وي گفت: برخي بالاتر از اين گروهند و مي دانند که انسان با سرعت به مرگ نزديک مي‏شود و بيش از زندگي دنيايي به زندگي معنوي و شوق بهشت فکر و از شهوات و ضايع کردن حقوق بندگان پرهيز مي‏کنند.
حجت الاسلام و المسلمين صديقي با بيان اين که بهشت در قله است و بايد گردنه دنيا را براي رسيدن به آن پيمود، افزود: براي رسيدن به بهشت خداوند، هيچ راهي جز گذر از تمايلات نفساني نيست و در اين راه بايد روي هواي نفس پا گذاشت.
خطيب نماز جمعه تهران گفت: اگر کسي از مقام و جايگاه ربوبيت خدا ترسيد و خود را نگه داشت وعده‏هاي خداوند برايش تحقق مي يابد.
وي قبولي نماز را رسيدن به خدا دانست و افزود: سفره پذيرايي حق تعالي و انس با يار و خلوت با دوست در وقت نماز براي بندگان گسترده است.
حجت الاسلام و المسلمين صديقي، در پي آلودگي و تمايلات حيواني نرفتن را يکي ديگر از ويژگي‏هاي مومنان براي درک اسرار نماز خواند و گفت: انگيزه اين افراد دوستي خداوند است.
خطيب نماز جمعه تهران افزود: زرق و برق دنيا حواس انسان را پرت مي کند و خوشا به حال کسي که تجارت و زد و بندها او را از خداوند باز نمي دارد.
حجت الاسلام و المسلمين صديقي گفت: خوشا به حال کسي که توفان‏هاي مادي، درآمدها، بازي‏هاي سياسي و داد و ستدهاي شيطاني او را از ياد خدا غافل نمي کند.
وي افزود: خود برتر بيني، فخر فروشي و امتياز طلبي مورد رضايت خدا نيست و کسي نمازش درمان و علاج است که خود را در برابر بندگان بالاتر نداند.
خطيب نماز جمعه تهران گفت: يکي از پايگاه هاي معالجه دردها، ميعادگاه‏هاي نماز جمعه است.
حجت الاسلام و المسلمين صديقي در بخش ديگري از سخنانش با بيان اين که انسان هاي دل شکسته و مصيبت ديده در جامعه کم نيستند و نبايد به آنها بي تفاوت باشيم، افزود: نمازگزار نمي‏تواند گرسنگان و‌ نيازمندان به پوشاک را در اين هواي سرد و افراد غريبي که دور از وطنند از ياد ببرد و اطعام گرسنگان و کمک به نيازمندان جزء کار مستمر او است.
وي گفت: يکي ديگر از ويژگي‏هاي نمازگزاران حقيقي اين است که خلاءهاي معنوي و نيازهاي اخلاقي جامعه را پر مي کنند و درصدد برطرف کردن عيوب بشر هستند.
خطيب اين هفته نماز جمعه تهران افزود: اگر کسي اين اسرار را از نمازش بگيرد، مانند خورشيد مي‏درخشد.

متن كامل گفتگوي همسر شهيد علي‌محمدي با جرس؛ نقشه‌هاي جرس نقش بر آب شد

متن كامل گفتگوي همسر شهيد علي‌محمدي با جرس؛
نقشه‌هاي جرس نقش بر آب شد
شوهر من از قبل هم تهدید شده بود. شهریور ماه سال گذشته یک نفر به من زنگ زده بود و گفت از طرف دکتر رهبر رییس دانشگاه تهران هستم و من اشتباه کردم و شماره تلفن همسرم را هم به ایشان دادم. بعد همسرم گفتند که منافقین بودند و او را تهدید کردند . همسرم همان موقع این موضوع ( تهدید تلفنی) را...
 هم زمان با خبر دستگيري عامل ترور شهيد علي‌محمدي، سايت جرس متعلق به ضد انقلاب‌هاي لندن‌نشين كه به مديريت بهاء‌الله مهاجراني به روز مي‌شود، گفتگويي تلفني با همسر شهيد علي‌محمدي انجام داد. در اين گفتگو مصاحبه كننده سعي داشت كه به همسر اين شهيد چنين القاء كند كه اين ترور ، كار عوامل خارجي و صهيونيستي  نبوده و كار خود نظام است. اما بانوي بزرگوار اين شهيد با جواب‌هاي هوشيارانه‌ي خود تمامي نقشه‌هاي اين عوامل وابسته به غرب را نقش بر آب كرد. اين گفتگو در حالي تمام شد كه اين بانو، انتقادي هم به روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب كه در ظاهر هميشه خود را مدعي دفاع از حقوق بشر و حقوق مردم نشان مي‌دهند داشت. متن كامل اين گفتگوی تلفنی  به شرح ذيل است:



 

فردا  ۲۲ دی ماه، سالگرد ترور همسر شماست،  در آستانه این سالگرد  فیلمی از اعترافات فردی که به عنوان عامل اصلی ترور معرفی شده است از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شده است، نظر شما در این مورد چیست؟
 

من بسیار خوشحالم که بالاخره عامل ترور همسرم معرفی شده است. همه خانواده ام خوشحال هستند. خون همسرم مظلومانه ریخته شده بود.  با بی انصافی و وحشیانه خون همسرم را ریختند. من خوشحالم از اینکه این مزدورانی که وابسته به خارج از کشور بوده اند را توانستد دستگیر کنند و با اعترافاتی که کردند نشان می دهد که از کجا سرچشمه می گیرد.

 

شما اعترافات را از تلویزیون دیده اید؟

بله من بخش هایی از این اعترافات را دیده ام و از آقایانی که به منزل ما  آمده بودند خواستم که خودم هم این کسانی که اعتراف کرده اند را ببینم و قرار هم بر همین  است.  حتی به این کسانی که به منزل ما آمدند گفتم من حاضرم خودم طناب دار را به گردن قاتل بیاندازم.

 

چه کسانی به منزل شما آمده اند؟ نظرتان در مورد اعترافات چیست؟

من خودم به این اعترافات مطمئن هستم. چون قبل از اینکه تلویزیون اعترافات  را پخش کند، کسانی  چندین بار به منزل ما آمده بودند  خیلی سوالات از من  پرسیدند. بعد هم  با سوال هایی که از من پرسیدند و سوال هایی که از عامل ترور همسرم پرسیدند دیگه مطمئن شده بودند که این اعترافات درست است.

مثلا  سه شنبه این اتفاق (ترور) برای همسرم  افتاد، من روز یکشنبه  به همراه همسرم رفته بودم تا  بچه خواهرم را از مدرسه بیاوریم.  ایشون ( عامل ترور)   گفته بود که می خواستند یکشنبه بمب را منفجر کنند ولی به این علت که ما همیشه مسیر مون بالای کوچه بود (ولی اون روز چون به تجریش می خواستیم برویم مسیر ما پایین کوچه بود)، گفتند چون زن و بچه همراهشون بود، ما ترور نکردیم و حتی یک بمب را از ضامن خارج کردند ولی منفجر نکردند،  که من هم گفتم اینها دروغ می گویند به خاطر اینکه ما  پایین کوچه رفتیم، ایشون وقتی اون بمب را منفجر کرده بودند چون به سمت بالا رفته بودند درست موج انفجار به سمت سرشون قرار داشت  و اگه می رفتند به سمت پایین کوچه ، هیچ وقت کشته شدن همسرم حتمی نبود.

 

این حرف ها به قبل از اینکه اعترافات تهیه و پخش شود بر می گردد؟    

بله، بله، همه را قبلش از من سوال می کردند، و با صحبت هایی که یک مقدار از من می پرسیدند و یک مقدار از آنها( اعتراف کنندگان) می پرسیدند و بعد و این صحبت ها را با  هم چیز می کردند، یعنی من مطمين هستم کار خودشون بوده و من قرار هست برم این چند نفر را ببینم. یعنی واقعا دلم می خواهد بپرسم چرا اینکار را کردند. همسرم همه زندگی اش صرف علم و دانشجویانش شده است و این کار خیلی ظالمانه و جنایتکارانه بوده و حتما دلم می خواهد بپرسم چطور دلت آمد این کار را بکنید، چون اسراییل به شما گفت،  باید یک همچین کاری را بکنید؟  چون آنها  دشمن هستند و می خواهند به اهداف خودشان برسند .


شما خودتان ارزیابی تان از نقش اسراییل چیست؟ 
خب آنها نمی خواهند کشور ما پیشرفت کنند. شوهر من از قبل هم تهدید شده بود. شهریور ماه سال گذشته یک نفر به من زنگ زده بود و گفت از طرف دکتر رهبر رییس دانشگاه تهران هستم و من اشتباه کردم و  شماره تلفن همسرم را هم به ایشان دادم. بعد همسرم گفتند که منافقین بودند و او را تهدید کردند . همسرم همان موقع این موضوع  ( تهدید تلفنی) را به مسوولان هم اطلاع داده بود ولی متاسفانه آن زمان کم کاری شد، باید رسیدگی و محافظت می کردند از ایشون یا حداقل به ایشون می گفتند موبایل خودتان را عوض کنید، ولی اینکار انجام نشد. من مطمئن هستم جز خارجی کار کس دیگری نمی تواند باشد. به نظرم داخلی نمی تواند انقدر احمق باشد که بخواهد کسی که می توانست مایه پیشرفت کشور باشد را از بین ببرد.

 


پس درواقع  پیش ازین هماهنگیهایی صورت گرفت و شما در جریان قرار گرفتید؟

بله بله ما را در جریان قرار می دادند ولی به ما گفته بودند به هیچ کسی نگویید تا این کار تمام شود. می گفتند اطلاعات سوخته می شود اگر پخش شود. قبلش به من یک سری اطلاعات را دادند ولی چون گفتند به کسی نگویید من حتی به خانواده ام و مادر  و خواهر همسرم هم نگفته بودم. چند باری می آمدند منزل ما سوالاتی را می پرسیدند ولی  خب قرار نبود جایی گفته شود.


من پیش از این هم مصاحبه ای با شما انجام دادم ، که شما انتقاد کرده بودید و  گفته بودید که هیچ کسی پیگیر پرونده شما نیست.

آن زمان هیچی به ما گفته نشد. بعد  از ترور دکتر شهریاری استاد دانشگاهی که ترور شد مسولان آمدند سراغ ما  و گزارش دادند.  من گفتم چرا انقدر دیر آمدید سراغ ما و گزارش دادید؟  گفتند، دوستان خودتان نگذاشتند. من گفتم اگر می دانستم شما آنقدر تا حالا فعالیت کردید، دعای خیر من بدرقه شما بود،  متاسفانه دیر فهمیدم و واقعا هم از مسوولان خیلی تشکر می کنم چون خودشان می گفتند در این یک سال به صورت شبانه روزی کار کردند و به من گفتند شاید بعضی ها حتی بیست روز نتوانستند بروند منزل و خانواده هایشان را ببینند و چند روز چند روز نمی خوابیدند در این یک سال .

 
برای چه کاری؟ برای دستگیری و گرفتن همین  اعترافات؟

بله بله برای گرفتن همین مزدوران.


 صحبت آخر شما؟

من کاملا اطمینان دارم  و مسوولان دارند با ما همراهی می کنند. چون دکتر قبل از شهادت دوستانی داشتند که به من هم  می گفتند هرچه این دوستان  بگویند قبول داشته باش و من هم مطمین هستم. به مسوولانی هم که به منزل ما آمده بودند هم گفتم من واقعا از زحمات شان برای شناسایی قاتل همسرم ممنونم و الان هم خیلی خوشحالم، در پوست خودم نمی گنجم. می دانم جامعه هم  چه می گویند،  امروز بیرون رفتم دیدم که روزنامه های اصلاح طلب هم فقط یک خبر کوچولو در مورد اعترافات منتشر کردند. از شما هم می‌خواهم طوری نوشته نشود که این خوشحالی از ما گرفته شود بالاخره این قاتلان رفتند اسراییل دوره دیده اند و از ما قوی تر هستند.

باز هم سوتي هاشمي رفسنجاني

باز هم سوتي هاشمي رفسنجاني

حسين شريعتمداري مدير مسئول روزنامه كيهان باز هم مچ هاشمي رفسنجاني رو گرفت و در يادداشت روز مورخ ۲۱/۱۰/۸۹ روزنامه كيهان خطاب به رفسنجاني اينچنين نوشت:

يك حرف از آن هزاران ! (يادداشت روز)
پيام آيت الله هاشمي رفسنجاني به مناسبت سالگرد قيام خونين 19 دي كه دو روز قبل منتشر شد اگرچه در نگاه اول از توجه ايشان به ضرورت گراميداشت خاطره آن قيام خونين حكايت مي كند و از اين زاويه درخور تقدير به نظر مي رسد ولي برخي از آنچه در متن پيام آمده و نيز، بي سابقه بودن آن طي 33 سال- و يا دستكم 31 سال- گذشته، پرسش ها و ابهاماتي را پيرامون چرايي تهيه و انتشار اين پيام پيش مي كشد كه اميد است اين پرسش ها و ابهامات با توجه به هوشمندي حضرت آيت الله رفسنجاني، پاسخ هاي روشني را در پي داشته باشد. و در اين باره گفتني است كه؛
1- طي 33 سالي كه از قيام خونين 19 دي مي گذرد، براي اولين بار است كه آقاي هاشمي رفسنجاني به مناسبت سالگرد اين قيام بيانيه مي دهند و سؤال اين است چرا ايشان در تمامي طول 33 سال گذشته كمترين ضرورتي براي صدور بيانيه به همين مناسبت، احساس نكرده اند؟ و امسال با 33 سال گذشته چه تفاوت هاي درخور توجهي دارد كه احساس نياز به صدور بيانيه را در حضرت ايشان برانگيخته است؟ ممكن است گفته شود كه ترك يك اقدام خداپسندانه نظير گراميداشت قيام آفرينان 19 دي، طي سه دهه گذشته، نمي تواند و نبايد مانع از انجام آن در سال هاي بعد باشد و حكيمان به حكمت گفته اند «جلوي ضرر از هر كجا كه گرفته شود، سودمند خواهد بود». اين تلقي قابل قبول است ولي متاسفانه و آنگونه كه در پي خواهد آمد، متن و محتواي پيام با اين گزاره همخواني ندارد و نشان مي دهد براي همين امسال تهيه شده است و با عرض پوزش، قيام 19 دي فقط بهانه صدور اين بيانيه بوده است و نه «علت» آن! چرا...؟! براي شرح بيشتر اين ماجرا بايد به متن مراجعه كرد.
2- جناب رفسنجاني در بخشي از بيانيه ياد شده به رخدادهاي سال 1356 اشاره كرده و مي نويسد؛ آمريكا و رژيم شاه وقتي مانند سران مشرك قريش به عجز خود در مقابله با اقبال روزافزون مردم به امام و نهضت روحانيت پي بردند، در همان سال دو سياست را براي ترور فيزيكي و شخصيتي امام دنبال كردند و توضيح مي دهد كه؛
«براي ترور فيزيكي نور چشم امام، حاج آقا مصطفي خميني را در آبان ماه 1356 نشانه گرفتند تا امام را از ادامه مبارزه مأيوس كنند. اما وقتي استواري امام را در تداوم مبارزه و صلابت مردم در حمايت از امام ديدند، در دي ماه همان سال سياست ترور شخصيتي امام را در دستور كار خويش قرار دادند و مقاله اي سراسر توهين و تهمت به امام را در روزنامه اطلاعات منتشر كردند كه به اعتراف دوست و دشمن، اتفاقات پس از آن، سقوط رژيم پهلوي را در سراشيبي تسريع نهاد.»
و در ادامه مي نويسد؛ «اينك 30 سال از پيروزي انقلاب اسلامي مي گذرد و بقاياي فكري دين زدايي و روحانيت ستيزي كه در بهار هوشياري مردم ايران، چون مارهاي افسرده سر در خاك انتقام فرو برده بودند، در پاييز بداخلاقي هاي سياسي و اختلافات سليقه اي، پوست اندازي كرده و سر برآورده اند و خاكريز به خاكريز جلو مي آيند و شاهديم كه پس از توهين و تهمت به سران روحاني عرصه سياست در 30 سال گذشته، به فضلا، علما و مراجع قم رسيده اند. تأسف آور است كه اين بار براي توهين و تهمت، لباس رشيدي مطلق ها را درآورده و خرقه دوستي و ارشاد پوشيده اند». همانگونه كه ملاحظه مي كنيد آقاي رفسنجاني به مقاله اهانت آميز شخصي با نام مستعار «رشيدي مطلق» در روزنامه اطلاعات دي ماه 1356 اشاره مي كند كه در آن به ساحت مقدس حضرت امام(ره) اهانت شده بود و اين اهانت قيام 19 دي قم و تداوم بي وقفه انقلاب اسلامي را به دنبال داشت. اما «رشيدي مطلق» كيست؟ بخوانيد؛
3- «رشيدي مطلق» آنگونه كه بعدها از اسناد ساواك بدست آمد نام مستعار «داريوش همايون» است. او يك صهيونيست نشان دار است كه وابستگي خود به صهيونيست ها را انكار نمي كند. وي وزير اطلاعات و جهانگردي رژيم شاه در كابينه جمشيد آموزگار و مدير و مؤسس روزنامه آيندگان بود كه باز هم مطابق اسناد ساواك از طريق لابي با صهيونيست ها و سفارت رژيم اشغالگر قدس اداره مي شد و از سوي حضرت امام(ره) با ذكر نام طرد شده بود. البته برخي از اسناد ساواك از داريوش همايون به عنوان كسي كه نامه ياد شده با اسم مستعار «احمد رشيدي مطلق» را براي چاپ از دربار به روزنامه اطلاعات برده است ياد مي كنند كه در اين حالت نيز يكي از عوامل اصلي در چاپ نامه مورد اشاره است.
ممكن است بپرسيد اين توضيحات درباره هويت «داريوش همايون» چه ضرورتي دارد؟ پاسخ آن است كه «داريوش همايون» در جريان فتنه 88 يكي از حاميان سينه چاك سران فتنه بوده است كه كيهان به نمونه هايي از آن با ذكر منبع و سند اشاره داشته است. داريوش همايون بارها اعلام كرده است كه «پيروزي انقلاب اسلامي بزرگترين كابوس عمرم بوده است». وي با وجود آن كه يك سلطنت طلب است در اواخر آذرماه 89 طي مصاحبه اي با راديو فردا گفته بود، تجربه 85 ساله من نشان مي دهد كه موسوي و خاتمي و كروبي براي سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي به مراتب مفيدتر از شاهزاده رضا پهلوي عمل كرده اند. جنبش سبز اميد از دست رفته را به ما بازگرداند و حمايت همه جانبه از اين جنبش و رهبران آن وظيفه ملي- ميهني همه كساني است كه حضور اسلام را در حاكميت ايران نمي پسندند!
داريوش همايون در مصاحبه با نشريه ضد انقلابي «تلاش» ضمن تشكر از همراهي منافقين با سران فتنه، خطاب به كساني كه اين همراهي و همكاري را باعث بدنامي فتنه گران مي دانند، گفته بود؛ «من خودم يك بي دين هستم ولي امروزه بايد موقعيت حساس موسوي و كروبي را درك كرد و حضور همه گرايش ها از بهايي ها، سازمان مجاهدين خلق، سلطنت طلب ها و حتي ماركسيست ها را در كنار رهبران جنبش به فال نيك گرفت.» و...
4- اكنون بايد از آقاي هاشمي رفسنجاني پرسيد؛ حضرتعالي كه در پيام خود از داريوش همايون، يعني همان «احمد رشيدي مطلق» به عنوان عامل رژيم آمريكايي شاه و اهانت كننده به اسلام و امام و روحانيت ياد مي كنيد و اقدام وي را با اهانت «سران مشرك قريش» به ساحت رسول خدا(ص) برابر مي دانيد- كه حق نيز چنين است- آيا از حضور فعال وي در كنار آقايان موسوي و خاتمي و كروبي در فتنه 88 خبر نداريد؟ به يقين از اين ماجراي مشمئزكننده باخبريد. بنابراين پرسش بعدي آن است كه چرا عليه وي كمترين موضعي نگرفته و دوستان خود را به خاطر همراهي با اين جرثومه فساد و تباهي كمترين ملامتي نفرموده ايد؟!مگر حضرتعالي با صراحت- و به صحت- نمي فرماييد كه مقاله «رشيدي مطلق» در روزنامه اطلاعات دي ماه 1356، احساسات مذهبي و غيرت ديني مردم را برانگيخت و قيام خونين 19 دي را در پي داشت؟ بنابراين چه انتظاري داريد كه حضور وي در فتنه 88 و در كنار

سران فتنه- كه ده ها بار از داريوش

 همايون وطن فروش تر و جنايتكارترند- حماسه 9 دي را در پي نداشته باشد؟ اگر داريوش همايون فقط يك مهره آمريكايي و اسرائيلي بود، در فتنه 88 كه آمريكا و اسرائيل و انگليس با هويت كامل خود و بدون پرده پوشي و بي نقاب به حمايت مالي، تبليغاتي و سياسي و... همه جانبه از موسوي و كروبي و خاتمي برخاستند.
راستي! جناب آقاي هاشمي، رشيدي مطلق كه عليه او- به حق- خروش برداشته ايد در كدام سو ايستاده است؟! قاتلان مردم مظلوم قم در قيام 19 دي ماه 56 در كدام سو؟!
5- در بيانيه خود به «لات و هبل و عزي» بت هاي مورد پرستش مشركين در جاهليت اشاره كرده ايد و از شكست آنها در مقابل تعاليم روحبخش و متعالي اسلام خبر داده ايد، كه سخن پسنديده اي است. اما جناب هاشمي، حضرتعالي بهتر و بيشتر از نگارنده و امثال نگارنده مي دانيد كه حضرت امام راحل(ره) بارها زبان به ملامت كساني مي گشودند كه تجسم «لات و هبل و عزي» آن روزها را در آمريكا و اسرائيل و انگليس اين روزها نمي ديدند يا نمي خواستند ببينند! جنابعالي به يقين، نگاه حكيمانه و منطبق با واقعيت حضرت امام(ره) را نفي نمي كنيد. بنابراين، اگر مصداق لات و هبل و عزي را در آمريكا و انگليس و اسرائيل مي دانيد - كه بايد بدانيد- لطفا و با عرض پوزش بفرمائيد كه امروزه لات و هبل و عزي در كدام سوي از آوردگاه جمهوري اسلامي ايران با دشمنان تابلودار آن ايستاده اند؟! بي ترديد مي دانيد كه آنها از حاميان سينه چاك مالي و سياسي و تبليغاتي سران فتنه 88 بوده اند. بنابراين تاسف آور است و از حضرتعالي بعيد است كه در بيانيه خود اين بت ها را جابجا كنيد! و حضور بي پرده «لات و هبل و عزي» را در كنار سران فتنه نبينيد و يا خداي نخواسته ببينيد و عليه آنها خروش برنداريد!
6- حضرت آيت الله، از اهانت به مراجع عظام گله كرده ايد كه گلايه اي برحق است و مراجع عظام و علماي بزرگوار اسلام حقي غيرقابل انكار بر ملت و نظام دارند، اما، باز هم توضيح نداده ايد كه مگر حضرت امام(ره) مرجع نبودند؟ چرا وقتي همين چند ماه قبل، تصوير مبارك آن بزرگوار را پاره و لگدمال كردند، نه فقط سكوت كرديد و احساسات جنابعالي برانگيخته نشد، بلكه به گونه اي تلويحي - اگرچه سكوت نيز چنين است- از آن اراذل و اوباش حمايت نيز فرموديد؟!جناب هاشمي عزيز، به اين گزاره هاي مستند كه پيش از اين نيز در يكي از يادداشت هاي نگارنده آمده است توجه بفرمائيد؛ «تقليد از مراجع كار ميمون است»! «روحانيت، قشري گرا و انحصارطلب است»! «روحانيت به جاي عاقل پروري، عوام پروري و مقلدپروري مي كند»! «اصلي ترين مانع دموكراسي در كشور ما، آن است كه در ايران هنوز خدا نمرده است»! «امامان معصوم هم قابل نقد هستند»! «مظاهر ديني، چون حجاب و حياي زنان، نماد عقب افتادگي است»! و....حضرت آيت الله رفسنجاني، آيا حق نداريم از حضرتعالي به عنوان يكي از مدافعان مرجعيت بپرسيم كه چرا در مقابل اينهمه اهانت آشكار به مرجعيت، پيامبر اكرم(ص)، ائمه اطهار(ع)، اسلام و... سكوت كرده بوديد؟ آيا مي دانيد كه تمامي اين اهانت كنندگان در تمامي طول فتنه 88 به گونه اي آشكارا و نه پنهان در كنار سران فتنه و در ائتلاف با آنها بوده اند؟! و...
7- نگارنده انكار نمي كند كه امروزه بعضي ها به قول حضرتعالي؛ «براي توهين و تهمت(به مرجعيت) لباس رشيدي مطلق ها را درآورده و خرقه دوستي و ارشاد پوشيده اند» ولي به خوبي مي دانيد توده هاي عظيم و چندده ميليوني كه در مقابل فتنه 88 ايستاده بودند، اينگونه افراد را نيز به خوبي مي شناسند و از نهيب و خروش عليه آنها دريغ نكرده اند كه نوشته هاي كيهان عليه آنان و هشدارهاي پي درپي نسبت به خطر حضورشان در برخي مراكز حساس گواه روشني بر اين مدعاست. اما؛ سخن آن است كه اگر اشاره حضرتعالي در بيانيه اخيرتان به اين افراد است، چرا در برابر نمونه هاي بارها پلشت تر و آشكارتر سكوت كرده بوديد و هنوز هم سكوت مي كنيد؟! و چگونه انتظار داريد كه مردم با وجود برخورد اينگونه حضرتعالي، توصيه هاي شما را دلسوزانه تلقي كنند؟!
8- و بالاخره اين وجيزه اگرچه فقط حرفي از آن هزاران است، ولي يادآوري اين نكته در سطور پاياني آن نيز ضروري به نظر مي رسد، آن جناب آقاي رفسنجاني كه نگارنده مي شناسد و سال ها قبل از پيروزي انقلاب و در جريان انقلاب با بينش و منش و حتي شيوه نگارش ايشان آشنايي داشته و دارد، نمي تواند نويسنده بيانيه ياد شده باشد. اين بيانيه، به لحاظ ادبيات نوشتاري، «مغلوط» از نظر محتوا، «مخدوش» و با توجه به چگونگي استدلال، «ابتدايي» به نظر مي رسد و اين تلقي را پديد آورده و قوت مي بخشد كه جناب هاشمي فقط تاييد كننده متن بوده و اجازه انتشار آن را صادر فرموده اند! و اين احتمال اگر با صحت قرين باشد، نشان مي دهد كساني كه در جريان فتنه 88 پشت شخصيت و جايگاه آقاي رفسنجاني سنگر گرفته بودند، هنوز ايشان را رها نكرده اند و بيانيه ياد شده را براي خروج هرچند، موقت رسانه هاي فتنه از خمودگي و درهم ريختگي ناشي از شكست تدارك ديده اند.حسين شريعتمداري

ویندوز قرمز موساد رو به جهنم باز می شود!

هو الحبیب

ویندوز قرمز موساد رو به جهنم باز می شود!

ویندوز قرمز حاوی نکات جالبی بود برای ایرانیها.  جای تامل دارد که صهیونیست ها حاضرند برای ترور یک دانشمند هسته ای ایران چنین وقت و هزینه ای را صرف کنند و اینچنین بر روی یک خائن سرمایه گذاری کنند تا به ایران اسلامی ضربه بزنند.  ولی شاید که نه، حتما یک عده در همین داخل کشورمان همچنان سرشان را در میان برف غفلت و جهالت پنهان می کنند و هم دشمنی آمریکا و اسرائیل را انکار می کنند و هم قدرت اطلاعاتی ایران را! از دو حالت هم خارج نیستند یا جاهل اند و یا مزدور!  ولی دشمن نژاد پرست صهیونیست بیدار است و برای ضربه زدن به این مملکت برنامه ریزی دقیق و جزبه جز می کند. ما را با مزدوران و هم دستان و منافقین کاری نیست جز حرب و عداوت و دشمنی اما روی سخن با غافلان است که بدانند این ویندوز قرمز فقط به سوی جهنم باز می شود و بس!

زمانی که وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و سربازان امام عصر(عج)بصورت رسمی اطلاعاتی از این عملیات ترور و فرد دستگیر شده به بیرون می دهند شاید برای مردم عادی جالب و جذاب باشد ولی کلمه به کلمه ی آن برای صهیونیستها و موساد پتکی است آهنین!

سربازان گمنام امام عصر(عج)در قضیه دستگیری عبدالمالک ریگی ضرب شصتی اساسی به سیا نشان دادند و امروز در دستگیری عاملان ترور شهید دکتر علی محمدی قدرت اطلاعاتی خود را به رخ موساد کشاندند.

موساد و سیا در مقابله با شیعه علی(ع) هر چه هم داشته باشد و از هر نوع تکنولوژی ممکن هم که برخوردار باشد یک سلاح را ندارد و نخواهد داشت.

توکل به خدا و توسل به اهل بیت، سلاح هر شیعه علی(ع) است. وقتی می گوییم شیعه ،دیگر ملیت مطرح نمی شود، از سربازان گمنام امام زمان(عج) در  لبنان و حزب الله  بگیر تا سربازان گمنام ایرانی امام عصر (عج)در اطلاعات ایران.


تصاویر: وقتی خاتمی تغییر چهره می دهد


روزنامه صهیونیستی هاآرتص پس از انتشار خبر سخنان وزیر اطلاعات کشورمان مبنی بر شناسایی شبکه صهیونیستی مسئول ترور مسعود علی‌محمدی، دانشمند ایرانی، از زبان روزنامه انگلیسی دیلی‌تلگراف این مطلب را تایید کرد.













این روزنامه صهیونیستی در تیتر خود و بدون استفاده از هرگونه کلمه‌ای همچون "ادعا" که متضمن تردیدافکنی رسانه‌ای در اصل خبر باشد، نوشت: "ایران شبکه جاسوسی اسراییلی را که پشت پرده ترور دانشمند قرار داشت به دام انداخت". این تیتر به نشانه اهمیت در گیومه قرار گرفته و بلافاصله پس از آنان (در راهنمای خبر) اظهارات وزیر اطلاعات کشورمان درج شده است.


 

























با این حال هاآرتص که جرات تصریح به واقعیت را نداشت به نقل از نشریه انگلیسی دیلی‌تلگراف در فوریه 2009 نوشت: "اسراییل برنامه‌ای مخفی را برای به قتل رساندن دانشمندان هسته‌ای ایران، با هدف جلوگیری از دست‌یابی ایران به سلاح‌های ممنوعه پیاده می‌کند."





هاآرتص ادامه داد: دیلی‌تلگراف از منابع اطلاعاتی غربی نقل کرد که موساد، پشت پرده قتل "اردشیر حسن‌پور"؛ یک دانشمند هسته‌ای عالی‌رتبه ایرانی بوده است.
این روزنامه صهیونیستی در پایان اضافه کرد: به گفته منابع غربی، علی‌محمدی همکاری نزدیکی با محسن فخری‌زاده و فریدون عباسی که نام آنها در تحریم‌های سازمان ملل متحد علیه ایران برده شده، داشته است.
گفتنی است وزارت اطلاعات کشورمان امروز از شناسایی شبکه‌ای صهیونیستی خبر داد که قتل مسعود علی‌محمدی توسط این شبکه انجام شده بود.

کی از شبهه هایی که در مورد وضعیت جریانهای سیاسی امروز مطرح می شود، آن است که جمهوری اسلامی از مسیر خود منحرف شده و به دست عده ای افتاده که با تمامیت خواهی خود، حتی حضور سیاسی مسوولان سابق کشور را نیز تحمل نمی کنند. به عنوان مثال، برخی می پرسند: چرا آقای خاتمی تا چهار-پنج سال قبل رییس دولت جمهوری اسلامی خطاب می شد، و امروز، در یک چرخش بزرگ، متهم به همراهی با «فتنه گران» می شود؟
 
پاسخ کوتاه به این سوال، این است که سابقه مسوولیت، به خودی خود باعث ایجاد مصونیت از خطا نمی شود. انحراف در مواضع هر زمان آشکار شود، باید با آن برخورد کرد. سوالی که در اینجا ممکن است مطرح شود، آن است که مگر مواضع آقای خاتمی از دوران ریاست جمهوری اش تا به امروز چه تفاوتی کرده است؟ برای پاسخ به این پرسش، برخی مواضع سیاسی ایشان را مرور می کنیم.













*یک - آقای خاتمی همان  کسی است که وقتی در آستانه سال 79 فتنه ای رخ داد، بی هیچ ملاحظه ای به وزیر اطلاعات دستور داد چشم فتنه را در آورد.


- به فاصله زمانی کمتر از ده سال، ظاهراً در دیدگاه ایشان تغییری اساسی به وجود آمده. چرا که وقتی وزارت اطلاعات فتنه گران را شناسایی و دستگیر می کند، ایشان اعلام می کنند که علیه مردم و جمهوریت نظام کودتا شده است!


* دو - آقای خاتمی، همان کسی است که مکرراً خود را دنباله رو امام می دانست. همان امام بزرگواری که لیبرال‌ها را خارج از چارچوب انقلاب اسلامی می دانست واپسین ماههای زندگی خود تاکید می کرد: تا من زنده هستم نخواهم گذاشت انقلاب به دست لیبرال ها بیفتد. همان امام عزیز که دست  لیبرال ها و ملی گراها را از سیاست و قدرت کوتاه کرد. آقای خاتمی، همان کسی است که وقتی استقبال کنندگان ایشان در فرودگاه مهرآباد، شعار «درود بر مصدق، سلام بر خاتمی» سر دادند، خشمگینانه به گفت: شما خستگی سفر را بر من ماندگار کردید!















خوب به خاطر داریم که در دوران اصلاحات، به خاطر تاکید آقای خاتمی بر حفظ مرزهای بین خودی و غیرخودی، چه حملاتی به ایشان شد. آقای خاتمی همان کسی است که حبیب الله پیمان به خاطر پافشاری بر مساله خودی و غیرخودی، وی را به مقابله نیروهای ناراضی تهدید کرد. مگر عزت الله سحابی همان کسی نیست که در مصاحبه با روزنامه آریا، خواستار دستگیری و محاکمه ایشان شده بود؟



- آیا امروز همین حبیب الله پیمان و همین عزت الله سحابی در جبهه مشترک خاتمی و موسوی قرار نگرفته اند؟ آیا مبرا بودن از اصولگرایان باید به گونه ای باشد که آقای خاتمی را به دامان «غیرخودی ها» بیندازد؟
























آیا ابراهیم یزدی (رهبر نهضت آزادی) و عزت الله سحابی و دیگر لیبرال ها نبودند که پیشنهاد تشکیل جبهه و جنبش بی رهبر را دادند؟













































چرا آقای خاتمی در برابر این پیشنهاد نه تنها موضع گیری نمی کند، بلکه برای این جنبشی که با پیشنهاد لیبرالها تشکیل شده، پیام تصویری می دهد و سخنرانی می کند؟














سه - مگر دفتر تحکیم وحدت، همان گروه رادیکالی نبود که به خاطر برخی مواضع اصولی آقای خاتمی در دوران اصلاحات فریاد «عبور از خاتمی» سر داده بود و به هنگام حضور ایشان در دانشگاه، به ایشان اهانت می کرد؟





- متاسفانه با وجود آنکه اعضای این طیف افراطی کماکان به تخلفات خود ادامه می دهند و دیگر از دگراندیش نامیدن خود هم شرم ندارند،




















برای ما معلوم نیست که چرا آقای خاتمی به دیدار خانواده بهاره هدایت (از مجرمان طیف غیرقانونی دفتر تحکیم) می رود و از آنها دلجویی می کند.
















چهار- آقای خاتمی، همان کسی است که به گفته نزدیکانش، وقتی پیشنهادات ساختارشکنی در حضور او مطرح می شد که ساختارهای قانونی نظام را نادیده می گرفت، بی هیچ ملاحظه ای عصبانی می شد. وقتی به او پیشنهاد رهبری جنبش اصلاحات را دادند، موکداً تاکید کرد که نمی خواهد رهبر اپوزیسیون باشد. آقای خاتمی همان کسی است که گفت: امروز در اردوگاه اصلاح‌ طلبان، متاسفانه صداهایی می‌ شنویم که دشمنان این ملت، آن را بیان می‌ کنند.

 
- متاسفانه، امروز آقای خاتمی نه تنها نظر شورای نگهبان را در صحت نتایج انتخابات نمی پذیرد، بلکه در یک موضع گیری باورنکردنی، خواستار انجام رفراندوم «قانونی» می شود، آن هم به وسیله مجمع تشخیص مصلحت نظام! این در حالی است که طبق اصل 59 قانون اساسی، ضرورت رفراندوم را نمایندگان مجلس تعیین می کنند، نه احزاب و شخصیت های سیاسی. طبق اصل 110 قانون اساسی، فرمان همه پرسی را رهبر انقلاب صادر می کند. طبق اصل 99 قانون اساسی نظارت بر همه پرسی را نیز شورای نگهبان بر عهده دارد، نه مجمع تشخیص. آیا می توان پیشنهادی ساختارشکنانه تر از این در فضای سیاسی کشور مطرح کرد و بیش از این چارچوب های قانونی را به سخره گرفت؟











































کافیست آقای خاتمی سری به وب سایت های بیگانه و اپوزیسیون بزنند تا مشخص شود چطور مواضع ساختارشکنانه ایشان مورد استقبال قرار می گیرد.


البته بعید است ایشان ندانند برخی مواضع ایشان چه اندازه در میان اپوزیسیون ضدانقلاب خارج نشین طرفدار دارد.

 














* پنج - آقای خاتمی، همان کسی است که بارها در سخنرانی های خود روی مبارزه با فقر و فساد و تبعیض تاکید می کرد و مستضعفان را صاحبان اصلی انقلاب می دانست.
- امروز، کسانی در پشت جریان معترض سنگر گرفته اند که مستضعفان، یعنی سرمایه های انقلاب را به حیوانات گرسنه تشبیه می کنند،و در اهانت های بی سابقه به مستضعفان، اغنیا را در حال [...] روی سر آنها به تصویر می کشند.

















جای تاسف است که رییس جمهور سابق کشور، امروز با چنین جریانی همراه شده است.

* شش - آقای خاتمی، همان کسی است که وقتی جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی (عضو سابقه دار باند نوارسازان) داده شد، گفت جایزه صلح نوبل کاملا سیاسی و بی ارزش است و پیش از ایشان اسحاق رابین و شیمون پرز و یاسر عرفات نیز این جایزه را گرفته اند.

-












متاسفیم که امروز آقای خاتمی با جریانی همراه شده که ضمن دفاع از دعوت خانم عبادی به دانشگاه، وی را متفکری می داند که با گرفتن جایزه نوبل برای کشورمان «عزت» به همراه آورده است.













البته کسی که شیرین عبادی خائن را یک اندیشمند بزرگ بداند، اصلاً عجیب نیست که در مصاحبه با شبکه ماهواره ای رسا صراحتاً بگوید: پیروزی انقلاب فاقد زیرساخت های لازم بود و خیلی زود در همان هفت هشت سال اول [یعنی نیمه اول دهه شصت!] شروع به انحطاط کرد. و امروز بعد از سی سال، در شرایطی هستیم که باید گفت روز از نو، روزی از نو!













آیا آقای خاتمی واقعاً تا کنون احساس نکرده اند که برای بازگشت به دامان انقلاب و مردم باید ارتباط خود را با سران این جریان قطع کنند؟ و گرنه هزار بار هم که با نمایندگان اصلاح طلب مجلس در خفا دیدار کنند، باز هم در جبهه غیرخودی ها و آنان که از همراهی با انقلاب پشیمان شده اند به حساب خواهند آمد.

هاشمی در «وقت موعود» به نفع جریان فتنه موضع گیری می کند


یک سایت ضد انقلاب پیش بینی کرده است که آقای هاشمی در «وقت موعود» ممکن است آشکارا به نفع جریان فتنه موضع گیری کند.

به گزارش کلمه ، یکی از سایت‌های حامی جریان فتنه نوشت، روزنامه‌ای که «اعتقاد جانانه‌ای به شخص هاشمی دارد»، در آستانه آشوب‌های سال گذشته از قطعی بودن اغتشاشات خبر داده است.

سایت «روزآنلاین» که با همکاری تعدادی از خبرنگاران سابق رسانه‌های اصلاح‌طلب و از خارج کشور اداره می‌شود، با اشاره به سرمقاله روزنامه منتسب به آقای هاشمی رفسنجانی پیش از آغاز آشوب‌ها، نوشت که «روزنامه جمهوری اسلامی که اعتقاد جانانه‌ای به شخص هاشمی دارد، این سرمقاله بی‌پروا را درست در آستانه اعتراضات مردمی چاپ کرد و نشان داد که قرار نیست تا این بار به سکوت از بحران گذشت.»

این سایت البته پیش بینی روزنامه جمهوری اسلامی را در راستای نامه جنجالی آقای هاشمی به رهبر معظم انقلاب ارزیابی کرده و نوشته است که «هاشمی رفسنجانی چند روزی مانده به انتخابات خرداد ۸۸ در نامه‌ای بی‌سلام به رهبری خبر داد که دود آتش را می‌بیند.»

هاشمی گفت که می‌خواهد خواسته‌های فتنه‌گران را بزند

روزآنلاین در ادامه به نماز جمعه ۲۶ تیر ماه آقای هاشمی اشاره کرده است و آن را «سخت‌ترین» نماز جمعه او دانسته. به نوشته این سایت رئیس مجلس خبرگان در این روز گفته است که می‌خواهد‌‌ همان حرف فتنه گران را بزند: هاشمی در خطبه‌ها و میان شعارهایی که صدای بلندگو را محو می‌کرد، خواست تا سکوت برقرار شود و با صراحتی که به او نمی‌آمد، گفت که می‌خواهد حرف معترضین را بزند. میان خطبه‌ها، برای اولین بار پس از سال‌ها انبوه جمعیت شعار می‌داد: هاشمی هاشمی خدا تو را نگهدار.

هاشمی در «وقت موعود» به نفع جریان فتنه موضع گیری می کند

این سایت ضد انقلاب همچنین پیش بینی کرده است که آقای هاشمی در «وقت موعود» ممکن است آشکارا به نفع جریان فتنه موضع گیری کند: شطرنج خشن سیاست ایران، مهره‌های بسیاری را از اصلاحات گرفته اما یک فیل خاموش (آقای هاشمی) در گوشه‌ای به انتظار نشسته که ممکن است به وقت موعود با یک حرکت عاقبت بازی را تغییر دهد. فیلی که هم سیاه است و هم سفید.

گفتنی است، مواضع آقای هاشمی به گونه‌ای است که بخش‌هایی از جریان فتنه با استناد با آن ادعا می‌کنند، رئیس مجلس خبرگان حامی و تکیه گاه فتنه گران است؛ همین موضوع سبب افزایش انتقاد و اعتراض از آقای هاشمی در مجلس خبرگان و عرصه سیاسی کشور شده است. منتقدان از آقای هاشمی می‌خواهند که مواضع خود را در برابر جریان فتنه روشن و از ابهام خارج کند.

خاتمی باید توبه و عذرخواهی کند سپس محاکمه شود

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس سردسته سران داخلی فتنه را رئیس بنیاد باران دانست و گفت: جریان فتنه همان مسیر یزید، ابوسفیان و معاویه را در پیش گرفته‌اند و امروز در باشگاه کفر بازی می‌کنند.

محمدکریم عابدی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در گفت‌وگو با شبکه ایران با اشاره به سخنان رهبر معظم انقلاب درباره بازیچه بودن سران داخلی فتنه گفت: کودتای نرم همین است و سران داخلی فتنه در جریان فتنه ۸۸ به همین ترتیب بازیچه عوامل خارجی قرار گرفتند.

وی سردسته سران فتنه را رئیس بنیاد باران دانست و افزود: محمد خاتمی بود که به سراغ میرحسین موسوی رفت و وی را برای حمایت از اصلاح طلبان به میدان آورد.

خاتمی باید توبه و عذرخواهی کند سپس محاکمه شود

به گفته عابدی، خاتمی تا توبه و از ملت ایران اسلامی عذرخواهی نکند و محاکمه نشوند، نمی‌تواند به عرصه سیاسی برگردد.

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با تاکید بر اینکه سران داخلی فتنه ناآگاهانه بازیچه سران خارجی شده اند، تصریح کرد: البته آنان متوجه اشتباهات و بازیچه بودنشان شده‌اند اما لجاجت اجازه اعتراف به افراطی‌گری‌ها را نمی‌دهد.

مسیر سران فتنه؛ همان راه یزید و ابوسفیان و معاویه

عابدی هدف اولیه جریان فتنه را براندازی نظام دانست و تصریح کرد: جریان فتنه همان مسیر یزید، ابوسفیان و معاویه را در پیش گرفته‌اند و امروز در باشگاه کفر بازی می‌کنند.


هزار و يك غلط در توجيه يك غلط

هزار و يك غلط در توجيه يك غلط

ميرحسين موسوي به جاي عذرخواهي از ملت ايران و توضيح درباره خيانت هاي زنجيره اي خود همچنان مشغول مغالطه و توجيه تراشي است.

موسوی در مصاحبه با سايت كلمه، درباره اعتراضات گسترده مردمي و رسانه اي گفت: بنده قصد پاسخ داشتم اما نامه برادر عزيزم آقاي كروبي مرا منصرف كرد. نگاه ايشان دليل بسياري از اين بداخلاقي ها را روشن مي كند. دليل دوم سكوت آن بود كه اينها از شگردهاي رژيم هاي توتاليته شبيه دوران استالين استفاده مي كنند. آنها روي گوبلز را در جعل و دروغگويي سفيد كرده اند و تهمت و دروغ را جزئي از ديانت متحجرانه خود قرار داده اند. اين همه دروغ و تهمت نشان داد اسلام حضرات چگونه اسلامي است.

وي درباره اين سؤال «كلمه» كه «چطور مي توان بر اين تفرقه افكني ها و شكاف ايجاد شده در اثر تبليغات سوء فائق آمد؟ جنبش سبز چطور مي تواند در جهت پوشاندن و كم كردن شكاف هاي مختلف گام بردارد و وحدت ملي را در برابر تفرقه افكني هاي دولتي حفظ كند» گفت: «در كنار تلاش براي گسترش آگاهي ها و مبارزه با انتشار دروغ و قلب حقايق، نبايد خاطره بحثها و گفتگوهاي صميمانه روزهاي انتخابات را از ياد برد. نبايد از ياد ببريم كه چه طور پيش از آن كه مداخله هاي به اصطلاح امنيتي فضاي گفتگوي مدني را به آشوب بكشد و صداي بحث و گفتگو را خاموش كند، شنيدن صداي همديگر را در گفتگوهاي انتخاباتي تجربه و تمرين مي كرديم. نبايد زنجيره سبزي كه تمام اختلافات و تفاوت ها را از جنوب تا شمال شهر و كشور به هم پيوند مي داد و زيستن در كنار هم را به ما مي آموخت فراموش كنيم.

موسوي با اين حال ترجيح داد به سؤالات كاملاً روشن پاسخ ندهد از جمله اينكه چرا گندم نمايي و جو فروشي كرد و در حالي كه دم از احياي خط امام و نگراني براي ارزشهاي انقلاب مي زد، مورد حمايت متفقانه جبهه ضد انقلاب قرار گرفت؟ چه خيانت هايي به كشور و ملت كرد كه مدال شجاعت از سران اسرائيل و آمريكا و انگليس گرفت و حتي يكبار هم نسبت به آنها اعلام برائت نكرد؟ و به چه دليل سلطنت طلبان و تروريست هاي منافقين و تندرو ريگي، و بهايي ها و ماركسيست ها و نهضتي ها و جبهه ملي ها براي او هورا كشيدند؟ آيا اين عملكرد منافقانه، مصداق بارز دروغ گويي و غش در معامله با مردم نبود؟ آيا برپايي آشوب و آتش افروزي و حمله به همه مقدسات اسلامي و انقلابي، «گفت وگوي مدني» بود؟! تن ندادن به قانون و تلاش براي انسداد كشور در راه انداختن جنگ حيدري- نعمتي چطور؟ آيا امثال موسوي محملي در خدمت دشمن براي دو قطبي كردن و از هم پاشاندن كشور نبودند؟ حمله به پايگاه بسيج و نيروي انتظامي و بانك و عابران و زنان و كودكان رهگذر هم جزو همان گفت وگوهاي مورد ادعا و زيستن در كنار هم بود؟ و آيا اينكه آقاي رابرت گيتس وزير جنگ آمريكا پس از ديدن دو دستگي ايجاد شده از سوي دست اندركاران فتنه سبز گفت كه ما تاكنون از تحريم ها نااميد بوديم و اكنون بايد تحريم ها را تشديد كرد، در راستاي همان دغدغه وحدت ملي بود؟!


موسوي همچنان از اين پاسخ طفره مي رود كه چرا نشست با گروهك هايي چون نهضت آزادي را انكار كرد اما يك سال بعد يكي از سايت هاي وابسته به وي برخي از همين ديدارها را منتشر كرد. يا چرا برخي از اعضاي ستاد وي در ارتباط مستقيم با سفارت انگليس و حلقه لندن و اتاق سيا در دوبي بودند و چرا برخي از همان اعضا هم اكنون در پناه دولت هاي آمريكا و انگليس و فرانسه قرار گرفته اند؟ و چرا تروريست ها و منافقين و حرمت شكنان دستگير شده در عاشوراي سال 88، از سوي وي به عنوان «مردمان خداجو» معرفي شدند؟

از دو حال خارج نيست يا موسوي به كارگزاري سرويس هاي جاسوسي استكباري تن داده بود و يا اينكه جاه طلبي و عقده هاي ناكام، وي را تا آنجا كشاند كه تن به هر نوع خيانت به نفع گروهكها و جبهه ضد انقلاب خارجه داد و در هر حال واقعيت اين است كه به قول معروف يك غلط با هزار توجيه مي شود هزار و يك غلط!

برادرم کروبی مانع من شد!

برادرم کروبی مانع من شد!

ميرحسين موسوي به جاي عذرخواهي از ملت ايران و توضيح درباره خيانت هاي زنجيره اي خود همچنان مشغول مغالطه و توجيه تراشي است.

وي در مصاحبه با سايت كلمه، درباره اعتراضات گسترده مردمي و رسانه اي گفت: بنده قصد پاسخ داشتم اما نامه برادر عزيزم آقاي كروبي مرا منصرف كرد. نگاه ايشان دليل بسياري از اين بداخلاقي ها را روشن مي كند. دليل دوم سكوت آن بود كه اينها از شگردهاي رژيم هاي توتاليته شبيه دوران استالين استفاده مي كنند. آنها روي گوبلز را در جعل و دروغگويي سفيد كرده اند و تهمت و دروغ را جزئي از ديانت متحجرانه خود قرار داده اند. اين همه دروغ و تهمت نشان داد اسلام حضرات چگونه اسلامي است.
وي درباره اين سؤال «كلمه» كه «چطور مي توان بر اين تفرقه افكني ها و شكاف ايجاد شده در اثر تبليغات سوء فائق آمد؟ جنبش سبز چطور مي تواند در جهت پوشاندن و كم كردن شكاف هاي مختلف گام بردارد و وحدت ملي را در برابر تفرقه افكني هاي دولتي حفظ كند» گفت: «در كنار تلاش براي گسترش آگاهي ها و مبارزه با انتشار دروغ و قلب حقايق، نبايد خاطره بحثها و گفتگوهاي صميمانه روزهاي انتخابات را از ياد برد. نبايد از ياد ببريم كه چه طور پيش از آن كه مداخله هاي به اصطلاح امنيتي فضاي گفتگوي مدني را به آشوب بكشد و صداي بحث و گفتگو را خاموش كند، شنيدن صداي همديگر را در گفتگوهاي انتخاباتي تجربه و تمرين مي كرديم. نبايد زنجيره سبزي كه تمام اختلافات و تفاوت ها را از جنوب تا شمال شهر و كشور به هم پيوند مي داد و زيستن در كنار هم را به ما مي آموخت فراموش كنيم.
موسوي با اين حال ترجيح داد به سؤالات كاملاً روشن پاسخ ندهد از جمله اينكه چرا گندم نمايي و جو فروشي كرد و در حالي كه دم از احياي خط امام و نگراني براي ارزشهاي انقلاب مي زد، مورد حمايت متفقانه جبهه ضد انقلاب قرار گرفت؟ چه خيانت هايي به كشور و ملت كرد كه مدال شجاعت از سران اسرائيل و آمريكا و انگليس گرفت و حتي يكبار هم نسبت به آنها اعلام برائت نكرد؟ و به چه دليل سلطنت طلبان و تروريست هاي منافقين و تندرو ريگي، و بهايي ها و ماركسيست ها و نهضتي ها و جبهه ملي ها براي او هورا كشيدند؟ آيا اين عملكرد منافقانه، مصداق بارز دروغ گويي و غش در معامله با مردم نبود؟ آيا برپايي آشوب و آتش افروزي و حمله به همه مقدسات اسلامي و انقلابي، «گفت وگوي مدني» بود؟! تن ندادن به قانون و تلاش براي انسداد كشور در راه انداختن جنگ حيدري- نعمتي چطور؟ آيا امثال موسوي محملي در خدمت دشمن براي دو قطبي كردن و از هم پاشاندن كشور نبودند؟ حمله به پايگاه بسيج و نيروي انتظامي و بانك و عابران و زنان و كودكان رهگذر هم جزو همان گفت وگوهاي مورد ادعا و زيستن در كنار هم بود؟ و آيا اينكه آقاي رابرت گيتس وزير جنگ آمريكا پس از ديدن دو دستگي ايجاد شده از سوي دست اندركاران فتنه سبز گفت كه ما تاكنون از تحريم ها نااميد بوديم و اكنون بايد تحريم ها را تشديد كرد، در راستاي همان دغدغه وحدت ملي بود؟!
موسوي همچنان از اين پاسخ طفره مي رود كه چرا نشست با گروهك هايي چون نهضت آزادي را انكار كرد اما يك سال بعد يكي از سايت هاي وابسته به وي برخي از همين ديدارها را منتشر كرد. يا چرا برخي از اعضاي ستاد وي در ارتباط مستقيم با سفارت انگليس و حلقه لندن و اتاق سيا در دوبي بودند و چرا برخي از همان اعضا هم اكنون در پناه دولت هاي آمريكا و انگليس و فرانسه قرار گرفته اند؟ و چرا تروريست ها و منافقين و حرمت شكنان دستگير شده در عاشوراي سال 88، از سوي وي به عنوان «مردمان خداجو» معرفي شدند؟
از دو حال خارج نيست يا موسوي به كارگزاري سرويس هاي جاسوسي استكباري تن داده بود و يا اينكه جاه طلبي و عقده هاي ناكام، وي را تا آنجا كشاند كه تن به هر نوع خيانت به نفع گروهكها و جبهه ضد انقلاب خارجه داد و در هر حال واقعيت اين است كه به قول معروف يك غلط با هزار توجيه مي شود هزار و يك غلط!

با شعار مرگ بر آمریکا و اسرائيل، کوکاکولا بنوشیم !؟

با شعار مرگ بر آمریکا و اسرائيل، کوکاکولا بنوشیم !؟

کارخانه های تولید این نوشابه ها در تمام کشورهای اسلامی و حتی ایران !!! با همین نام و تحت همین امتیاز در حال تولید محصولی صد در صد آمریکایی – صهیونیستی هستند و پول من و شمای مسلمان به جیب کسانی می رود که دشمنی دیرینه خود با دین و مذهب ما را کتمان نکرده و نمی کنند و بعد هم به ریش من و شما می خندند...

به گزارش ویژه خبرنگار رهوا-حتماً همگی شما تا کنون نوشابه های گاز دار با آرمها و مارکهای گوناگون را دیده و خورده اید، نوشابه ایی مانند: کوکاکولا، پپسی کولا، فانتا، میراندا، سون آپ و...
در ۸ مه ۱۸۸۶ میلادی عصاره کولا به صورت کاملا اتفاقی توسط داروسازی اهل آتلانتای آمریکا کشف شد.
جان استیث، هنگامی که در آزمایشگاه در حال آزمایش کردن داروها و مواد مختلف بود توانست عصاره ای را کشف نماید که طعم فوق العاده ای را در دهان ایجاد می کرد و این شد که نوشابه های کولا پا به عرصه وجود گذاشت و فرمول عصاره بدست آمده توسط او تاکنون به صورت سری حفظ شده بطوریکه هنوز کسی از محتویات و جزئیات آن با خبر نیست.
از آن زمان تاکنون با تولید روز افزون و صنعتی، این نوشابه های جدید، سرزمین مادری خود را پشت سر گذاشته و شرکتهای سازنده، به لطف اشتهای سیری ناپذیر و لذت جوی ما انسانها !! و قوانین سازمان تجارت جهانی و اقتصاد بازار آزاد، به غولهای بزرگ تجاری تبدیل شده و توانسته اند تمام مرزهای کشورهای دنیا را، از هتلها و قمارخانه های مجلل لاس وگاس! تا کلبه خرابه های دارفور سودان و پکتیای افغانستان درنوردیده و در به کوچه پس کوچه های شهرهای جهان و ایران ما هم راه پیدا کنند.
اما ای کاش قضیه به همین سادگی بود و در هینجا به پایان می رسید.
از آنجا که صهیونیستها بزرگترین سهامداران شرکتهای نوشابه سازی در جهان می باشند، به جز اینکه از این طریق سالیانه صدها و بلکه هزاران میلیارد دلار پول به جیب می زنند، برنامه ها و سناریوهای استعماری خود را هم، همراه با این محصول خوش طعم بدون هیچ هزینه اضافی صادر می کنند!!
آیا تا به حال به آرم شرکت کوکاکولا توجه کرده اید؟
در نگاه اول شاید هیچ مشکل خاصی را مشاهده نکنید، ولی کمی با دقت به آن نگاهی بیندازید.
احتمالاً گرافیستها با توجه به حرفه خود [که بازی با نقشها و طرحها برای رساندن منظوری خاص است] زودتر متوجه قضیه می شوند.

اگر به آرم انگلیسی شرکت کوکاکولا به صورت پشت و رو، یا در آینه نگاهی بیندازید قادر خواهید بود نوشته ای عربی را بخوانید:

 

 شرکت کوکاکولا




لا محمد – لا مکه
درست حدس زدید.

دشمن صهیونیستی دقیقاً به هدف زده است!


از یک سو با عبارت لا محمد (محمّد هرگز) کلیّت دین مبین اسلام و پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی(صلوات الله علیه)را زیر سوال برده و از سوی دیگر با جمله لا مکه (مکّه هرگز) خانه خدا و قبله واحد تمام مسلمانان جهان را به سخره گرفته است.

جالب اینکه کارخانه های تولید این نوشابه ها در تمام کشورهای اسلامی و حتی ایران !!!! با همین نام و تحت همین امتیاز در حال تولید محصولی صد در صد آمریکایی – صهیونیستی هستند و پول من و شمای مسلمان به جیب کسانی می رود که دشمنی دیرینه خود با دین و مذهب ما را کتمان نکرده و نمی کنند و بعد هم به ریش من و شما می خندند.

جای تأسف است که امروزه شاهد اینگونه اخبار هستیم که، بزرگترین شرکت تولیدی نوشابه درآمریکا دست به انتشارتصویرتبلیغاتی توهین آمیزی ازمسلمانان نموده است .این تصویردرحالی درفایل تبلیغاتی شرکت مذکور قرار می گیرد که اخیرا تصویری ازآرم این شرکت درمیان نمازگزاران برخی شهرهای بزرگ کشورتوزیع شده است که درآن تصویرآرم این شرکت به جمله "لامحمدلامکه" تشبیه شده است .

تصویرنمازگزارن مسلمان به بطری های نوشابه

درتصویر بالا همانگونه که دیده میشود کوکاکولا عبادت پنج گانه مسلمین درنزد خدای واحد را به ابزاری تبلیغاتی برای خودمبدل کرده تابتواند جمعیت 1میلیاردی مسلمانان رابه محصولات خود خوش بین کند.

دراین تصویرنمازگزارن مسلمان به بطری های نوشابه تشبیه شده اندکه لباسی باآرم این شرکت به تن دارند.

تصویرفوق که نمایی ازیک اجتماع مسلمانان رانشان میدهد(نمازجماعت) باتن پوشی ازشرکت نوشابه سازی آمریکایی میتواند زمینه سازحرکتی برای تحریم این کالای آمریکایی دربین مسلمین باشد.

شرکت مذکور با پر اهمیت برشمردن جمعیت بعنوان مهمترین معیارحضورمحصولاتش سالهاست تلاش دارد درمیان مسلمانان جهان که امروزه یک پنجم جمعیت جهان را تشکیل میدهندحضوری پررنگ ترداشته باشد از همین رو سعی دارد در کشورهای مختلف مسلمان نشین کارخانه های تولید محصولش را گسترش دهد.

آيا واقعا وقت آن نرسيده است مسئولان كشور در اين زمينه بيشتر بيانديشند و محصولاتی را كه به اعتقادات مردم توهين مي كنند را تحريم نمايند؟؟؟؟ پاسخ سوال مشخص است!

و حتی پپسی :
برای نوشابه ی پپسی بايد دقت بيشتری خرج داد .

پپسی مخفف جمله ی انگليسی :    Pay Every Penny to Save Israel  >>>  PEPSI

يعنی هر پنی را برای تامين اسرائيل بپردازيد .


خب در كشوری مسلمان ، ما نوشابه های پپسی را مي نوشيم بی خبر از اينكه  ريال به ريال آن تبديل به    گلوله هايی مي شود كه در سينه كودكان ، برادران و خواهرانمان در فلسطين می نشيند و نه تنها اينگونه است بلكه دشمن خود را تقويت مي كنيم .
مواردی كه در رد سخن من مطرح مي شود اين است كه  اينها ساخت اسرائيل نيستند درهمين ايران خودمان درمشهد الرضای خودمان توليد مي شود.!                                           

جواب : اگر توجه كنيم روی همين نوشابه ها نوشته شده تحت ليسانس كوكا و يا پپسی يعني فرمول ، مواد اوليه را از شركت اصلی می گيرند و در ازای اينها قرار دادی منعقد مي شود و پولی به طرف حساب داده مي شود .

در ضمن نوشابه های فانتا و سپرايت تحت ليسانس كوكا و همچنين نوشابه ی ميرندا تحت ليسانس پپسی می باشد !!

نمی دانم بخندم یا گریه کنم، فقط بیایید کمی بیشتر فکر کنیم و ببینیم چگونه باید عمل نماییم. آیا از این به بعد باید با شعار مرگ بر آمریکا، کوکاکولا بنوشیم؟!؟!؟

در آخر جمله ای از امام خمينی رحمة الله كه اين ايام مختص به ايشان مي باشد:

«شما از خواب هايي كه برای اين كشورها ديده اند اطلاع نداريد ، اينجانب كرارا خطر دولت اسرائيل و عمال آن را به ملت گوشزد كردم كه بايد مقاومت منفی كنند و از معاملات با آنها احتراز جويند. »

استفتائات مقام معظم رهبری :
س 262 : آيا وارد كردن و ترويج كالاهای اسرائيلی جايز است ؟


واجب است افراد از وارد كردن و ترويج كالاهايي كه دولت حقير اسرائيل از ساخت و فروش آن منتفع می شود خودداری كنند .

س 263 : آيا برای مسلمانا خريد كالاهای اسرائيلی كه در سرزمين اسلامی به فروش می رسند جايز است ؟


بر آحاد مسلمين واجب است كه از خريد و استفاده از كالاهايی كه سود توليد و فروش آنها عايد صهيونيست ها كه با اسلام و مسلمين در حال جنگ هستند ، می شود ، اجتناب كنند .


سوالات 1347 الي 1356 كتاب اجوبة الاستفتائات مقام معظم رهبری بر اين مسائل اختصاص داده شده است كه خواندنش مفيد و آگاه كننده است !


رابطه فسيل احمد رشيدي مطلق با معاون پارلماني دولت سازندگي؟! آقای هاشمی! به کجا چنین شتابان

رابطه فسيل احمد رشيدي مطلق با معاون پارلماني دولت سازندگي؟!
آقای هاشمی! به کجا چنین شتابان؟


اتاق فكر فتنه سبز در لندن، مصاحبه وزير صهيونيست رژيم پهلوي با يكي از رسانه هاي ضد انقلاب را بلافاصله و عيناً منتشر كرد.


انتشار متن كامل مصاحبه داريوش همايون (سخنگوي دولت آموزگار، وزير اطلاعات و جهانگردي و قائم مقام حزب شاه ساخته رستاخيز) از سوي «جرس» و در دفاع از فتنه سبز، عمق پيوند حلقه هاي ضد انقلاب تحت مديريت سرويس جاسوسي ام آي شش انگليس را بيشتر نشان مي دهد.
داريوش همايون كه نويسنده مقاله توهين آميز عليه حضرت امام و روحانيت در دي ماه 1356 يا واسطه اين مقاله از دربار، به روزنامه اطلاعات محسوب مي شود در مصاحبه با سايت ضدانقلابي تهران ريويو ضمن دفاع از دست اندركاران فتنه سبز در داخل (نظير موسوي و كروبي و خاتمي) تاكيد كرده بود: «جنبش سبز توانست سران خود را كه از درون رژيم بودند تغيير دهد و بسازد. جنبش سبز در جناح به اصطلاح اصلاح طلب نفوذ كرد كه توانست آن آبروريزي ها را براي رژيم راه بيندازد. البته به سران جنبش، رهبران نمي گويند، بلكه مي گويند راهبران. حتي خود آنها هم مي گويند ما رهبر جنبش نيستيم. من اشكال اساسي در رفتار و گفتار سران جنبش در داخل ايران نمي بينم. وقتي از بيرون به اينها نگاه مي كنم مي بينم كه آنها نسبت به بسياري از كساني كه در بيرون ادعاي رهبري دارند يا ديگران سعي مي كنند از آنها رهبر جنبش بسازند، انحرافات بسيار كمتري دارند. جريان سبز سعي كرده دو جريان مذهبي و سكولار را به هم نزديك كند و گروه هاي اپوزيسيون فعال در خارج، از اين مسائل دور هستند و متوجه قضايا نيستند كه ما با چه نيروها و چه كساني در داخل سر و كار داريم. ما بيروني ها حرف هايي مي زنيم اما اين حرف ها ممكن است با گفتمان درون ايران سنخيت نداشته باشد».
يادآور مي شود مهاجراني (معاون حقوقي و پارلماني رئيس جمهور در دولت سازندگي و وزير ارشاد دولت اصلاحات) سروش، كديور و بازرگان، سال گذشته ضمن صدور بيانيه اي، حلقه لندن را اتاق فكر جنبش سبز معرفي كرده بودند. اين حلقه با سلطنت طلباني چون مسعود بهنود و چپ هاي آمريكايي نظير فرخ نگهدار مرتبط است. طيف افراطي كارگزاران (كساني نظير مهدي-ه) و مشاركت ارتباطاتي را با حلقه لندن برقرار كرده اند.
اين چندمين بار است كه داريوش همايون از فتنه گران سبز و عناصر سرخورده اي نظير موسوي و كروبي و خاتمي جانبداري مي كند اما اولين بار است كه اظهارات وي، عيناً در ارگان رسانه اي حلقه لندن منتشر مي شود. همايون از فسيل هاي ضدانقلاب محسوب مي شود كه از تحركات سال گذشته فتنه گران جان گرفت.
آقاي هاشمي رفسنجاني اخيراً نسبت به بازسازي جريان احمد رشيدي مطلق و اهانت به روحانيت و مرجعيت ابراز نگراني كرده بود.

خواهش آمریکا برای جاسوسی از ایران

خواهش آمریکا برای جاسوسی از ایران

اخبار بدست آمده حکایت از آن دارد که آمریکایی های در برنامه ای رسمی از برخی کشورهای همسایه ایران درخواست کرده اند تا از طرق مختلف نیازمندهای اطلاعاتی این کشور را در برابر ایران تامین کنند.

نیروهای آمریکایی در نامه خود به برخی کشورهای همسایه ایارن خواستار جمع آوری اطلاعات در خصوص موضوعات ذیل شده اند :

1- گزارش کامل از برنامه های هسته ای ایران
2- ارائه تمامی مختصات نیروگاه ها و تاسیسات هسته ای .
3- شرکت ها و پوشش های مختلفی که برنامه هسته ای ایران را تحت کنترل قرار می دهند .
4- اطلاعاتی پیرامون دانشمندان ایرانی و اشخاصی که در رابطه با برنامه هسته ای فعالیت دارند.
5- کشورهای پشتیبانی کننده از برنامه هسته ای ایران .
6- شناسایی مراکز و تاسیسات مخصوص تولید آب سبک و سنگین .

نیروهایی که در استانها فعالیت می کنند و مسلط به زبان فارسی هستند را به برخی از کشورهای موردهدف خود انتقال دهند.
گفتنی است نیروهای آمریکایی قصد دارند این عناصر را پس از ارزیابی های امنیتی و حفاظتی وارد دوره های آموزشی ویژه ای نمایند تا در راستای اهداف خود علیه ایران بکار گیرند .

حامیان جمهوری اسلامی در نیو یورک

 

حدود یکهزار آمریکایی روز یکشنبه در تظاهرات خود علیه اشغالگری رژیم صهیونیستی در منطقه منهتن شهر نیویورک, تصاویر حضرت آیت الله خامنه ای ولی امر مسلمین و محمود احمدی نژاد رییس جمهوری ایران را حمل می کردند.

زیر این تصاویر نوشته شده بود 'زنده باد جمهوری اسلامی ایران '.
در این تظاهرات , آمریکایی های شرکت کننده از دولت باراک اوباما خواستند مالیات های مردم آمریکا را در قالب کمک های بلاعوض در اختیار رژیم صهیونیستی قرار ندهد.

دولت آمریکا سالیانه بیش از 5 میلیارد دلار کمک بلاعوض را در اختیار ماشین دهشت افکنی و کشتار رژیم صهیونیستی قرار می دهد.
 

http://files.tabnak.com/pics/201101/201101100749023171.jpg


در این تظاهرات که از طرف گروه 'انسر' و گروههای مختلف ضد جنگ برگزار شد, شرکت کنندگان علیه تجاوز و حمله وحشیانه رژیم صهیونیستی در غزه اعتراض کردند.

گروه 'انسر' برای مبارزه با نژاد پرستی و جنگ طلبی سه روز بعد از حادثه 11 سپتامبر تشکیل شد و تاکنون چندین تظاهرات برای احقاق حق مردم بی گناه فلسطین در سراسر آمریکا برگزار کرده است.

تظاهرکنندگان شعارمی دادند ' اسرائیل یعنی نژاد پرستی و نسل کشی'، ' اسرائیل و آمریکا را متوقف کنید'، ' برای عدالت به پا خیرید'، ' مالیات مردم آمریکا را به اسرائیلی های قاتل ندهید'.

دو سال قبل رژیم صهیونیستی پس از سالها محاصره به نوار غزه حمله کرد و دست به قتل عام مردم بی گناه زد.

در این حمله که 21 روز به درازا کشید، بیش از یکهزار و 400 نفر از مردم فلسطین به شهادت رسیدند و هزاران نفر زخمی شدند.
تظاهرکنندگان پس از راهپیمایی در خیابانهای منهتن در میدان 'هرالد' جمع شدند. آنها با شعار آزادی سرزمین فلسطین وارد این میدان شدند

 

تحلیل ساندیسی:


طعم شیرین ساندیس در کام امریکاییها

دم این مخترع ساندیس گرم!

جمهوری اسلامی که تونست فقط توی تهران نزدیک پنج میلیون آدم اورد تو خیابون! اگه حساب کنیم هر ساندیس دونه ای 100 تومان دربیاد خرجش میشه 500 میلیون

دم مردم گرم که باز هم نشون داد 500 میلیون تومان بیشتر از 20میلیون دلار و 41میلیون دلار آمریکایی واسشون ارزش داره

وای به روزی که دولت چلو کباب هم بده!

Where is my SANDIS?

رشد ناگهانی و جهش وار دولت جمهوری اسلامی در تولید وصدور مواد خوراکی، اعم از ساندیس، کیک، شیر کاکائو، انواع آب معدنی و ... را به ملت بزرگ ایران تبریک می گوییم.

با این رشد در تولید مواد خوراکی، ایران به زودی رتبه‏ی اول در تولید و بسته بندی و صادرات مواد عذایی را کسب خواهد کرد!


ساندیس! ای عصاره شیرین انقلاب
ای نقشه های دشمن ایران ز تو بر آب
هرگز ندیده است کسی آب میوه ای
خوش مزه تر ز زولبیا و چلو کباب!
سر مست جرعه ای ز تو گردیده ایم ما
دشمن خراب گشت اگر از خم شراب
من مانده ام تو چشمه جان بخش زمزمی
یا مایه حیات منی یا شراب ناب؟!
ای کاخ های فتنه ز تو روی ویبره !
ای خانه های دشمن قرآن ز تو خراب
ای قلب های فتنه گران از تو در تپش
ای از دو چشم دشمن ملعون ربوده خواب
نازم به تو که آن همه جمعیت آمدند
از عشق تو به جوشش و فریاد و التهاب
نازم به تو که کوچه به کوچه تمام شهر
پر گشت از امام حسین تا به انقلاب
و آن گاه موج جمعیت از انقلاب تا
آزادی و به صادقیه رفت پر شتاب
...

کابوس در بیداری - 2400 مصدوم آمریکایی تشعشعات نومک منتظر مرگند

...پژوهشی مقدماتی در واکاوی جنایت سردمداران رژیم اشغالگر فلسطین، در ایالت پنسیلوانیای آمریکا؛ سرقت قریب به 300 کیلوگرم مواد استحصال شده از امکانات کارخانه های هسته ای آمریکا با پوشش شرکت نومک توسط رافی ایتان و آبراهام بن دور به قیمت قربانی شدن هزاران شهروند آمریکایی در راستای تسلیح زراد خانه اتمی اسراییل صورت گرفت...

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

این کتاب در 444 صفحه در چهار فصل اصلی با عناوین «کابوس در بیداری»؛ «قربانیان معبد سوّم»، «اربابان رعیت فروش» و «هویج کنگره؛ چماق ارتش» به همراه دو ضمیمه ی مهم تنظیم گردیده و به موضوع بیش از سه هزار شهروند آمریکایی قربانی برنامه کارخانه‌های اورانیوم و پلوتونیوم نومک در ایالت پنسیلوانیای آمریکا می‌پردازد.

در حال حاضر (ژانویه ی 2011 م)بیش از 2400 تن از این قربانیان که تحت تأثیر تشعشعات کارخانه ی نومک مبتلا به سرطان‌های مختلف می‌باشند منتظرمرگند تا به مرور زمان به بیش از ششصد مقتول قبلی پرونده بپیوندند.
نومک با سرمایه‌گذاری وزارت جنگ اسرائیل در دهه شصت میلادی از طریق دکتر «زالمان موردخای شاپیرو» و «دیوید لوونتال» در منطقه مستضعف‌نشین پیتسبورگ پنسیلوانیا در کنار دو روستای جنگلی آپولو و پارکز راه‌اندازی شد و در دهه نود میلادی منهدم گردید.
بقایای این دو کارخانه در کنار زمین موسوم به شالولند با امضای "باراک اوباما" در اختیار ارتش آمریکا قرار دارد.
سرقت قریب به سیصد کیلوگرم مواد استحصال شده از امکانات کارخانه‌های هسته‌ای آمریکا با پوشش محصولات نومک توسّط «رافی ایتان» و «ابراهام بندور» به قیمت قربانی شدن چند هزار شهروند آمریکایی ؛ در راستای تسلیح زرادخانه اتمی اسرائیل صورت پذیرفت.

تمام عمرمان يك الله اكبر نگفتيم

تمام عمرمان يك الله اكبر نگفتيم
حالا بايد نماز ميت بر جنبش سبز بخوانيم
وقتي مي توان پايان عمر يك حركت سياسي را فهميد كه هواداران آن تنها بر حركت تخيلي، هيجاني و تصادفي در آينده اي نامشخص اتكا مي كنند، بدون اينكه نقشه راهي روشن، ابتكاري و كارگر ارائه بدهند. زماني كه در مقابل دريافت پيام مداوم پايان كار، با عصبيت اصرار مي كنند كه تمام نشده اند.


چه زماني مي توان فهميد يك حركت سياسي عمرش تمام شده است؟
بالاترين اضافه كرد: وقتي عمر مفيد يك حركت سياسي تمام مي شود بايد چه كرد؟ بايد پايان و شكست را پذيرفت و دنبال راه حل جديدي گشت. اكثريت مطلق حركت هاي سياسي محكوم به فنا هستند]!![ تعداد پيروزمندان بسيار كم است.
بالاترين همچنين در تحليل ديگري، جنبش سبز را «ژله اي كه هر طرفش راه خودش را مي رود» توصيف كرد و نوشت: جنبش جالبي است اين جنبش سبز، حقيقتاً جالب. جنبشي كه هيچ كجايش با هم جور در نمي آيد. هيچ كجايش با هم نمي خواند و هيچ كس در آن نمي داند كه دقيقاً دنبال چه چيزي است. مثل ژله اي كه هر طرفش، راه خودش را مي رود. ملغمه اي است از آدم هاي مختلف با افكار جور واجور. هركسي ساز خودش را مي زند و به خاطر همين، دائماً مجبوريم همديگر را تكذيب و يا توجيه كنيم. يكي مي گويد ما طرفدار اماميم، ديگري به خميني بد مي گويد. يكي مي گويد ما طرفدار جمهوري اسلامي هستيم، ديگري جمهوري ايراني مي خواهد.
يكي از عاشورا مي گويد، ديگري اعتراض مي كند كه «باز هم عاشورا؟ 30 سال عاشورا بس نبود؟!» يكي از مردم خداجو مي گويد، ديگري خونش به جوش مي آيد كه چرا به ما مي گويي «مردم خداجو، كدام خدا»؟! يكي اشك تمساح مي ريزد و مي گويد امام كجايي كه فرزندانت را كشتند؟! ديگري فرياد مي زند كه بس كنيد، تا كي امام؟! خنده دار نيست؟ خنده دارترين بخش اين داستان كمدي، آنجايي است كه بعضي ها مجبورند براي نابودي جمهوري اسلامي، «الله اكبر» هم بگويند! آنهم كساني كه در طول سي سال گذشته، حتي يك بار تكبير نگفته اند!
كمدي خواندن جنبش سبز از سوي يكي از محافل فعال در فتنه سال گذشته در حالي است كه برخي ديگر از محافل ضد انقلاب در جمع بندي اين فتنه، از آن به عنوان يك فاجعه و تراژدي بزرگ در زمينه بر باد دادن تمام اندوخته ها و شبكه سازي هاي جريان اپوزيسيون ياد مي كنند.
اعلام پايان حيات فتنه سبز از سوي سايت بالاترين چند روز پس از آن صورت مي گيرد كه سايت جرس وابسته به حلقه لندن تصريح كرد خاتمي براي احياي اصلاح طلبان بايد نماز ميت بر جنبش سبز بخواند.

افشای همكاری گوگل، صدای آمریكا و نیوزنایف در آشوب‌های انتخابات ایران

هیأت مدیران خبررسانی آمریكا كه هیلاری كلینتون نیز عضو آن است، در گزارش مالی سال 2011 خود از همكاری شركت نیوزنایف، صدای آمریكا و سایت گوگل درباره آشوب‌های پس از انتخابات ایران پرده برداشت.
شورای دولتی پخش برنامه‌های رادیو و تلویزیون آمریكا (BBG) كه دیپلماسی رسانه‌ای دولت آمریكا را طراحی می‌كند، در بودجه مالی سال 2011 خود به كنگره مبلغ 768 میلیون و 778 هزار دلار درخواست كرده است.

فصل سوم این گزارش به عملیات‌های خبررسانی بین‌المللی آمریكا اختصاص دارد كه به تشریح مباحث مربوط به هدایت این سازمان، صدای آمریكا، دفتر خبررسانی كوبا، خدمات مهندسی و فنی، و مدیریت و پشتیبانی اداره خبر رسانی بین‌المللی (بی‌بی‌جی) پرداخته است.

خبرگزاری فارس به منظور آگاهی بخشی به مخاطبان خود متن كامل این گزارش را در چند قسمت منتشر می‌كند، آنچه در پی می‌آید متن كامل فصل سیوم این گزارش با عنوان عملیات‌های خبر رسانی بین‌المللی است.

هیأت مدیران خبررسانی بر تمام فعالیت‌های خبررسانی بین‌المللی غیرنظامی كه با بودجه دولت آمریكا هدایت می‌شوند، نظارت دارد. هیأت مدیران خبررسانی فعالیت‌های "اداره خبررسانی بین‌المللی " را هماهنگ می‌كند. این اداره مسؤولیت هدایت سرویس‌های خبررسانی جهانی صدای آمریكا و نیز "دفتر خبررسانی كوبا " را بر عهده دارد.

هیأت مدیران خبررسانی مدیریت سه سازمان تحت حمایت مالی دولت آمریكا را نیز بر عهده دارد كه عبارتند از: رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی، رادیو آسیای آزاد و شبكه‌های خبررسانی خاورمیانه. هیأت مدیران دو حزبی این سازمان از نه عضو تشكیل شده. هشت نفر از این افراد توسط رئیس‌جمهور و با مشورت و تأیید مجلس سنا انتخاب می‌گردند. عضو نهم این هیأت نیز وزیر امور خارجه است.

هیأت مدیران خبررسانی بر برنامه‌ریزی استراتژیك و انجام برنامه‌های تحقیقاتی یكپارچه در حوزه مخاطبین برای نهادهای خبررسانی، نظارت می‌كند. هیأت مدیران خبررسانی باید با توجه به محیط رسانه‌ای پیچیده‌ای كه عمل خبررسانی در آن انجام می‌گیرد، تحقیقات منظم و سروقتی انجام دهد تا بازارهای هدف شناسایی و تشریح شوند.

"دفتر شورای عمومی " (GC) مستقیما به هیأت مدیران خبررسانی گزارش می‌دهد. این دفتر به هیأت مدیران، كاركنان هیأت و نیز مقامات اداره بین‌المللی خبررسانی مشورت‌های حقوقی ارائه می كند. این مشاوره شامل تفسیر محدوده اختیارات و كاربرد قوانین، دستورات اجرایی، توافقات بین‌المللی و دیگر اسناد مربوط به عملیات‌های هیأت مدیران خبررسانی می‌شود.

"دفتر كارشناس ارشد امور مالی " (CFO) مستقیما به هیأت مدیران خبررسانی گزارش می‌دهد. این دفتر مدیریت بودجه و عملیات‌های مالی سازمان را بر عهده دارد. دفتر كارشناس ارشد امور مالی با تدوین سیاست‌های مالی و نیز هدایت مدیریت بودجه و اطلاعات مالی سازمان به هیأت، اداره خبررسانی بین‌المللی، و سازمان‌های تحت حمایت مالی هیأت مدیران خبررسانی خدمات مشورتی ارائه كرده و بدان‌های در انجام وظایف مربوطه‌شان یاری می‌رساند.

نگاهی به تربیت جاسوس در ایران

 

سرویس های اطلاعاتی برای رسیدن به اهداف خود از تمام گروهها به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم استفاده می كنند اما در این میان نقش نخبگان تحصیلكرده برجسته تر از سایر طبقات اجتماعی می باشد. سازمان های جاسوسی بیش از هر چیز در صدد شكار "جاسوسان مقیم " بر می آیند.

در سایت ‌‌‌‌ "مؤسسه تبادلات آكادمیك آلمان (DAAD) " مطالب ذیل راخواهید خواند:
"از سال 2003 در تهران نیز یك مركز اطلاع رسانی IC دایر است. كلیه خدمات DAAD رایگان می باشد. متذكر می شویم كه این مركز كاملاً غیر انتفاعی است و هیچ گونه همكاری با مراكز خصوصی- تجاری در زمینه اخذ پذیرش ندارد.
خدمات DAAD در تهران :


"ارائه اطلاعات درباره دانشگاه ها ورشته های تحصیلی در آلمان ، پاسخ گوئی به سوالات كوتاه تلفنی ،پاسخ به سئوالات كتبی از طریق پست الكترونیكی ,كمك در تهیه درخواست پذیرش ،برگزاری همایش های اطلاع رسانی ،ارائه مشاوره به منظورانتخاب دانشگاه و رشته تحصیلی مناسب ،اطلاع رسانی درباره بورسیه های DAAD و مدارك مورد نیاز ،كمك برای ارتباط بااستاد راهنمای مناسب در آلمان برای مقطع دكترا ، معرفی منابع اطلاعاتی جامع تر ،حمایت ازراه اندازی پروژه های علمی مشترك ، همكاری با انجمن های بورسیه شدگان محلی "
"پروژه جهانی IC (مركز اطلاع رسانی) از طریق قرارداد همكاری بین انستیتو گوته وDAAD در سال 1999راه اندازی شد. وظایف اصلی IC : اطلاع رسانی در مورد چگونگی تحصیل درآلمان، مشاوره و حمایت از دانشجویان ومحققان به منظور تحصیل یا پژوهش در آلمان. مسئولین مراكز اطلاع رسانی اساتید DAAD می باشند كه علاوه بر فعالیتشان در این مراكز به تدریس در دانشگاه های محل خدمت مشغول می باشند. "
"


سناریوی بامزه شبکه آمریکایی

 

در این لیست بامزه، میزان دارایی محسن و یاسر هاشمی جزء کمترین‌ها و حسین شریعتمداری و علی لاریجانی جزء پولدار‌ترین‌ها هستند.

به گزارش شبکه ایران، شب گذشته تلویزیون آمریکایی CNN در گزارشی که روی سایت این شبکه قرار دارد، اعلام کرد که توسط یکی از کارکنان ایرانی بانک‌های کشور مالزی در جریان لیستی از پس انداز مسئولین ایرانی در خارج از کشور دست یافته است.

این شبکه تلویزیونی در اقدامی جالب مدعی شد که کارمند ایرانی بانک‌های مالزی بدلیل علاقه‌ای که به جریان ضدانقلاب در ایران دارد، این لیست را برای انتشار در اختیار مدیران سی‌ان‌ان گذاشته است؛ البته مشخص نشد که این کارمند ایرانی بانک‌های مالزی چگونه به این لیست که بیشتر شبیه طنز را دارد و مربوط به حسابهای متنوع بانکهای کشورهای مختلف است دست پیدا کرده؟!

شبکه سی‌ان‌ان همچنین از انتشار مشخصات فرد افشاگر خودداری کرده است.

در این لیست میزان دارایی ۶۷ نفر منتشر شده بود که از این میان تنها به انتشار جالب‌ترین آن‌ها از قبیل غلامحسین الهام، مهدی احمدی‌نژاد، علی لاریجانی، محسن هاشمی، احمدرضا رادان، حمید رسایی، حسین شریعتمداری، داوود احمدی‌نژاد، یاسر هاشمی و مجتبی ثمره هاشمی می‌پردازیم.

با هم این لیست جالب را در زیر می‌خوانیم:

۱- غلام حسین الهام: ۲۵ میلیون دلار در دبی، ۱۳ میلیون دلار در ترکیه، ۱۷ میلیون دلار درسوئیس، ۰. ۷ میلیون دلار در بیروت

۲- مهدی احمدی‌نژاد: ۱۸ میلیون یورو در بلژیک، ۴۵ میلیون یورو در سوئیس، ۴۴ میلیون دلار دربانک اسلامی شریعت

۳- علی لاریجانی: ۱۸۵ میلیون ایورو در استرالیا، ۱۶ میلیون ایورو در امارات متحده عربی، ۱۱۲ میلیون ایورو در مالزی

۴ – محسن هاشمی رفسنجانی: ۳۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۵۶ میلیون دلار در بلژیک

۵ – احمد رضا رادان: ۹۸ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۶۵ میلیون دلار در کویت، ۱۲۱ میلیون دلار در افریقای جنوبی

۶- حمید رسائی: ۶۲ میلیون دلار در مجارستان، ۳۲ میلیون یورو در آلمان، ۱۸ میلیون پوند در انگلیس، ۱۴ میلیون دلار در امارات متحده عربی

۷- حسین شریعتمداری: ۲۲۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۵۴ میلیون دلاردرآلاناخل کمپانی، ۶۵ میلیون یورو در «ح. س. ب. س» بانک انگلیس

۸- داوود احمدی‌نژاد: ۵۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۴۸ میلیون یورو در ایالات متحده عربی، ۸ میلیون دلار در بانک پترزبورگ روسیه

۹- یاسر هاشمی رفسنجانی: ۲۲ میلیون یورو در آلمان، ۱۲ میلیون ایورو در استرالیا، ۱۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی

۱۰- ـ مجتبی هاشمی ثمره: ۲۸ میلیون دلار در اسپانیا، ۷۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۲۴ میلیون دلار در مالزی

متن کامل جزوه کشف شده در منزل علیرضا بهشتی

جوان نوشت:در حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری، وزیر اطلاعات، از کشف جزوه ای براندازانه از منزل یکی از مشاوران میرحسین موسوی خبر داد و پاره ای از گفته های آن را تلاش برای براندازی عنوان کرد.

آنچه که در پی می آید متن کامل این جزوه است.

****

چیست یاران طریقت بعد از این تدیبرما؟!

‏مباحث خود را در پنج سطح تحلیل ارائه می کنم:

۱- سطح تحلیل نخست: تحلیل پدیده ای که به نام «جنبش سبز»» تجربه کردیم؟

۲- سطح تحلیل دوم: تحلیل پدیده ای که به نام «ضد جنبش سرخ»» درحال تجربه آ ن هستیم؟ ۳- سطح تحلیل سوم: تحلیل مرحله کنش سیاسی - اجتماعی ‏کنونی؟

‏۴- سطح تحلیل چهارم: تحلیل تدیبرهای ممکن ومطلوب؟

۵-سطح تحلیل پنجم: تدوین و تقریری گفتمانی هژمونیک برای دوران کنونی.

 

سطح تحلیل نخست

‏پدیده شگرفی که به نام «جنبش سبز» دراین ایام تجربه کر دیم، بیش از هرچیز، نتیجه وحاصل پدیده دیگری به نام «قیام شرایط » ‏یا « شورش موقعیت» بود.

‏شورش موقعیت یا قیام شرایط یعنی (حالا وقتشه)؛

حالا وقت تبدیل جشن به جنبش است؛

‏حالا وقت تبدیل خیابان به پارلمان مردم است؛

‏حالا وقت خیزش یک ملت فرا سوی ملاحظات و مقتضیات طبقاتی، فرهنگی، قومی، زبانی،نسلی، جنسی، شئونی، دینی، مرامی و سیاسی است؛

حالا وقت ایجاد زنجیره ‏همگونی درمیان هویت های متمایز است؛

حالا وقت اتصال خطوط موازی به یکدیگر در تابلوی جنبش است؛

‏حالا وقت شورش دانش ها و گفتمان ها و هویت های تحت انتقاد و حذف و ‏طرد شده است؛

‏حالا وقت جوشیدن قدرت و مقاومت ازریزبدنه های جامعه است؛

حالا وقت فریاد صدا های خاموش است؛

‏حالا وقت شورش تاریخ علیه خودش است؛

‏حالا وقت شورش وضع موجود علیه خودش است؛

‏حالا وقت شورش خودی ها علیه خودی هاست (پرندگان گردن چرخان)؛

حالا وقت شورش گفتن برگفته است؛

‏حالا وقت شورش امید برنا امیدی واراده برخمودگی وانغعال است؛

‏- این شورش زمانه، شورشی در خلق عالم ایرانی برپا می کند. شورشی رنگین کمانی که:

‏همرنگی از جنبش های هابی و لابی با خود دارد؛

همرنگی از جنبش های مدنی واجتماعی جدید؛

‏هم از جنس جنبش های سنتی و مدون است و هم پسامدرن؛

‏هم ازنوع جنبش های مبتنی برنافرمانی مدنی است وهم ازنوع جنبش های اکسپرسیونیستی؟

‏هم رنگی از جنبش های هویتی دارد و هم رنگی از جنبش های فراهویتی؛

هم از جنس جنبش های ریزومی است وهم از جنس جنبش های خود جوش پراکنده؛

‏این رفتار جمعی مردم ایران، از سوی دیگر، تابعی بود از:

‏- احساس بی قدرتی(احساس ناتوانی و عجزفرد درتأثیرگذاری برتصمیمات و سیاست ها و بر عرصه سیاسی. توضیح آنکه وقتی فرد دربرابر واقعیت های اجتماعی خود را فاقد هرگونه قدرت ارزیابی کند و واقعیت های اجتماعی را فراترازقدرت خود بداند، آنگاه ‏دچار احساس بی قدرتی می شود)؛

‏- احساس مهجوری سیاسی (مهجوری سیاسی به طرد قواعد و اهداف سیاسی به علت غیرعادلانه و تحمیلی بودن قواعد بازی گفته می شود)؛

‏- احساس بی قاعدگی سیاسی (وقتی که فرد احساس کند و چنین استنباط کند که قواعد وقوانینی که باید مناسبات سیاسی را تعیین وهدایت کند ازمیان رفته است. به عبارتی ازمیان رفتن قاعده ‏وقوانین در مناسبات سیاسی، همان بی قاعدگی سیاسی است)؛

‏- احساس یبگانگی سیاسی (یبگانگی سیاسی، ناتوانی دراثرگذاری بر ساخت اجتماعی - سیاسی وعجزدردخالت درفرایندهای تصمیم گیری و سیاستگذاری ها در عرصه سیاسی است)؛

‏- احساس بی معنایی سیاسی (نبود الگوی قابل درک و قابل تشخیص برای شخص و غیرقابل پیش بینی بودن نتایج انتخاب های سیاسی). وقتی فرد احساس کند الگوی قابل درکی برای وی در مناسبت سیاسی تعریف نشده ‏است و یا نتایج کنش ها،رفتارها و تصمیمات سیاسی غیرقابل سنجش و پیش بینی است، آن گاه ‏دچاراحساس بی معنایی سیاسی می شود)؛

‏- احساس بی اعتمادی سیاسی ونا رضامندی سیاسی.

‏افزون برموارد فوق، این رفتار همچنین ربطی وثیق و تنگانگ با: ( ۱ ‏) حضور یک نقطه گره ‏سلبی (منفی)؛(۲) بداعت و طراوت فزاینده ‏خود جنبش؛( ۳ ‏) شخصیت وگفتمان میرحسین (شخصیت وگفتمانی که در پروسه اتنخاباتی درحال شکل گرفتن بود)؛ و(۴) حمایت یکپارچه تمامی مردمان ونخبگانی که با انگیزه ‏ها و انگیخته های مختلف، خواستار«تغییر» ‏بودند، دارد.

سطح تحلیل دوم

‏اما دیری نپایید که جنبش لبخندها تبدیل به جنبش اشک ها شد؛ امید ها به ناامیدی گراییدند؛ رفتار های جمعی مدنی به خشونت گراییدند؛هویت های متمایز درکنار هم دربرابر هم قرارگرفتند؛ جنگ با شمشیر های برکشیده ‏از نیام جای جنگ با کلام را گرفت.

‏آنچه به نام «ضدجنبش سرخ» ‏یا بحران سرخی که این روزها تجربه می کنیم،حکایت از تحولات ژرف وگسترده ‏ای است که دراین سالیان زیر پوست جامعه درحال شکل گرفتن بود و دارد، تحولی هم درمیان جامعه مردمان وهم در لایه جامعه نخبگان رسمی،ایجاد می کند. بی تردید براثراین تحولات زیرین،درآ ینده ‏نزدیک شاهد بحران هایی درسطح زیرین جامعه خواهیم بود.

‏بحران هایی نظیر:

‏- بحران اعتماد؛

‏- بحران مشروعیت و مقبولیت؛

- بحران وحدت و یگانگی جامعه؛

‏دراین شرایط، پیش بینی می شود تدیبراستراتژیک گروه ‏حاکم مبتنی خواهد بود بر:

۱- اتکای بیش تربراقلیت معتقد (خودی های باقیمانده ‏)؛

۲- تلاش برای ممانعت ازشکل گیری ۲۲ خردادی دیگر؛

۳- گشایش نسبی درفضای اجتماعی- فرهنگی؛

‏۴- بستارمندی بیش تردرفضای سیاسی؛

۵- تلاش برای حفظ علقه وعلاقه دهک های پایین جامعه؛

‏۶- تلاش برای تشدید بیماری «انغعال از درون» ‏، به ویژه ‏درمیان قشرخاکستری جامعه؛

‏۷- ایجاد یک جریان اپوزیسیونیستی (چپ) خودی؛

۸- گرایش فزاینده ‏به یک تطام بناپارتیستی ونوبناپارتیستی؛

۹- گرایش فزاینده ‏به یک نظام بحران زاد و بحران زی

سطح تحلیل سوم

‏اکنون، پرسش های سرنوشت ساز/ سوزی که با آن مواجهیم، عمدتا ناظر بر شناسه ها، مختصات و مقتضیات «مرحله کنشی » ‏بعد از انتخابات هستند.

‏ما درکدامین مرحله کنش سیاسی - اجتماعی قرارداریم؟ اقتضای نظری وعملی این «مرحله » چیست؟ دراین شرایط ، کدامین استراتژی و تاکتیک می تواند اصلاح طلبان را یک گام به اهداف و آمال خود نزدیک ترگرداند؟ بی تردید، پاسخ به این پرسش ها، گام نخست برای ورود به بحث پیرامون تئوری وعمل، گغتمان و پادگغتمان، استراتژی و تاکتیکی، گسست و پیوست، بایا و نباید، و قدرت و مقاومت، درچارچوب جنبش اصلاحی در شرایط کنونی می باشد؟ وبی تردید، پس از تعیین و تعریف مرحله عمل سیاسی است که می توانیم در پرتو «تحلیلی مشخص از شرایط مشخص ذهنی وعینی، داخلی و خارجی » ‏به پیرایش و آرایش خود همت گماریم وگامی به پیش درجهت تحقق اهداف و آرمان های اصلاحی خود برداریم.

‏مفهوم مرحله عمل سیاسی، یکی ازمفاهیم حاشیه نشین در متن گفتمانی جریان های سیاسی - مذهبی درسالیان اخیربوده است. به بیان دیگر، در طول این دوران، این جریان ها تصویرشفاف وعمیقی از مراحلی که یک جنبش سیاسی - اجتماعی باید از آن عبور کند تا به سر منزل مقصود برسد، نداشته اند. ازاین رو، درمعرض آفت «از مرحله پرتی » ‏قرارگرفتند ودر«شرایط خاص» ‏آن کردند که نمی باید می کردند و آن نکردند که می باید می کردند و نیزبه همین سبب بود که گاه در مسیر«سکتاریسم » ‏قرارگرفتند وگاه دیگر، ره «ولونتاریسم » ‏را پیمودند؛گاه مردم گرا شدند،گاه نخبه گرا؛ گاه خودی سازشدند وگاه دگر ساز.

‏بی تردید، فرد ای بعد از انتخابات فردایی بسیارمتفاوت ازفرداهای دیگر برای جامعه کشور ماست:

‏- فردایی که در آن باید انتظار تغییر ژرف وگسترده درفروماسیون (آرایش و چینش) سیاسی جامعه را داشت؛

‏- فردایی که در آن باید انتظار تغییردرکارکردهای حفظ نظم، تداوم و بقای نظام را داشت؛

‏- فردایی که درآن باید شاهد تعریف و تصویری جدید ازخودی ودگرها بود؛

- فردایی که درآن باید شاهد رادیکالیزه ‏شدن هویت های مقاومت بود؛

- فردایی که درآن باید شاهد انفعال وخمودگی آموخته شده افزون تربود؛

- فردایی که درآن باید شاهد تعمیق وگسترش شکاف میان حاکمیت ومردم، روحانیت وحاکمیت، روحانیت ومردم، روحانیت وروحانیت، «دین ودین»، از یک سو وشکاف های درون - حکومتی، از سوی دیگربود؛

‏- فردایی که درآن باید شاهد رادیکالیزه ‏شدن بخشی ازحواریون نظام و تنگ ترشدن حریم خودی ها باشیم؛

‏- فردایی که در آن باید شاهد محیط فراملی متشنج ترو خصمانه تر باشیم.

 

سطح تحلیل چهارم

‏اکنون، یک باردیگربا این پرسش سرنوشت ساز/ سوزمواجهیم «چیست یاران طریقت بعد ازاین تدیبرما؟». دراین شرایط حساس و پیچیده تاریخی، شاید با این گفته مارتین وبولیوارموافق باشید که درهرشرایطی باید کاری را انجام داد که باید از جهت شأن انسانی خود به عنوان مردان و زنان آزاد انجام دهیم، نه انسان هایی که وارد عالم سیاست می شوند. اما پذیرش این اصل اصیل، به معنای فرا زمان وفرامکان و فرا شرایط فرض کردن این «کار»نیست.به بیان دیگر، شأن انسانی ما به ما حکم می کند که جزئی از راه حل مشکلات زمانه، مردمان وجامعه خود باشیم.

‏اما برکمتراهل تامل و تعمقی پوشیده است که شرایط کنونی، شرایط فقدان تصمیم و تدیبراست؛ زیرا:

‏- هم باید دغدغه صیانت «سیرت » ‏نظام را داشت، هم باید دل مشغول صیانت «صورت » آن بود.

‏- هم باید ازانبوهی ازحاملان وعاملان این جنبش (آنانی که در تماس مسیر همراه و همگام ما نیستند) فاصله زدایی کرد و هم فاصله زایی (برای عقب نماندن از قافله)؛

- هم باید دغدغه موج (در اوج نگا ه ‏داشتن موج) داشت و هم دغدغه و گرداب های حایلی که بسامد این موج و موج سواران است؛

‏- هم باید دل مشغول تاریخ حال بود وهم آ ینده؛

‏- هم باید کت پوزیسیونیستی پوشید و هم شلواراپوزیسیونیستی؛

‏- هم باید به تغییر اندیشید و هم به ثبات.

‏بنابراین، هر درمان و تدبیری همچون فارماکون افلاطون، هم می توانا حامل و عامل درد باشد و هم درمان، اکنون، یک بار دیگر با این پرسش مواجه می شویم که در این شرایط ناممکنی تصمیم و تدبیر، چه باید کرد وجه نباید کرد؟

‏اکنون، در یک حصر منطقی چهارراه ‏پیداست:

 

۱- نخستین راه،راه به ننگ آغشته

‏الف- راه عافیت طلبی؛

ب - راه ‏پوزش طلبی؛

ج - را ه ‏قدرت طلبی؛

 

۲- دو دیگر، راه به نام آغشته:

الف- راه ‏خدا پسند؛

‏ب - راه ‏مردم پسند؛

‏ج - راه ‏خدا و مردم پسند؛

 

‏۳- سه دیگر، راه نیمش ننگ، نیمش نام:

‏الف - راه ‏پوزیسیونیستی - اپوزیسیونیستی؛

‏ب - را ه ‏درون وبرون نظام؛

 

۴- چهاردیگر،راه بی برگشت، بی فرجام:

‏الف - راه عبور مردم از ما و عبور ما از مردم؛

‏ب - راه ‏عبور مردم از دین و نظام و عبور ما از این و نظام؛

‏برای پاسخ به این پرسش، نخست چارچوپ زیررابرای مشخص کردن جغرافیا و حریم «تصمیم و تدبیر» ‏خود پیشنهاد می کنیم:

۱- قانونی (مخالف قانون نبودن»؛

۲- مد نی بودن؛

۳- آوانگارد بودن (پیشتاز کنش ها و واکنش های نظری و علمی - سیاسی - اجتماعی)؛

‏۴- چندساحتی (اجتماعی،فرهنگی ،سیاسی،حقوقی،اقتصادی)بودن؛

۵- ملی(مستقل و بومی)بودن(با تاکید بر چارچوب های فراخ هویتی«دینی - ایرانی»؛

۶- تشکیلاتی(اما نه لزوما حزبی") بودن؛

۷- مردمی بودن

‏دراین چارچوپ، چه باید کرد وچه نباید کرد؟

۱ ‏- نباید در صورت و سیرت یک اپوزیسیون رادیکال برون نظام فعالیت کرد / باید از تعریف و تصویر شدن به عنوان پوزیسیون نیز پرهیز کرد؟

۲ ‏- نباید درچرخه گفتمان مسلط و ‏درچرخه قدرت مسلط تعریف شد / باید درچرخه تصمیم ها و تدیبرها حضور داشت؟

۳ ‏- نباید جنبش را در قالب تنگ و باریک حزبی محدود ومحصورکرد/ باید در چرخه تصمیم ها و تدیبرها حضور داشت؟

‏۴- نباید فعالیت های آتی جنبش را در یک ساخت خاص و واحد (مثلآ اجتماعی و یا فرهنگی و یا سیاسی)، محدود و محصور کرد/ تمام عرصه ها و ساخت های جامعه را جغرافیای فعالیت خود تعریف کرد؟

۵- نباید جنبش را در یک فضای گفتمانی و ایدثولوژیک خاص و واحد، محدود و محصور کرد / باید به گفتمانی فراگیر با حفظ اصول و محکمات عقیدتی - هویتی اندیشید؟

‏۶- نباید فعالیت های آتی جنبش را درچارچوب تنگ و باریک تفسیرهای رسمی ازاین وقانون، محدود و محصور کرد / باید با بازگشت به دین و قانون، این تفسیرهای رسمی را به چالش کشید؟

‏۷- نباید فعالیت های آتی جنبش را درجغرافیای کنش ها و واکنش های موردی و روزمره و نقیضی و شخصی، محدود و محصور کرد/ باید با تعریف اهداف و آمال خود، کنش ها و واکنش های استراتژیک را دردستورکارخود قرارداد؛

۸ ‏- نباید هدف جنبش را به کسب قدرت سیاسی (ماکروفیزیک قدرت)، و یا سهیم شدن در قدرت، محدود و محصور کرد /اباید به تسخیرمیکروفیزیک قدرت و تسخیرریزبدنه های جامعه همت گماشت؛

۹- نباید از اندیشه رهبری جنبش خود را رهانید /باید به رهبری جمعی وبا برنامه آن اندیشید؛

۱۰- نباید به تاسیس تک رسانه ها برای انعکاس صدا و پیام خود امید بست /اباید به انبوهی از رسانه های حقیقی ومجازی درسپهرهای مختلف اندیشید؛

۱۱ ‏- نباید ازگفتمان «تغییر»عدول کرد /باید از رهگذردرانداختن جنگ با کلام وجنگ قرائت ها ازاین وقانون وسازوکارهای مدنی بسترهای تغییر را فراهم آورد؛

۱۲- نباید از جمع وجمعیت کردن افراد وشخصیت های مؤثرسراسر کشور(اعم از روحانی وغیر روحانی) غافل شد /باید پیرامون دستورکارهای مختلف و گوناگون (متناسب با سلایق وعلایق و مشی و مشرب ها) بستر این جمع وجمعیت شدگی را فراهم آورد؛

۱۳ ‏-نباید از امکانات ومقدورات انسانی وغیرانسانی خارج ازکشورغافل شد /باید درهر شرایط حفظ استقلال و عدم وابستگی جنبش و رهبران آن دغدغه اصلی باشد؛

‏۱۴- نباید ازاصلی وفرعی کردن چالش ها (یا آنچه در ادبیات چپ، به اصلی وفرعی کردن تضادها معروف است) غافل شد /باید درهر مواجهه و تقابل و تخالف خود، نقش و منفعت دگررادیکال را محاسبه کرد؛

۱۵- نباید نت استراتژی های تغییر، تلطیف، تحدید و تصحیح خود را در یک دستگاه ‏نواخت /باید از تماس دستگاه ‏ها ونیزازبداهه نوازی وبدیعه نوازی نهایت بهره ‏را برد؛

‏۱۶- نباید با کارتی که دردست نیست بازی کرد / باید با کارت های اندک دردست، بهینه بازی کرد؛

۱۷‏- نباید از هدایت اعتراض های مختلف اجتماعی،سیاسی،اقتصادی،قومی و... در یک مسیرو تجمیع قدرت ها واراده ‏های متکثرغافل شد /باید ازآنارشی نظری وعلمی پرهیز کرد

۱- ایجاد یک ستاد مشترک رهبری، مرکب از نمایندگان خاتمی، موسوی، کروبی، هاشمی و ... (ترجیحا چهار نفرازهرطرف: یک نفراستراتژیست، یک نفر تئوریسین، یک نفراجرایی، یک نفر تبلیغاتی):

الف- کمیته تدبیر شرایط حال

۱ ‏. مرکب از زیرمجموعه های حقوقی،تبلیغاتی و ضد تبلیغاتی،ارتباطات خصوصی و عمومی و...؛

۲- تدبیر آنچه به نام جنبش سبز جاری است و بازخوردهای مثبت و منفی آن

 

 

 

 

ب- کمیته تدبیر شرایط آینده

۱- مرکب از زیرمجموعه های تخصصی (همچون: کمیته تشکیلات و سازمان دهی؛ کمیته تدوین و استراتژی وگفتمان؛ کمیته تبلیغات و رسانه؛کمیته پشتیبانی و...)؛

‏۲- با وظیفه واقتدارعالی ترین ارگان تصمیم و تدبیرجنبش

۳- تاسیس رسانه های زنجیره ای (درفضای مجازی وحقیقی)؛

۴- ایجاد تشکیلات منظومه ای وخوشه ای متکثر؛

 

‏استراتژی های معین

‏تاکتیک ها

- ممانعت از گذر رقیب از شرایط گذاربحرانی و ‏تثبیت خود؛

- جنگ مواضع بر سر هر موضوع

 

سطح تحلیل پنجم

اکنون، باید تکلیف خود را با گفتمانی که استعداد هژمونیک شدن در دوران بعد از انتخابات دهم را دارد، مشخص نماییم.دریک نگاه کلی،شاید بتوان گونه شناسی زیر را دراین عرصه پیشنهاد نمود:

۱ ‏- گفتمان رویزیونیستی / ارتدکسی (نوعی سلفی گری مدرن):

‏الف - رجعت به ریشه ها و نص (و در انداختن نوعی جنگ مواضع ایدئولوژیک)؛

‏ب -ارائه قرائتی دموکراتیک از متون اولیه؛

۲- گفتمان رویزیونیستی /غیرارتدکسی:

‏الف - رجعت به عقل و علم ومنابع برون گفتمانی؛

ب - آمیزش و اختلاط ودر آمیختن گفتمان خودی با سایرگفتمان ها؛

۳ ‏- گفتمان بی قراری (دیسلوکتیو)

‏الف - ترک حریم گفتمانی گذشته؛

‏ب - ایجاد مجمع الجزایرگفتمانی؛

۴- گغتمان واساختی (دیکانستراکتیو)

‏الف - فروپاشی شالوده های قرائت مسلط و رسمی؛

ب - یی ریزی شالوده های قرائتی متفاوت؛

۵- گفتمان تلفیقی / ترکیبی (اختلاطی از گفتمان های فوق)

‏بی تردید،هر یک ازصورگفتمانی فوق، نیازمند صورت بدنی و مفصل بندی دقیق وعمیق هستند.

 

اهداف

۱- تصحیح و تغییر رفتار

۲- بازگشت به امام (ره) وانقلاب

۳- نظام دینی مردمسالارو دموکراتیک

 

تصویری از دوران کنونی و وضعیت خود و رقیب

‏«دشمنت را بشناس و همچنین خود را؛ خواهی دید که درهزاران نبرد هم شکست نخواهی خورد» ‏(تزوسان)

‏اکنون، پرسش های سرنوشت ساز /سوزی که با آ ن مواجهیم، عمدتا ناظر بر شناسه ها، مختصات و مقتضیات «مرحله کنشی » ‏بعد از انتخابات هستند: ما درکدامین مرحله کنش سیاسی -اجتماعی قرارداریم؟ اقتضای نظری وعملی این«مرحله » ‏چیست؟ در این شرایط ، کدامین استراتژی و تاکتیک می تواند اصلاح طلبان را یک گام به اهداف و آمال خود نزدیک ترگرداند؟

‏بی تردید، دوران بعد از انتخابات مرحله کنشی بسیار متفاوتی از مراحل کنشی دیگر برای جریان اصلاح طلبی است. شناسه های اصلی این دوران عبارتند از:

‏- گذشت از دوران سیاسی به دوران امنیتی

‏- به حداقل رسیدن امکان فعالیت سیاسی پارلمانتاریستی و تشکیلانی آشکار با انسداد فضای پالیتی؛

‏- امنیتی سازی فزاینده ‏امورغیرامنیتی؛

‏- نشاندن تئوری توهم توطئه درهرنگاه ‏وبیان؛

‏- تنگ ترشدن حریم خودی ها و گسترده ‏ترشدن حوزه ‏غیرخودی ها؛

‏- حاکم شدن ترکیبی گنگ وگیج از کهن سیاست srchi- politics ‏(کوشش های هوا داران «زندگی ‏جماعتی »درباره تعریف نوعی فضای اجتماعی همگون با ساختاری اندام وار، نوعی فضای بسته سنتی که هیچ قسم خلأ یا فضای تهی به جای نمی گذارد که در آن رخداد سیاسی سرنوشت سازی امکان وقوع یابد)، پیرا- سیاست para- politics ‏نام می گیرد که کوششی است برای سیاست زدایی از سیاست، یعنی حذف ابعاد سیاسی آن (با هدف تبدیل آن به منطق پلیس)، فرا -سیاست (در قالب پذیرش کامل کشمکش سیاسی، اما به سان نوعی تئاتر سایه بازی که در آن فرایندهایی اجرا می شوند که در حقیقت روی صحنه دیگری به وقوع می پیوندند)؛ابر سیاست ultra- politics (زیرکانه ترین و ریشه ای ترین شکل انگار منطق سیاست راستین، یعنی کوشش درراه حذف کامل ابعاد سیاست،کشمکش از طریق به افراط کشاندن آن با توسل به شیوه های نظامی مستقیم ونظامی کردن عرصه سیاست)؛

‏- شنا سه های دوران اتحاد شوروی بعد ازافشاگری های خروشچف علیه استالین و استالینیسم، همچون:

نوعی فروپاشی ایدئولوژیک - اخلاقی

‏عریان شدن چهره مکتبی که مطلقا تابع هدف توجیه و تحلیل حکومت شوروی و یک یک اقداماتش بود؛ چهره قدرت مطلقی که درهرلحظه می توانست اعلام کند، چه چیزی مارکسیسم است وجه چیزنیست (درهر لحظه «مارکسیسم » ‏معنایی جزافاضات رسمی همین قدرت مطلق یعنی شخص استالین نداشت (حقنه کردن به دلیل واحد)؛

‏از آنجا که کیش شخصیت استالین وقدرت شک ناپذیر او سال ها شالوده ایدئولوژی کمونیسم درسرتاسر جهان بود،ممکن بود این تغییرنگاه(توسط خروشچف)به گیجی ونااطمینانی درمیان اعضای حزب کمونیست بینجامد وبه اختلافات ونقدهای هر روز تندتری از جنبه های مختلف نظام سوسیالیستی ره بسپرد (تا زمانی که گزارش ها واخبارمخالف در مورد استبداد جوامع کمونیستی درنشریات وکتاب های به اصطلاح بورژوایی چاپ می شد، هیچ تأثیری درذهن کمونیست ها نداشت، ولی به محض اینکه همین مسائل را پیامبرکرملین (خروشچف) تأیید و تصدیق کرد، چون رعد وبرقی از خود تأثیربه جای گذاشت. آنچه تا دیروزدروغ های تبلیغاتی نفرت انگیزامپریالیستی خوانده می شد، ناگهان چون حقیقتی تکان دهنده تلقی گرد ید)؛

‏سقوط اخلاقی کمونیسم برای لحظاتی دست کم کل نظام های قدرت را تکان داد. رژیم استالینیستی نمی توانست بدون ملات ایدئولوژیک که حکومت حزب را توجیه می کرد به حیات خود ادامه دهد و دستگاه های خروجی در آن زمان، سخت نسبت به هرگونه حرکت ایدئولوژیک حساسیت نشان می دادند.

‏از آنجا که درسوسیالیسم لنینیستی - استالینیستی جهات کل نظام قدرت به ثبات دستگاه حاکم آ ن بسته است، لاجرم ابهام و گیجی و روحیه تضعیف شده بوروکراسی حزب کمونیست شوروی کلیت نظام را به خطر می انداخت. استالین زدایی درعمل چون ویروسی عمل کرد که از آن کمونیسم هرگز نجات پیدا نکرد؟ اگرچه می توانست دست کم ماتی با تغییراتی خود را با شرایط استالین زدا یی شده جامعه وفق دهد؟

نوعی فروپاشی هژمونیک

‏تمرکززدایی از قدرت و رویش و پیدایش قارچ گونه پادگفتمان ها و هویت های مقاومت؛

‏تشدید بحران مشروعیت، مقبولیت، اعتماد، کارآمدی، یگانگی و وحدت؛

تعمیق و گسترش شکاف میان دین و دین؛ خودی و خودی؛ روحانیت و روحانیت؛

‏تلون میان استبداد فردی /استبداد الیگارشی؛ سلطه بناپارتیستی / ننوبناپارتیستی؛ بحران زا /بحران زی؛

‏تبدیل همان سلاح مرهم آفرین/ مشروعیت و مقبولیت آفرین (زبان پراز شعارها واشارت انسان دوستانه ودموکراتیک)،به سلاح زخم آفرین(سلاحی دردست مخالغین برای به چالش کشیدن حکومت دینی واقعا موجود)،

‏*اتکای بیشتربراقلیت معتقد و مؤثر(خودی های باقیمانده)؛

‏* انحصاری ترواختصاصی ترشدن حوزه سیاسی (پالتی)؛

‏* مهندسی وبازنمایی نظامی شبه دموکراتیک بدون دموکرات؛

‏* تشدید هراس اخلاقی در عرصه سیاست و تخفیف و تقلیل آن در عرصه اجتماع؛

‏* تشدید سویه های پوپولیستی نظام و تقلیل سویه های نخبه گرایی؛

‏* تولد ورشد روشنفکران، دانشگاهیان، نخبگان واپوزیسیون ارگانیک؛

‏* تعمیق وگسترش استراتژی انفعال از درون به ویژه درمیان قشر خاکستری جامعه؛

* تغییر ژرف وگسترده درفروماسیون (آرایش وچینش) سیاسی جامعه؛

* تغییردرکارکردهای حفظ نظم، تداوم وبقای نظام (رژیم امنیتی)؛

‏* تعریف و تصویر جدید ازخودی ودگرها؛

‏* رادیکالیزه شدن هویت های مقاومت، رادیکالیزه شدن بخشی ازحواریون نظام، تنگ تر شدن حریم خودی ها و نقش آفرینی بیشتراپوزیسیون برون نظام؛

‏* متشنج ترو خصمانه ترشدن محیط فراملی؛

یک کمیته ضد ایرانی مجلس عوام انگلیس مجددا به حمایت از گروهک تروریستی منافقین برخاست.

یک کمیته ضد ایرانی مجلس عوام انگلیس مجددا به حمایت از گروهک تروریستی منافقین برخاست.


نهضت سبزنبوی
به گزارش ندای انقلاب به نقل از باشگاه خبرنگاران به نقل از بی بی سی،لرد کوربت،عضو کمیته به اصطلاح آزادی ایران در مجلس عوام انگلیس  خواهان دخالت سربازان آمریکایی و نیروهای سازمان ملل  در کمپ اشرف ،محل استقرار فراریان منافق شد.

بنوشته بنگاه سخن پراکنی انگلیس،روز گذشته جمع کوچکی از  فریب خوردگان منافق در لندن  خواهان حمایت های نیرو های آمریکایی از کمپ اشرف شدند.

گفتنی است،بدلیل همدستی منافقین با صدام حسین و  روی کار آمدن دولت مردمی در عراق،حکومت کنونی این کشور بشدت خواهان خروج منافقین از کمپ اشرف که در استان دیاله قرار دارد می باشد.

بر پاره گزارش های موثق،منافقین در شرایط روحی بسیار بدی در این اردوگاه بسر می برند.

یک کمیته ضد ایرانی مجلس عوام انگلیس مجددا به حمایت از گروهک تروریستی منافقین برخاست.

یک کمیته ضد ایرانی مجلس عوام انگلیس مجددا به حمایت از گروهک تروریستی منافقین برخاست.


نهضت سبزنبوی
به گزارش ندای انقلاب به نقل از باشگاه خبرنگاران به نقل از بی بی سی،لرد کوربت،عضو کمیته به اصطلاح آزادی ایران در مجلس عوام انگلیس  خواهان دخالت سربازان آمریکایی و نیروهای سازمان ملل  در کمپ اشرف ،محل استقرار فراریان منافق شد.

بنوشته بنگاه سخن پراکنی انگلیس،روز گذشته جمع کوچکی از  فریب خوردگان منافق در لندن  خواهان حمایت های نیرو های آمریکایی از کمپ اشرف شدند.

گفتنی است،بدلیل همدستی منافقین با صدام حسین و  روی کار آمدن دولت مردمی در عراق،حکومت کنونی این کشور بشدت خواهان خروج منافقین از کمپ اشرف که در استان دیاله قرار دارد می باشد.

بر پاره گزارش های موثق،منافقین در شرایط روحی بسیار بدی در این اردوگاه بسر می برند.

سران فتنه بازیچه طراحان اصلی بودند

 

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مردم قم:
سران فتنه بازیچه طراحان اصلی بودند / اقتدار جمهوری اسلامی ایران در منطقه و در میان ملت‌ها تأثیری معنوی است


رهبر معظم انقلاب اسلامی شکست فتنه سال گذشته را نمونه ای از الطاف و دست قدرت الهی دانستند و افزودند: هنوز ابعاد فتنه سال گذشته به طور کامل شناخته نشده است و زمینه های زیادی برای تحلیل و تبیین آن وجود دارد زیرا دشمن طراحی و محاسبات دقیقی انجام داده بود.


 حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار هزاران نفر از مردم قم، بصیرت و تشخیص صحیح شرایط، احساس تعهد ومسئولیت، و حضور به موقع در صحنه را سه عامل اصلی موفقیت در امتحانهای الهی و زمینه ساز پیشرفت مادی و معنوی برشمردند و تأکید کردند: ملت ایران با عبور موفقیت آمیز از امتحانهای گوناگون الهی در طول 32 سال گذشته، امروز مقتدرتر از هر زمان دیگر با عزم و اراده قوی و هوشیاری و یکپارچگی به راه خود برای رسیدن به قله های سعادت و کمال و حیات طیبه دنیا و آخرت ادامه خواهد داد.

حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار که در سالروز قیام تاریخی مردم قم در نوزدهم دی سال 56 برگزار شد، این حادثه بزرگ را نشانه پیشگامی مردم قم در بصیرت، احساس مسئولیت و حضور در صحنه دانستند و افزودند: حرکت نوزدهم دی مردم قم در سال 56، یک سیلی محکم به رژیم طاغوت و جبهه استکبار بود که با هدایت امام خمینی (ره)، زمینه ساز پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن سال 57 شد.

ایشان با تأکید بر اینکه حساسیت بالای دشمنان نسبت به مردم و حوزه علمیه قم، به دلیل بصیرت بالا، روحیه احساس تعهد و حضور به موقع در صحنه آنان است، خاطرنشان کردند: عکس العمل دشمنان در قبال قدرت نمایی مردم، حوزه علمیه، علما و جوانان قم در جریان سفر رهبری به این شهر مقدس نیز، نشان دهنده همین روحیات والا و عظمت این حرکت و همچنین عجز و آسیب پذیری دشمنان است.

رهبر انقلاب اسلامی پیروزی انقلاب اسلامی ایران و نحوه واکنش دنیای کفر و استکبار در 32 سال گذشته را نمونه دیگری از آسیب پذیری مخالفان و معاندان نظام اسلامی و عظمت حرکت ملت ایران برشمردند و افزودند: تشکیل نظام اسلامی در ایران و ایستادگی در مقابل قلدرترین حکومتهای دنیا، ارائه یک راه نو برمبنای اسلام واقعی بود که این موضوع برای جبهه استکبار و ظلم، تحمل ناپذیر است و علت اصلی مخالفت ها با جمهوری اسلامی ایران نیز همین قضیه است.

حضرت آیت الله خامنه ای با یادآوری کارهای بزرگ و سربلندیهای ملت ایران در میدانهای مختلف، تأکید کردند: این ملت به برکت موفقیت در امتحانهای الهی توانسته است خود را از لحاظ معیارهای معنوی و مادی بالا بکشد که پیشرفتهای علمی و فناوری و کار و خدمت رسانی در سراسر کشور نمونه های پیشرفت مادی است.

ایشان با اشاره به کمک ها و الطاف الهی در تمام این موفقیت ها تأکید کردند: ملت ایران در میدانهای گوناگون دست قدرت الهی را دیده و حس کرده است.

رهبر انقلاب اسلامی شکست فتنه سال گذشته را نمونه ای از الطاف و دست قدرت الهی دانستند و افزودند: با لطف و عنایت خداوند متعال، مردم، بیدار و وارد صحنه شدند و توانستند توطئه ای عظیم را خنثی کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: هنوز ابعاد فتنه سال گذشته به طور کامل شناخته نشده است و زمینه های زیادی برای تحلیل و تبیین آن وجود دارد زیرا دشمن طراحی و محاسبات دقیقی انجام داده بود.

ایشان عوامل اصلی فتنه سال 88 را طراحان خارجی دانستند و خاطرنشان کردند: کسانی را که مردم به آنها سران فتنه می گویند، در واقع بازیچه طراحان اصلی بودند و دشمن آنها را به وسط صحنه هُِل داده بود که البته آنها نیز باید راه خود را از دشمن جدا می کردند که این کار را انجام ندادند و مرتکب گناه شدند.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: انسان نباید بازیچه دشمن شود و اگر غفلتی هم کرد ولی در وسط کار متوجه موضوع شد، باید بلافاصله راه خود را تغییر دهد.

حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین زوایای فتنه سال گذشته تأکید کردند: عامل اصلی، دیگرانی بودند که طراحی کرده بودند و در طراحی و محاسبات خود به دنبال حذف جمهوری اسلامی و تغییر نظام بودند.

ایشان افزودند: طراحی اصلی دشمنان، این بود که جمهوری اسلامی و حقیقت و شعار دین از جامعه ایران برچیده شود و قاعده حکومت و دولت را به شکل مطلوب خود تشکیل دهند.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: صحنه گردانان اصلی، حالت دیگری را نیز طراحی کرده بودند که اگر به نتیجه مطلوب خود نرسند، کشور را به آشوب بکشانند و با تقلید از انقلاب اسلامی و بوجود آوردن کاریکاتوری از آن، به اهداف خود برسند.

ایشان افزودند: اما ملت ایران با تشخیص صحیح اوضاع، احساس تعهد و حضور به موقع در صحنه، به دهان طراحان اصلی زد و بساط آنها را جمع کرد.

رهبر انقلاب اسلامی موفقیت ملت ایران در این آزمون بزرگ و پیچیده را زمینه ساز پررنگ تر شدن خط دین و انقلاب در کشور و اقتدار روزافزون نظام اسلامی دانستند و خاطرنشان کردند: اقتدار روزافزون در واقع پاداش الهی برای موفقیت در این آزمون است.

حضرت آیت الله خامنه ای همه آحاد مردم و مسئولان را به حفظ هوشیاری و تشخیص صحیح مسائل اصلی از مسائل فرعی و جابجا نکردن آنها فراخواندند و افزودند: نداشتن بصیرت و شکست در امتحان الهی موجب تنزل و انحطاط جامعه خواهد شد، همانگونه که نتیجه شکست مردم در امتحان الهی در دوران امیرالمومنین علی (ع) و شهادت آن حضرت در محراب عبادت به دست اشقی الناس، به شهادت رسیدن حضرت سیدالشهدا علیه السلام و یاران ایشان در حادثه کربلا بود.

ایشان جایگاه والای کنونی ملت ایران و موفقیتهای او در مسائل داخلی و تأثیرگذاری در منطقه و مسائل مهم جهانی را نتیجه سربلندی در امتحانهای گوناگون دانستند و خاطرنشان کردند: دشمن تلاش فراوانی انجام می دهد تا با فشارهای اقتصادی، و تبلیغات دروغین و پرحجم و ترساندن دولتها و ملتها از جمهوری اسلامی ایران، مانع از ادامه مسیر پیشرفت نظام اسلامی شود اما به نتیجه نرسیده است.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به شکست سیاستهای امریکا در قضایای فلسطین، لبنان، افغانستان و عراق افزودند: امریکاییها، جمهوری اسلامی ایران را عامل اصلی ناکامی های خود معرفی می کنند در حالیکه آنها از بیداری و سیاست صحیح ملتها شکست خورده اند.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: تأثیر و اقتدار جمهوری اسلامی ایران در منطقه و در میان ملتها تأثیری معنوی است زیرا نظام اسلامی موجب بیداری ملتها می شود و در چنین شرایطی است که امریکا تمام تلاش خود را به کار می بندد تا دولت کنونی عراق بر سر کار نیاید اما به دلیل بیداری مردم، این دولت سر کار می آید و امریکا هم هیچ کاری نمی تواند بکند.

ایشان خاطرنشان کردند: ملت ایران به راه پیشرفت و اقتدار خود تا رسیدن به قله ها و حیات طیبه دنیا و آخرت ادامه خواهد داد.

حضرت آیت الله خامنه ای عزم و اراده مردم و مسئولان را برای پیمودن این راه، خوب و قوی ارزیابی و تأکید کردند: شرط ادامه موفقیت آمیز مسیر پیشرفت و اقتدار، بیداری و دستکم نگرفتن دشمن است.

ایشان افزودند: همه آحاد مردم بویژه جوانان، روحانیون، دانشگاهیان و مسئولان باید هوشیاری خود را حفظ و دو چندان کنند.

رهبر انقلاب اسلامی در پایان تأکید کردند: بیداری مسئولان، خدمت به مردم و حفظ یکپارچگی در میان خود است که همچون خاری در چشم دشمن خواهد بود.

در ابتدای این دیدار حجت الاسلام والمسلمین سعیدی تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه سلام الله علیها، با اشاره به قیام تاریخی نوزدهم دی سال 56، تأکید کرد: مردم قم همواره در صحنه بوده و نشان داده اند که پشتیبان ولایت فقیه هستند.

وی به نمایندگی از مردم استان قم و حوزه علمیه و علما از سفر اخیر رهبر انقلاب اسلامی به شهر مقدس قم تشکر و قدردانی کرد.

پروژه ربودن "علیرضا عسگری" و منافع صهیونیست‌ها  

پروژه ربودن "علیرضا عسگری" و منافع صهیونیست‌ها

بررسی دلایل اقدام صهیونیست‌ها در احیای سوژه "علیرضا عسگری " رژیم صهیونیستی تلاش می‌کند همزمان با اعلام نتیجه دادگاه بین‌المللی ترور رفیق حریری با به سطح آوردن سوژه "علیرضا عسگری " از طریق خبر جعلی خودکشی وی، گزارش دروغ دیگری با عنوان "اعترافات عسگری درباره نقش حزب‌الله در ترور حریری " به خورد افکار عمومی بدهد. به گزارش کلمه به نقل از نسیم، علیرضا عسگری، نظامی سابق ایران که پس از بازنشستگی به تجارت زیتون و روغن زیتون در سوریه مشغول بود در تاریخ 16 آذر 1385 از دمشق وارد هتل جیران استانبول شده و 2 روز بعد مفقود شد. چند روز بعد برخی رسانه‌ها خبری منتشر کردند که معاون سابق علی شمخانی، وزیر دفاع اسبق جمهوری اسلامی ایران با همکاری موساد و سازمان‌های اطلاعاتی آلمان و انگلیس ربوده شده و در نهایت به فلسطین اشغالی منتقل شده‌است. پس از انتشار این اخبار، بایکوت رسانه‌ای در خصوص پرونده عسگری آغاز و رسانه‌های غربی همگی سکوت را در دستور کار خود قرار دادند. خودکشی عسگری در زندان "عیالون" رژیم صهیونیستی این ماجرا همچنان در سکوت بود تا اینکه به یکباره، هفته گذشته برخی منابع خبری رژیم صهیونیستی خبری مبنی بر خودکشی عسگری در زندان "عیالون " این رژیم منتشر کردند؛ این درحالی بود که تا قبل از این، خبر ربوده شدن عسگری توسط دستگاه‌های اطلاعاتی این رژیم به شدت تکذیب شده بود. در روزهای گذشته نیز سایت بی‌بی‌سی، العربیه، دوویچه وله و دیگر رسانه‌های غربی در حالی خبر خودکشی عسگری را به تیتر اول خود مبدل کرده بودند که برخی منابع آگاه انتشار این خبر را همزمان با اعلام نتیجه دادگاه بین‌المللی ترور رفیق حریری بی‌ارتباط ندانسته‌اند. ارائه اسنادی مبنی بر دست داشتن حزب‌الله در ترور حریری! در همین راستا صبح روز گذشته روزنامه "ادیار " چاپ لبنان با انتشار خبری مبنی بر اینکه "علیرضا عسگری 8 ماه پیش اطلاعاتی درباره دست داشتن حزب‌الله در ترور حریری در اختیار دادگاه بین‌المللی قرار داده است " این گمانه را تقویت کرد. این درحالیست که سفر سعد حریری به ایران تأثیر بسزایی بر ارتباط میان نخست وزیر سنی مذهب لبنانی و حزب الله لبنان داشته است. افشاگری‌های حزب‌الله لبنان از پشت پرده جریانات دادگاه ترور رفیق حریری به نظر می‌رسد پیگیری این خط خبری از سوی رسانه‌های غربی در واکنش به افشاگری‌های حزب‌الله لبنان از پشت پرده جریانات این دادگاه و موضع‌گیری صریح رهبر معظم انقلاب در خصوص محکومیت و عدم مشروعیت رأی دادگاه حریری در دیدار با امیر قطر صورت گرفته است. بنا بر اخبار دریافتی تضعیف روحیه علیرضا عسگری که تاکنون در مقابل شکنجه سازمان‌های صهیونیستی مقاومت کرده و هیچ همکاری با آنها نداشته است، نیز یکی دیگر از اهداف راه‌اندازی این سناریوی خبری است. همچنین می‌توان گفت که رژیم صهیونیستی تلاش می‌کند همزمان با اعلام نتیجه دادگاه بین‌المللی ترور رفیق حریری با به سطح آوردن سوژه "علیرضا عسگری" از طریق خبر جعلی خودکشی وی، گزارش دروغ دیگری با عنوان "اعترافات عسگری درباره نقش حزب الله در ترور حریری" را به خورد افکار عمومی بدهد.

جلسه ی اضطراری برای بررسی پیامدهای حضور سید علی خمینی در مراسم 9 دی در منزل سید محمد خاتمی برگزار شد

 

جلسه ی اضطراری برای بررسی پیامدهای حضور سید علی خمینی در مراسم 9 دی در منزل سید محمد خاتمی برگزار شد

به گزارش کلمه پس از حضور سید علی خمینی در مراسم 9 دی در مهدیه تهران، برخی سران اصلاحات و حامیان جریان فتنه پنجشنبه شب (غروب 9 دی) جلسه ای اصظراری برای بررسی پیامدهای این اقدام در منزل سید محمد خاتمی در منطقه جماران برگزار کردند.
هفته نامه 9 دی در این زمینه نوشت: در این جلسه چند ساعته که با حضور حدود 60 نفر از اصلاح طلبان و حامیان جریان فتنه برگزار شد، افرادی نظیر مهدی کروبی، سید حسن خمینی، سید یاسر خمینی، مجید انصاری، موسوی لاری، قدرت الله علیخانی، علی یونسی، موسوی بجنوردی، محمد علی ابطحی، نظام زاده و ... حضور داشتند.
اگرچه ظاهرا بررسی چگونگی برخورد با پیامدهای حضور سید علی خمینی در مراسم پاسداشت 9 دی علیه جریان اصلاح طلب و فتنه از جمله دلایل مهم تشکیل این جلسه‌ بود، اما تبعات روشنگری رسانه‌ها به ویژه رسانه ملی علیه جریان فتنه در ایام سالگرد حماسه 9 دی بر روی افکار عمومی و نحوه برخورد سران این جریان با افشاگری‌ها مذکور هم در این جلسه مورد بحث و جمع بندی قرار گرفت.
گفته می‌شود تکذیب فوری دفتر امام درباره حضور سید علی خمینی در مراسم پاسداشت 9 دی و نیز ادعای اخیر کروبی در رد افشاگری رسانه‌ها علیه خود و دیگر سران فتنه و اعلام آمادگی برای محاکمه از جمله جمع بندی‌های این جلسه بوده است.

از اعتراف به منافق بودن گنجی تا آموزش روش جدید خودکشی در اپوزیسیون

 

از اعتراف به منافق بودن گنجی تا آموزش روش جدید خودکشی در اپوزیسیون

روزنامه کیهان در ستون اخبار ویژه امروز خود خبرهایی از اعتراف ضد انقلاب خارج نشین به منافق بودن اکبر گنجی تا آموزش روش جدید خودکشی در اپوزیسیون را منتشر کرده است.

یک عضو خارج نشین حزب مشارکت، اکبر گنجی را به اعتبار تناقض های متعدد، سمبل واقعی نفاق توصیف کرد.

آرش غفوری عضو کمیته اطلاع رسانی حزب مشارکت و همکار نشریات این حزب که مدتی است در بوستون آمریکا اقامت دارد، در سایت ضد انقلابی مردمک نوشت: زمانی گنجی خود را به «السابقون السابقون، اولئک المقربون» ارجاع می داد اما «الذین فی قلوبهم مرض» با قول و فعل دیروز و امروز او بسیار نزدیک تر است.

وی با اشاره به سابقه ارادت خود به گنجی در دوره اصلاحات می نویسد: در گرماگرم انتخابات ریاست جمهوری سال 84، مشارکت و مجاهدین انقلاب از مصطفی معین با برند «اصلاح طلبی پیشرو» حمایت کرده بودند. همایشی در استادیوم تربیت معلم کوی دانشگاه تهران برگزار شد. بعد از پایان مراسم، من و بسیاری از جوانان همسن و سال من در آن سال ها در حالی که از استادیوم خارج می شدیم شعار می دادیم: «عالیجناب سرخپوش، ما همه گنجی شدیم.» عالیجانب سرخپوش نام مستعار هاشمی رفسنجانی بود در آن سال ها. هنوز گنجی به خارج نیامده بود و هنوز هم چند سالی از حضورش در خارج از کشور نگذشته بود که بگوید منظورش از «عالیجناب سرخپوش»، هاشمی رفسنجانی نیست.

وی می افزاید: آن زمان فکر می کردیم اکبر گنجی با اصل نظام و انقلاب و خط امام مشکلی ندارد. حتی وقتی که روزنامه کیهان پس از کنفرانس برلین در سال 79 متن گفت وگویی از گنجی را منتشر کرد که مدعی بود «خمینی به موزه تاریخ رفته است» ما، اکثر ما، این را بازی تبلیغاتی کیهان برای بدنام کردن اصلاح طلبان و کسانی مثل اکبر گنجی می دانستیم. گنجی البته آن ادعای کیهان را انکار کرد اما به محض آنکه پایش به خارج از کشور باز شد به تکرار همان ادعاهایی پرداخت که زمانی در روزنامه کیهان تکذیبش می کرد. او پس از حوادث منتهی به انتخابات صاف و پوست کنده به مقابله با خط امام پرداخت. در این آخرین مصاحبه اش هم با بی بی سی علناً تمام میراث امام و انقلاب را به حراج گذاشت و نسبت (...) به امام داد. او در پس تمام این کلمات برای من ابهامی انداخته است که از درک آن عاجز هستم و آن این است که اکبر گنجی از چه زمانی به این نتایج رسیده است. حال چه می شود که بعد از این همه سال و آن همه پنهان کاری، آقای گنجی به این نتیجه می رسد که امام به جمهوریت و دموکراسی به هیچ وجه اعتقاد نداشت.

همکار نشریات زنجیره ای ادامه می دهد: آقای گنجی! من و بسیاری از هم سن و سال های من به خصوص در احزاب و روزنامه های اصلاح طلب بارها و بارها به خاطر شما با خیلی ها درگیر شدیم که گنجی است و حرف درست می زند و بر مواضعش می ایستد اما با توجه به مواضع امروز شما با عرض معذرت نمی توانم بگویم که منافقانه عمل نکردید. مگر نفاق چیزی جز تفاوت قول و عمل است و مگر شما جز این عمل منافقانه در آن سالها داشته اید؟ ما آن روزها شما را نمی شناختیم که در تندروی و رادیکالیسم تا چه اندازه تند و بی منطق می تازید و از نفاقی که نتیجه این بی آبرویی است هراسی ندارید.

این همکار سابق حزب مشارکت به این حقیقت اذعان نکرده که مطابق استدلال وی اغلب مشارکتی ها و سازمان مجاهدینی ها و... در جبهه اصلاحات منافق محسوب می شوند چه در نسبت با خط امام و قانون اساسی و اسلام و موضوع ولایت فقیه، و چه در ماجراهای کوچک تری نظیر ترور شخصیت و حمایت انتخاباتی بعدی از هاشمی رفسنجانی.

آموزش روش جدید خودکشی در اپوزیسیون

«برنامه هسته ای با توجه به ماهیت آن تبدیل به یکی از برگ های برنده رژیم شده و مخالفت علنی اپوزیسیون با آن به منزله یک خودکشی سیاسی است».

پایگاه ضد انقلابی بالاترین با اشاره به خوش خدمتی های علنی برخی محافل گروهکی به غرب در تخطئه برنامه هسته ای ایران نوشت: اپوزیسیون در این مورد بخصوص چاره ای جز در نظر گرفتن نظر اکثریت مردم نخواهد داشت. از آنجا که فراهم آوردن پیش شرط های لازم برای مخالفت با ادامه این پروژه ها، امکان پذیر نمی باشد(پیش شرط هایی از جمله اثبات قصد ساخت سلاح هسته ای و...) به نظر می آید که مخالفت با آنها، به مانند یک خودکشی سیاسی برای اپوزیسیون خواهد بود. همنوا شدن با سیاستمداران غربی، همراهی با تحریم است و این طور نیز از دید مردم تعبیر خواهد شد.

کشیدن ترمزدستی وسط بزرگراه برای اقامه نمازمیت بر موسوی!

«خاتمی مانند کسی است که با اهداف سیاسی صرف، سودای حضور دوباره در عرصه قدرت را در سر دارد. او خود را در مقام هدایت فرض کرده و ترمز دستی را در بزرگراه شرایط کشیده و دل در گرو بازگشت به عقب دارد».

این مطلب را محمدرضا شکوهی از عناصر ضدانقلاب مقیم فرانسه خطاب به میرحسین موسوی نوشت. وی در این نوشته که از سوی گویانیوز منتشر شده، به سخنان اخیر خاتمی در دیدار شماری از اعضای اقلیت مجلس می پردازد و می نویسد: این سخنان با چه توجیهی بود؟ و براساس کدام عینیت کدام بسترها در حاکمیت یا در میان مخالفان؟ پس از آن همه هزینه، خاتمی بر چه اساسی چنان سخنانی را بر زبان می آلاید که برخی از جملاتش تصویر تمام زشت اخلاقی در جامه سیاست ورزی است. اما سخنم رو به سوی موسوی است، یک همراه صادق و مومن و مخلص (!!) اکنون آیا وقت آن نیست که مرز خود را با آنها که سودای قدرت دارند و ترمزدستی را در بزرگراه شرایط کشیده و دل در گرو بازگشت به عقب دارند، روشن کنید؟

نویسنده همچنین با تاکید بر ارادت خود نسبت به موسوی می نویسد: «باید با صراحت بگوییم، اعتماد شما به برخی از باندها و جریان ها اشتباه بوده، باندهایی که اهل انصاف و مسئولیت نیک آگاهند در پی چه هستند و جنبش سبز در خوشبینانه ترین حالت دکان ایده پردازی محفلی شان است. بی تعارف بگوییم شما مسئولید که راه خویش را از منفعت گرایان و بازیگران بی کفایت و فرومایه سیاسی در هر شان و جایگاه و ملبس به هر لباس سیاسی که هستند جدا کنید. ما در مورد بسیاری مطالب که شاید لازم بود پیشتر صادقانه به عرض و نظر شما برسد سکوت کردیم و اندکی را نیز ارسال کردیم و نیک می دانم که بیش و کم از چیستی و ماهیت اغلب آنها مطلعید. ما در مورد لزوم رهیدن از قوالب تعریفی کاذب و غیرواقعی و غیراصیل برای هویت های چندگانه جنبش سبز سکوت کردیم و در نهان به سمع و دیده انتقال دادیم. گفتیم هویت اقتصادی دروغین و بس مضری برای جنبش تعریف شده و مشخصاً باید گفت برش تحمیل شده است (هویتی که بخشی از معایب و آسیب ها و مضراتش را آنان که این سو و جبراً بیرون از گود ایفای نقش و ادای وظیفه و مسئولیت نشسته اند، در تزریق مبالغ خاص از سرمنشاء جریانی خاص در فلان شهر جنوب خلیج فارس (دوبی) تا بروکسل و لندن و ... لمس کرده و ضربه ای که بر صداقت و راستی در عرصه تقویت جنبش با توسل جبری به ابزار رسانه ای وارد آمده را به نظاره نشسته ایم). شما مرز جنبش را همچون مرز فکری و سیاسی خود با همراهان و دلبستگان نظر آقای خاتمی همچنین دفتر رئیس مجمع تشخیص صراحتاً عیان کنید. کوتاه آن که جمعی از عناصر شناسای سیاسی در پی سمت و سوی دیگری گزیدن هستند. راقم برای آقای خاتمی و جمعی از بزرگان در مجمع روحانیون و... حرمت قائل است اما نیک می دانید ایشان علی رغم تصوری که برخی دارند یار واقعی جنبش سبز نیست. شما خود تا حدودی بر این امر واقفید. کمی تأمل کنید. وقت واکنش است.

این تحلیل در حالی منتشر می شود که اغلب تحلیلگران در جبهه ضدانقلاب، اظهارات اخیر خاتمی را نشانه بن بست جنبش(فتنه)سبز و باعث ناامید کردن مخالفان جمهوری اسلامی عنوان کرده اند. این محافل می گویند سخنان خاتمی متضمن اعلام مرگ جنبش سبز است. به تازگی ارگان حلقه لندن (جرس) درباره سخنان خاتمی نوشت «سخنان خاتمی آن هم یک سال پس از افول جنبش سبز، بیشتر به شاخ و شانه کشیدن یک بازنده زیر تیغ برنده می ماند. او سعی در باز کردن راه دیگری دارد که لاجرم پیش نیاز آن، خواندن نمازمیت بر جسد جنبش سبز است!».

جمهوری اسلامی واقعاً دیگر نیازی به اصلاح طلبان ندارد

نظام در سال های گذشته نیاز به حضور اصلاح طلبان در انتخابات داشت اما اکنون حس می شود که دیگر نیازی به حضور آنها ندارد.

«نیک آهنگ-ک» کاریکاتوریست خارج نشین نشریات زنجیره ای ضمن ارائه این تحلیل به نقل از یک منبع مطلع نزدیک به اصلاح طلبان، یادآور شد: سخنان کسانی چون جنتی که می گویند دیگر نیازی به اصلاح طلبان در انتخابات نیست، نشانه اخراج حاکمیت آنهاست. من همان تیر ماه 82 گفتم که انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم و مجلس هشتم را همین اصولگرایان می برند، هر چند که خاتمی هنوز در قدرت بود. اطرافیان خاتمی در همان سال 82 بلاتکلیف بودند در حالی که طرف مقابل اعتماد به نفس داشت. بسیاری از دوستان اصلاح طلب خیال می کردند وقتی در مجلس تحصن کنند با حمایت و تجمع میلیونی مردم پشت مجلس مواجه خواهند شد. خیال کردند حاکمیت کوتاه می آید. برای یک کاریکاتور ناقابل که من کشیدم، چند هزار نفر از طلاب و اساتیدشان در قم سه شب متحصن شدند، بعد کار به نماز جمعه های سراسر کشور رسید. اما برای حمایت از «نمایندگان مردم» چند نفر از خود شهر تهران (که سی نماینده در مجلس دارد) برای دل گرمی نمایندگان و دفاع از دموکراسی «تجمع» کردند، تجمعی که حتماً مجوز هم می گرفت! در انتخابات ریاست جمهوری نهم هم بسیاری از اصلاح طلبان فکر می کردند هر کسی کاندیدای «خاتمی محبوب» باشد رأی خواهد آورد. اما دکتر معین که اول رد صلاحیت شد و بعد تأیید شد، از سوی مردمی که به گفتمان خاتمی رأی ندادند، رد اعتبار گردید. در مسابقه تنها دو نفر ماندند، سردار سازندگی و شهردار تندخوی تهران. اطرافیان هاشمی اما خیال کردند اعتبار هاشمی در سراسر کشور نتیجه را به نفعش تغییر خواهد داد. نامه عباس عبدی را وقتی عطریانفر به هاشمی داد، اطرافیان هاشمی خندیدند. عبدی پیش بینی کرده بود که هاشمی می بازد و باید به نفع کروبی کنار بکشد، چرا که هر کسی مقابل هاشمی قرار بگیرد پیروز خواهد شد اما به هم زدن بازی توسط هاشمی و حمایت از کروبی نمی توانست به نفع کاندیدای جناح راست تمام شود. هاشمی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت، مصلحت خودش را به دست اطرافیان سپرده بود و آنها هم طبیعتاً با این ایده کنار نمی آمدند. عدم شناخت جامعه از سوی این جماعت، شاید بزرگ ترین ضربه را به هاشمی وارد کرد. انتخابات. شوراها و بعدش انتخابات مجلس هشتم... انتخابات ریاست جمهوری و... باز هم هیزم انتخابات اما این بار بازی اندکی تغییر کرده؛ خاتمی، رهبر اصلاح طلبان برای مشارکت در انتخابات شرط هایی تعیین کرده است. شرط هایی که البته از سوی حاکمان، محکوم شد. وقتی احمد جنتی خیلی راحت می گوید که دیگر به اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات نیازی نیست، حس می کنی که انگار در سال های گذشته نیازی بوده، اما دیگر نیست. ماجرا چیست؟ یک منبع مطلع نزدیک به اصلاح طلبان می گوید که حاکمیت از همین الان مطمئن است برای داغ کردن تنور نیازی به حضور بقایای طرفداران خاتمی هم ندارد. به عبارت دیگر تاریخ مصرف آنها از نظر حاکمیت هم پایان یافته است. زمانی عبدی می گفت پیش از اخراج حاکمیت، باید از حاکمیت خارج شد. آیا حرف های جنتی نشانه اخراج کامل از حاکمیت است؟

لازم به یادآوری است اصلاح طلبان هم نقش خروج از حاکمیت را بازی کردند و هم با رأی متواتر ملت در 7 انتخابات، از حاکمیت اخراج شدند و سرانجام در فتنه سال گذشته نشان دادند که اساساً در پروژه دشمن و تروربازی دموکراسی و انتخابات ایفای نقش می کنند.

لندن‌نشینی مهدی هاشمی نقشه مسئولان جمهوری اسلامی است

 
سردبیر سابق روزنامه "آفتاب یزد" در مصاحبه با رسانه دولتی آلمان "دویچه‌وله" مدعی شده است که مسئولان ارشد ایران از آقای هاشمی رفسنجانی خواسته‌اند تا جلوی بازگشت مهدی هاشمی به ایران را بگیرد.

به گزارش کلمه ، پای سردبیر سابق روزنامه اصلاح‌طلب "آفتاب یزد" هم به پرونده سکونت مهدی هاشمی رفسنجانی در انگلیس و اتهاماتی که متوجه او است، باز شد؛ البته با ارائه یک نظریه بسیار بامزه!

"سیدمجتبی واحدی" سردبیر سابق و لندن‌نشین روزنامه اصلاح‌طلب "آفتاب یزد" که حتی در میان همکاران ضدانقلاب و اصلاح‍طلب خود هم با صفت تندرو و افراطی شناخته می‌شود، در مصاحبه با رسانه دولتی آلمان "دویچه‌وله" مدعی شده است که مسئولان ارشد ایران از آقای هاشمی رفسنجانی خواسته‌اند تا جلوی بازگشت مهدی هاشمی به ایران را بگیرد.

واحدی که اتفاقا مانند مهدی هاشمی در لندن به سر می‌برد، برای اثبات این نظریه جالب گفته است: مسئولان ارشد جمهوری اسلامی شخصاً از آقای هاشمی رفسنجانی خواهش کرده‌اند که مهدی هاشمی به ایران برنگردد. آن‌ها از برگشت مهدی هاشمی واهمه دارند؛ چون من یقین دارم که با برگشت مهدی هاشمی هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد و محاکمه نخواهد شد.

وی که در پی مشخص شدن ارتباط مستمرش با بی‌بی‌سی انگلیس، صدای آمریکا و دیگر رسانه‌های غربی ترجیح داد در لندن بماند و در عوض از سردبیری روزنامه اصلاح طلب "آفتاب یزد" استعفا کند، در واکنش به ابراز تعجب خبرنگار دویچه‌وله از اظهاراتش ادعای بامزه دیگری را مطرح کرده و ضمن توهین به برخی مقامات کشور، گفته است: حداقل در لایه‏های پایین‏تر قوه‏ی قضاییه، دادستانی یا سپاه وانمود می‌شود که خواهان بازگشت مهدی هاشمی هستند؛ مثلا "مجتبی ذوالنور" نماینده‏ رهبر در سپاه پاسداران گفته بود ۳۶۰ زونکن، پرونده‏ی مهدی هاشمی است. به این‏ها از جاهای دیگری خوراک می‏دهند و می‏خواهند قضیه را خیلی طبیعی جلوه بدهند. من به یقین می‏گویم که این حرف‏ها جنبه‏ی تبلیغاتی دارد.

این حامی میرحسین موسوی در پایان این مصاحبه هم ادعا کرده که صدور حکم برای مدیرمسئول روزنامه ایران، یک "هشدار به احمدی‌نژاد" بوده است!

گفتنی است بر اساس گفته معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد، سردبیر سابق روزنامه "آفتاب یزد" در زمان سردبیری‌ تحلیل های رسانه های آمریکایی و انگلیسی را در روزنامه تحت اختیارش منتشر و از لندن روزنامه آفتاب یزد را اداره می کرد.

البته پس از انتشار این موضوع، واحدی لندن نشینی و همکاری با رسانه هایی چون بی بی سی را به آفتاب یزد ترجیح داد.

ليست دارايي مسئولين ايراني در بانكهاي خارجي

این رسانه های صهیونیستی به امید اینکه مسئولان ساده زیست انقلاب را از چشم مردم بیاندازند پیش از این نیز با همین شیوه به ترور شخصیت بزرگانی چون شهیدان بهشتی، رجایی، باهنر، مقام معظم رهبری و حتی حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی (البته در سالهایی که وجود آقای هاشمی به ضرر جریان فتنه تلقی می شد) اقدام کرده بودند.
کلمه: شب گذشته C.N.N در گزارشی که روی سایت این شبکه قرار دارد، اعلام داشت که توسط یکی از کارکنان ایرانی بانک های کشور مالزی در جریان لیستی از پس انداز مسئولين ايراني در خارج از کشور دست یافته است.
به گزارش کلمه این شبکه تلویزیونی که متعلق به یک صهیونیست آمریکایی تبار می باشد ، در اقدامي مضحک مدعی شد که کارمند ایرانی بانک های مالزی بدلیل علاقه ای که به جنبش سبز در ایران دارد، این لیست را برای انتشار در اختیار C.N.N گذاشته است. البته مشخص نشد كه اين كارمند ايراني بانك هاي مالزي چگونه به اين ليست كه بيشتر شبيه طنز را دارد و مربوط به حسابهاي متنوع بانكهاي كشورهاي مختلف است دست پيدا كرده؟!
گفتنی است در طول تمام سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره یکی از حربه های رسانه ای دشمنان انقلاب، میلیاردر معرفی کردن شخصیتهای انقلابی بوده است! این رسانه ها به امید اینکه مسئولان ساده زیست انقلاب را از چشم مردم بیاندازند پیش از این با همین شیوه به ترور شخصیت بزرگانی چون شهیدان بهشتی، رجایی، باهنر، مقام معظم رهبری و حتی حجه الاسلام هاشمی رفسنجانی (البته در سالهایی که وجود آقای هاشمی به ضرر جریان فتنه تلقی می شد) اقدام کرده بودند.
البته شبكه سي ان ان از انتشار مشخصات فرد افشاگر خودداري كرده است!
در اين ليست ميزان دارايي 67 نفر منتشر شده بود كه از اين ميان تنها به انتشار جالبترين آنها از قبيل غلامحسين الهام، مهدي احمدي نژاد، علي لاريجاني، محسن و ياسر هاشمي، احمدرضا رادان، حميد رسايي، حسين شريعتمداري، داوود احمدي نژاد، اسفنديار مشايي و مجتبي ثمره هاشمي مي پردازيم .
با هم اين ليست جالب را در زير مي خوانيم .

1- دارايي غلام حسین الهام: 25 میلیون دلار در دبی،13 میلیون دلار در ترکیه، 17 میلیون دلار درسوئیس،0.7 میلیون دلار در بیروت

2- مهدی احمدی نژاد:18 میلیون یورو در بلژیک،45 میلیون یورو در سوئیس،44 میلیون دلار دربانک اسلامی شریعت
3- علی لاریجانی:185 میلیون ایورو در استرالیا،16 میلیون ایورو در امارات متحده عربی، 112 میلیون ایورو در مالزی

4 - محسن هاشمی بهرامانی: 35 میلیون دلار در ایالات متحده عربی، 56 میلیون دلار در بلژیک

5 - احمد رضا رادان: 98 میلیون دلار در ایالات متحده عربی، 65 میلیون دلار در کویت، 121 میلیون دلار در افریقای جنوبی

6- حمید رسائی: 62 میلیون دلار در مجارستان،32 میلیون یورو در آلمان، 18 میلیون پوند در انگلیس، 14 میلیون دلار در امارات متحده عربی

7- حسین شریعتمداری: 225 میلیون دلار در ایالات متحده عربی،54 میلیون دلاردرآلاناخل کمپانی، 65 میلیون یورو در«ح.س. ب. س» بانک انگلیس

8- داوود احمدی نژاد: 55 میلیون دلار در ایالات متحده عربی،48 میلیون یورو در ایالات متحده عربی، 8 میلیون دلار در بانک پترزبورگ روسیه

9- یاسر هاشمی بهرماني: 22 میلیون ایورو در آلمان، 12 میلیون ایورو در استرالیا، 14 میلیون دلار در ایالات متحده عربی
10- اسفندیار رحیم مشایی: 5.2 میلیون دلار در آلمان، 32 میلیون دلار درایتالیا، 41 میلیون دلار دردوبی

11- ـ مجتبی هاشمی ثمره:28 میلیون دلار در اسپانیا، 76 میلیون دلار در ایالات متحده عربی، 124 میلیون دلار در مالزی جالب اينجاست كه در اين ليست مضحك ميزان دارايي محسن و ياسر هاشمي و مشايي جزء كمترين ها و حسين شريعتمداري و علي لاريجاني جزء پولدارترين ها هستند .
اين نشان مي دهد كه جريان رسانه اي غرب به دنبال تطهير كداميك از چهره هاي مورد وثوق خود است .

گفتني است غلامحسين الهام وزير دادگستري دولت نهم که یکی از ساده زیست ترین کارگزاران دولتی طی سالهای پس از پیروزی انقلاب بوده در پايان فعاليت خود ليست تمام اموال و دارائي اش را در نامه اي خطاب به قوه قضائيه (که مورد تایید کارشناسان قرار گرفته) اينگونه منتشر كرد :

• سه دانگ منزل مسکونی واقع در شهرک آزادی
• یک دستگاه اتومبیل پراید مدل 1386
• یک خط تلفن ثابت
• یک خط تلفن همراه
• حساب‌های بانکی به شماره‌های اعلام شده قبلی بانک ملی

در ادامه این نامه الهام با یادآوری اینکه منزل مسکونی اینجانب در زمان وزارت، مورد بازسازی قرار گرفته است و به سقف زیربنای آن یک پارکینگ اضافه شده است؛ هزینه بازسازی از سهم‌الارث یک واحد آپارتمان پدری همسرم خانم فاطمه رجبی ، مقداری استقراض (که تاکنون باز پرداخت شده ) و پس انداز شخصی و فروش برخی اقلام تامین شده است.

در پایان نامه، الهام یادآور می شود در مدت وزارت اتومبیل پیکان مدل 83 را نیز فروخته و تبدیل به پراید فوق‌الذکر کرده است.

الهام در 30 بهمن 1385، نیز دارایی های خود را شامل سه دانگ یک منزل مسکونی و یک خودروی پیکان مدل سال 83 به رئیس وقت قوه قضائیه اعلام کرد.

تلاشهای پارلمان اروپا برای حمایت از منافقین

نماینده پارلمان اروپا و رئیس گروه پارلمانی دوستان ایران آزاد، از اشتون نماینده امور خارجه اتحادیه اروپا خواست از منافع گروهک منافقین دفاع کند. به گزارش کلمه ، استراون استیونسون، با اعتراض به برهم زدن تعادل روحی ساکنان پادگان اشرف با صدای بلندگوهای مقابل این پایگاه ،اینگونه موارد را نقض حقوق بشر و مسئولیت ان را متوجه تهران دانست.
سخنان استراون استیونسون همزمان با اظهارات باب فیلنر نماینده کنگره امریکا و رییس گروه پارلمانی حقوق بشر و دموکراسی در ایران مطرح می شود که از سازمان ملل خواست امنیت پایگاه اشرف را بر عهده بگیرد و بلندگوهایی را که باعث آزار ساکنان اشرف
می شوند هم از اطراف این پایگاه جمع کند،
هزاران شهروند عراقی اخیرا در تظاهراتی با اعلام اینکه اعضای گروهک منافقین در این کشور تروریست محسوب می شوند با تجمع مقابل مقر این گروهک در پادگان اشرف،اخراج فوری آنها را از عراق خواستار شدند.

دهن کجی خاتمی به قانون، نظام و شرع+عکس

حضور خاتمی در منزل یکی از متهمان حوادث پس از انتخابات که حتی حکم محکومیت وی نیز صادر شده، دهن کجی علنی وی به نظام و قانون و شرع و حتی مراجع محسوب می شود.

نهضت سبز نبوی به گزارش خبرنگار بولتن نیوز :
حضور و دلجویی محمد خاتمی در منزل بهاره هدایت یکی از دستگیرشدگان اغتشاشات پس از انتخابات و تفقد و دلجویی وی از همسرش موجب وهن به نظام و دستگاه قضایی بود، چرا که این دیدار به این معناست که خاتمی با اقدامات این دستگیرشده که حکم محکومیت آن نیز صادر شده موافق بوده و از صدور حکم محکومیت وی نیز ناراحت است که به دلجویی از خانواده فردی رفته است و این در حالیست که وی عضو و امضا کننده کمپین یک میلیون امضا برای تساوی حقوق زن و مرد است کمپینی که خلاف صریح، شرع، قانون و قرآن است.
داستان یک میلیون امضا
یک اعلامیه ایی در نشست سازمان های حقوق بشری و فعال در زمینه حقوق زنان در یکی از کشورهای اسیای دور صادر شد که در این نشست چندتن از زنان فمینست افراطی و بنیانگذار کمپین یک میلیون امضا، به طور غیر رسمی و خود خواسته از طرف ایران! در این نشست شرکت کردند که این افراد پس از این نشست اقدام به ایجاد کمپینی برای پیوستن ایران به این نشست و تایید بیانیه صادر شده کردند.
این بیانیه صادر شده در این نشست چند مشکل و تعارض بنیادی با اسلام داشت که فقط یکی از این تعارض ها حق برابری شریک جنسی زنان با مردها بود و زنان از حق داشتن چند شریک جنسی برخورد می شدند!
حال مشخص نیست آقای خاتمی که خود از تحصیلکرده های حوزه های علمیه است و به امور شرعی و فقهی واقف است چرا عملکرد و طرز تفکر فردی را تایید می کند و از خانواده وی دلجویی می کند که این عمکرد و طرز تفکرش کاملا با دین و قرآن و قانون و اسلام مخالف است.

واكنش آمريكا به دستگيري زن آمريكايي درايران

واكنش آمريكا به دستگيري زن آمريكايي درايران

وزارت امور خارجه آمريكا در واكنش به دستگيري يك زن آمريكايي كه به اتهام جاسوسي در مرز ايران-ارمنستان دستگير شد اعلام كرد كه هيچ اطلاعاتي در اين زمينه ندارد. به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس، "فيليپ كرولي " سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا گفت: ما هيچ اطلاعاتي نداريم تا اين رويداد را تاييد كنيم. زن آمريكايي ۵۵ ساله‌اي به نام "حال تالايان " كه در بين دندان‌هاي خود تجهيزات جاسوسي (ميكروفون) كار گذاشته و بدون ويزا از ارمنستان وارد ايران شده بود، توسط ماموران امنيتي بازداشت شد. كرولي در عين حال گفت كه ما با مقامات ارمنستان و سوئيس (حافظ منافع آمريكا در تهران) تماس گرفتيم و نه ايران و نه ارمنستان هيچ سابقه‌اي از عبور يك شهروند آمريكايي يا تلاش براي عبور از مرز ايران-ارمنستان گزارش نداده‌اند. مقامات ارمنستان پيش از اين اعلام كرده بودند كه كسي با نام فوق وارد ارمنستان نشده است. اين زن آمريكايي ۵۵ ساله در حالي بدون ويزا از خاك ارمنستان وارد ايران شده بود كه در بين دندان‌هاي خود تجهيزات فني جاسوسي (ميكروفون) كار گذاشته بود و توسط مأموران امنيتي دستگير شد. اين جاسوس آمريكايي بعد از دستگيري توسط ماموران امنيتي كشورمان مدعي شد كه اگر جمهوري اسلامي ايران او را به ارمنستان تحويل دهد، توسط نيروهاي امنيتي اين كشور كشته مي‌شود.


سند تازه از شرافت سران فتنه!

سند تازه از شرافت سران فتنه!

وزير صهيونيست رژيم پهلوي و قائم مقام حزب رستاخيز مي گويد: جنبش سبز، سران خود را كه از درون جمهوري اسلامي بودند تغيير داده و ساخته است بنابراين از نگاه ما اشكال اساسي در آنها ديده نمي شود!

داريوش همايون مدتي سخنگوي دولت جمشيد آموزگار هم بود و به اعتبار ميزان سرسپردگي به رژيم ديكتاتوري و كودتاي پهلوي، به قائم مقامي حزب شاه ساخته رستاخيز منصوب شد. وي كه طي چند ماه اخير چندين بار از فتنه گراني چون موسوي و كروبي و خاتمي با ذكر نام ستايش و حمايت كرده، در مصاحبه با سايت ضدانقلابي تهران ريويو مي گويد: جنبش سبز توانست سران خود را كه از درون رژيم برخاستند، با اين كه بسيار سنتي هم بودند، تغيير دهد و بسازد. جنبش سبز در جناح به اصطلاح اصلاح طلب نفوذ كرد كه توانست آن آبروريزي ها را براي رژيم راه بيندازد. البته به سران جنبش، رهبران نمي گويند، بلكه مي گويند راهبران]![ حتي خود آنها هم مي گويند ما رهبر جنبش سبز نيستيم. من اشكال اساسي در رفتار و گفتار سران جنبش سبز در داخل ايران نمي بينم. وقتي از بيرون به اينها نگاه مي كنم مي بينم كه آنها نسبت به بسياري از كساني كه در بيرون ادعاي رهبري دارند يا ديگران سعي مي كنند از آنها رهبر جنبش بسازند، انحرافات بسيار كمتري دارند.
سانسورچي ارشد رژيم طاغوت با بيان اين كه فتنه سبز «سعي كرده دو طيف مذهبي و سكولار را به هم نزديك كند» مي گويد: به نظرم گروه هاي اپوزيسيون فعال در خارج كشور از اين مسائل دور هستند و خيلي متوجه اين قضيه نيستند كه ما با چه نيروهايي و چه كساني در داخل ايران سروكار داريم. ما بيروني ها حرف هايي مي زنيم اما اين حرف ها ممكن است با گفتمان درون ايران سنخيت نداشته باشد. ما بايد با تفاهم بيشتر به سران جنبش در داخل نگاه كنيم تا سران جنبش سبز بتوانند هم رژيم را به چالش بكشند و هم توانايي مصالحه و سازگار شدن با عناصر مختلف را كه مي توانند به ما خدمت كنند، داشته باشند.
اين سلطنت طلب مدعي جمهوري خواهي در عين حال درباره احتمال بازگشت سلطنت به ايران و پهلوي بودن يا نبودن آن گفت: تنها احتمالي كه براي برقراري پادشاهي هست، همين پادشاهي پهلوي با سابقه ۵۷ ساله است. اگر خانواده پهلوي را كنار بگذاريم، پادشاهي تمام است ديگر. معني ندارد ما شخص ديگري را بتراشيم به عنوان پادشاه، چون خانواده پهلوي هست.


رقابت فائزه هاشمی با زهرا رهنورد

رقابت فائزه هاشمی با زهرا رهنورد

دیدار با مجرمان پروژه ناکام کودتای رنگی در ایران یکی از اقداماتی بود که در سال گذشته توسط میرحسین موسوی و مهدی کروبی صورت می‌گرفت اما پس از مدتی مورد انتقاد و حتی تمسخر حامیان خارج‌نشین این جریان واقع شد و به همین خاطر روز به روز کمرنگ‌تر شد و اکنون این وظیفه به روی دوش زنان این جریان یعنی زهرا رهنورد و فائزه هاشمی گذاشته شده است.

به گزارش شبکه ایران، فائزه هاشمی رفسنجانی هم به پروژه تخریب جمهوری اسلامی ایران با سوءاستفاده از احساسات مادرانه و عاطفی وارد شد.

چندی پیش خبری درباره یکی از بازداشت‌شدگان وابسته به حزب منحله مشارکت که به اتهام دست داشتن در پروژه کودتای مخملی سال گذشته در زندان به سر می‌برد، منتشر شد که حکایت از اقدام عجیب خانواده این فرد برای تهیه یک سناریو علیه ایران داشت.

در آن زمان اگرچه "فاطمه عرب سرخی" هنوز در بازداشت به سر می‌برد اما مسئولان بازداشتگاه با همراهی بسیار خوب خود، زمینه را برای ملاقات دختر خردسال او با مادرش فراهم کردند.

مسولان حتی موافقت کردند تا خانم عرب سرخی بدون لباس زندان و در یک پانسیون مجزا به دیدار دخترش برود و یک نیم روز را با او بگذراند اما خانواده وی از دیدار محیا با مادرش ممانعت کردند.

فعالان سیاسی این اقدام عجیب و البته معنادار خانواده فاطمه عربی سرخی را زمینه‌سازی برای سوءاستفاده رسانه‌های غربی و مخالف جمهوری اسلامی ایران ارزیابی کردند و این موضوع را سوءاستفاده از احساسات مادرانه برای تبلیغ علیه ایران عنوان کردند.

با این حال، روز گذشته فائزه هاشمی رفسنجانی در اقدامی معنادار به دیدار فاطمه عرب سرخی و خانواده وی رفته و از او دلجویی کرده است!

به گزارش شبکه ایران، فائزه هاشمی در دیدار با این متهم امنیتی، بازداشت او را "عجیب" نامیده و بدون اشاره به جلوگیری خانواده عرب سرخی از دیدار نوه با دخترشان، گفته است: این روزها شاهد اتفاق هایی هستیم غیر قابل باور. چه کسی در گذشته باور می‌کرد در نظام جمهوری اسلامی ایران، مادری را که فرزند دو ساله دارد، دستگیر کنند.

البته این اقدام معنادار خانم هاشمی رفسنجانی علاوه بر شادمانی سایت‌های وابسته به جریان فتنه، همراهی سران گروهک تروریستی منافقین را هم به دنبال داشته است و سایت رسمی این گروهک تروریستی با تیتر "حمله فائزه رفسنجانی به باند ولی‌فقیه ارتجاع!" به استقبال این مساله رفته است.

گفتنی است دیدار با مجرمان پروژه ناکام کودتای رنگی در ایران یکی از اقداماتی بود که در سال گذشته توسط میرحسین موسوی و مهدی کروبی صورت می‌گرفت اما پس از مدتی مورد انتقاد و حتی تمسخر حامیان خارج‌نشین این جریان واقع شد و به همین خاطر روز به روز کمرنگ‌تر شد و اکنون این وظیفه به روی دوش زنان این جریان یعنی زهرا رهنورد و فائزه هاشمی گذاشته شده است.


حجاب مصونیت است



میلاد امام باقر (ع) مبارک باد



سند تازه از شرافت سران فتنه!

داريوش همايون مدتي سخنگوي دولت جمشيد آموزگار هم بود و به اعتبار ميزان سرسپردگي به رژيم ديكتاتوري و كودتاي پهلوي، به قائم مقامي حزب شاه ساخته رستاخيز منصوب شد. وي كه طي چند ماه اخير چندين بار از فتنه گراني چون موسوي و كروبي و خاتمي با ذكر نام ستايش و حمايت كرده، در مصاحبه با سايت ضدانقلابي تهران ريويو مي گويد: جنبش سبز توانست سران خود را كه از درون رژيم برخاستند، با اين كه بسيار سنتي هم بودند، تغيير دهد و بسازد. جنبش سبز در جناح به اصطلاح اصلاح طلب نفوذ كرد كه توانست آن آبروريزي ها را براي رژيم راه بيندازد. البته به سران جنبش، رهبران نمي گويند، بلكه مي گويند راهبران]![ حتي خود آنها هم مي گويند ما رهبر جنبش سبز نيستيم. من اشكال اساسي در رفتار و گفتار سران جنبش سبز در داخل ايران نمي بينم. وقتي از بيرون به اينها نگاه مي كنم مي بينم كه آنها نسبت به بسياري از كساني كه در بيرون ادعاي رهبري دارند يا ديگران سعي مي كنند از آنها رهبر جنبش بسازند، انحرافات بسيار كمتري دارند.



سانسورچي ارشد رژيم طاغوت با بيان اين كه فتنه سبز «سعي كرده دو طيف مذهبي و سكولار را به هم نزديك كند» مي گويد: به نظرم گروه هاي اپوزيسيون فعال در خارج كشور از اين مسائل دور هستند و خيلي متوجه اين قضيه نيستند كه ما با چه نيروهايي و چه كساني در داخل ايران سروكار داريم. ما بيروني ها حرف هايي مي زنيم اما اين حرف ها ممكن است با گفتمان درون ايران سنخيت نداشته باشد. ما بايد با تفاهم بيشتر به سران جنبش در داخل نگاه كنيم تا سران جنبش سبز بتوانند هم رژيم را به چالش بكشند و هم توانايي مصالحه و سازگار شدن با عناصر مختلف را كه مي توانند به ما خدمت كنند، داشته باشند.
اين سلطنت طلب مدعي جمهوري خواهي در عين حال درباره احتمال بازگشت سلطنت به ايران و پهلوي بودن يا نبودن آن گفت: تنها احتمالي كه براي برقراري پادشاهي هست، همين پادشاهي پهلوي با سابقه ۵۷ ساله است. اگر خانواده پهلوي را كنار بگذاريم، پادشاهي تمام است ديگر. معني ندارد ما شخص ديگري را بتراشيم به عنوان پادشاه، چون خانواده پهلوي هست.


توطئه كشف حجاب يادآور ديكتاتوري رضاخان

عکسی از کشف حجاب ! در زمان رضا شاه

به گزارش خبرنگار<پايگاه خبري عصر امروز،يكي از پليدترين توطئه هاي دشمنان اسلام در تاريخ معاصر، توطئه كشف حجاب است. رضا خان كه با طرح كودتاي سوم اسفند 1299 و با حمايت و هدايت انگليسي ها بر سر كار آمد، درصدد اجراي تز اسلام زدايي و جايگزيني ارزش هاي ليبراليستي در جامعه بود. از مهمترين جلوه هاي اين طرح، پديده كشف حجاب بود.
براي آماده ساختن زمينه كشف حجاب، مجلس، در ششم دي ماه 1307 قانون متحدالشكل نمودن البسه را تصويب كرد كه بر اساس آن، پوشيدن كت و شلوار و كراوات و كلاه فرنگي براي مردان، الزامي شد. تلاش‌هاي رضا خان موجب شد تا عده اي از زنان غرب زده، به ويژه زنان درباري و دولتمردان، به صورت بي حجاب يا بدحجاب، در مجامع و معابر عمومي ظاهر شوند و مردم نيز تحت تاثير اختناق و ظلم رضاخاني، حساسيت لازم را از خود نشان ندادند.
در سال 1313 رضا خان عازم تركيه شد و با مشاهده تغييراتي كه رژيم لائيك تركيه به رهبري مصطفي كمال آتاتورك براي غربي كردن جامعه مسلمان تركيه اجرا كرده بود، تحت تاثير قرار گرفته و شديدتر از گذشته در راستاي اسلام زدايي و به ويژه حجاب زدايي گام برداشت.
در بهمن 1313، در افتتاح دانشگاه تهران، به دختران دستور دادند كه بدون حجاب به تحصيل مشغول شوند. اقدامات رضاخان در اين جهت، واكنش و مخالفت هاي زيادي از سوي مردم به رهبري روحانيت را موجب شد كه از جمله مهمترين آنها مي‌توان به سركوب قيام مسجد گوهرشاد و كشتار مردم مظلوم اشاره كرد.
حدود شش ماه پس از فاجعه مسجد گوهرشاد، رضا خان با بي اعتنايي به علما و مردم، در روز 17 دي 1314 در جشن فارغ التحصيلي دانشسراي مقدماتي دختران در تهران، قانون كشف حجاب زنان را به طور آشكار و رسمي اعلام كرد و خود به اتفاق همسر و دخترانش كه بدون حجاب بودند، در اين جشن كه به ابتكار علي اصغر حكمت، وزير معارف و فراماسونر معروف تشكيل شد، شركت و سخنراني كرد و دوره اي سياه براي زنان ايران در تاريخ شروع شد.
ماموران رضاخان در اجراي اين قانون، شب و روز در كوچه ها و خيابان ها گشت مي زدند و هر جا زن باحجابي را مي يافتند، با خشونت چادر و روسريش را برمي داشتند و مردها را مجبور مي كردند تا زن‌هايشان را سر برهنه به خيابان‌ها و مجالس ببرند.
اما تمامي اين اقدامات موجب موضعگيري صريح‌تر مردم در مقابل رژيم شد و تمام اين موارد بود كه در 22 بهمن با پيروزي انقلاب به منصه ظهور رسيد و زنان در اين پيروزي نقش موثر خود را ايفا كردند.


تلاش صهیونیست‌ها در فضای مجازی برای یهودی سازی مسجد الاقصی

تلاش صهیونیست‌ها در فضای مجازی برای یهودی سازی مسجد الاقصی
یهودی سازی اینترنتی با هدف گمراه کردن افکار عمومی در سطحی بسیار گسترده از طریق جعل تاریخ، تحریف نشانه‌ها و آثار اسلامی و عربی بیت المقدس به ویژه تغییر بافت و ماهیت دیوار البراق صورت می‌گیرد.
رژیم صهیونیستی از فضای مجازی اینترنت نیز برای یهودی سازی مسجد الاقصی بهره می‌گیرد.

 موسسه اوقاف و میراث الاقصی اعلام کرد: رژیم صهیونیستی برای گسترش دایره یهودی سازی بیت المقدس و جذب بیشتر گردشگران خارجی به خصوص نسل جوان یهود، طرح یهودی سازی اینترنتی مسجد الاقصی را آغاز کرده است.

یهودی سازی اینترنتی با هدف گمراه کردن افکار عمومی در سطحی بسیار گسترده از طریق جعل تاریخ، تحریف نشانه‌ها و آثار اسلامی و عربی بیت المقدس به ویژه تغییر بافت و ماهیت دیوار البراق صورت می‌گیرد.

در بیانیه موسسه اوقاف و میراث الاقصی آمده است، جنبش‌ها و سازمان‌های افراطی یهودی همچنین در تلاشند تا یک صندوق پستی الکترونیکی جهانی تاسیس کنند که به دارندگان برخی گوشی‌های تلفن همراه امکان می‌دهد آنچه را که در محدوده دیوار البُراق صورت می‌گیرد به صورت زنده تماشا کنند.

علاوه بر این می‌توان در تونل‌های زیر این دیوار و دیوار غربی مسجد الاقصی که حاصل حفاری‌های صهیونیست‌ها در این منطقه است به صورت مجازی گردش کرد.

این خدمات اینترنتی تاکنون به زبان‌های عبری، انگلیسی و روسی مجهز شده است.

بازخوانی نقش عوامل موثر در فتنه سال گذشته / محمد خاتمی


پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88  دو نفر از  کاندیداهای شکست خورده انتخابات با ایجاد شبه تقلب در انتخابات در یک حرکت سازمان یافته  و با هماهنگی کامل با سرویس های جاسوسی غرب و ضد انقلاب فراری تهاجم وسیعی را علیه انقلاب  اسلامی به راه انداختند این تهاجم گسترده در عاشورای سال گذشته به اوج خود رسید و عوامل داخلی و خارجی فتنه با بسیج عوامل میدانی خود آخرین تاکتیک خود را به کار برده و علنا به جنگ با اسلام ناب محمدی انقلاب و ولایت فقیه آمدند.

اما بر خلاف انتظار آنها و به برکت حضرت سید الشهدا (ع) این نقشه آنها به شکست انجامید . و ملت عاشورایی ایران در یوم الله 9 دی با حضور گسترده خود با اعلام حمایت قاطع از انقلاب و رهبری ریشه فتنه گران را خشکانید.

نهضت سبز نبوی به نقل از خبرنگار "جنبش سرخ حسینی" در نظر دارد  به منظور آ شنایی بیشتر ملت عاشورایی ایران با سران  و حامیان فتنه به معرفی افراد موثر در فتنه و نقش آفرینی آنها در سازماندهی و رهبری فتنه بپردازد.

پس از بررسي نقش هاشمي در قسمت گذشته در يادداشت پيش رو به بررسي نقش خاتمي به عنوا ن يکي از اضلاع مثلث فتنه مي پردازيم.

خاتمی را می‏بایست کلیدی‏ترین بسترساز فتنه دانست؛ کسی که در گام‏های مختلف تاریخی هر بار به گونه‏ای به میدان می‏آید و نقش سرنوشت‏ساز خود را به بهترین نحو ایفا می‏کند. او البته در عین حال مجری نال

گزيده روشنگري‌هاي رهبر انقلاب درباره فتنه 88

گزيده روشنگري‌هاي رهبر انقلاب درباره فتنه 88

پايگاه اطلاع‌رساني حضرت آيت‌الله خامنه‌اي به مدت 10 روز گزيده‌اي از بيانات معظم‌له را كه در شش ماه اخير بيان شده را به منظور بررسي درس‌ها و عبرت‌ها و تدبر بيشتر در فتنه سال گذشته، باز نشر كرده است.

 در اين گزارش آمده است، روز اول، اميدوار كردن دشمن، روز دوم، شكاف بين ملت، روز سوم، قصد عجيب فتنه‌گران، چهارمين بخش از اين گزيده‌ها، به رهنمودهاي ايشان در ديدار بسيجيان قم، درباره يكي از خطوط اصلي دشمن و عناصر مهم جنگ نرم كه "دگرگون جلوه‌دادن واقعيات " است، اختصاص دارد.

در اين گزيده بيانات آمده است: آنچه كه براى فهم درست قضايا لازم است، از جمله اين است كه ببينيم دشمن چه خطى را دارد دنبال ميكند. امروز يكى از خطوط اصلى كار دشمن - كه از عناصر مهم جنگ نرم به حساب مى‌آيد - اين است كه واقعيات را دگرگون جلوه دهد، حوادث گوناگون را دگرگون جلوه دهد. خود تبليغاتى كه دشمن در اين زمينه انجام ميدهد، نشانه‌ى ضعف اوست. دشمن هر جا كه در ميدان واقعيت دچار مشكل ميشود و كم مى‌آورد، بر حجم تبليغات مى‌افزايد. امروز اگر كسى كارهاى دشمن را در عرصه‌ى عظيم شيوه‌هاى تبليغاتى ملاحظه كند؛ از وسائل اينترنتى گرفته تا وسائل صوتى و تصويرى، تا بلندگوهائى كه در جاهاى مختلف دارند - در داخل هم دارند - مى‌بيند يك قلم عمده اين است كه حوادث كشور را دگرگون جلوه دهند؛ وضع كشور را مأيوس‌كننده، نااميد كننده، رو به زوال، رو به انحطاط، رو به بن‌بست نشان دهند. تلاش زياد آنها در اين زمينه، خود نشانه‌ى ضعف آنها در ميدان واقعيت است.

در بخش ديگري از اين بيانات معظم له آمده است: دشمن در همه‌ى دوران سى ساله، اين تلاش را داشت؛ البته امروز بيشتر است. امروز چون مسئولين كشور و دولتى كه بر سر كار است، شعارهاى انقلاب را پررنگ‌تر و جدى‌تر مطرح ميكند؛ خط امام، خط انقلاب، خط كار براى مردم، امروز كاملاً برجسته و پررنگ است؛ مسئولين احساس ميكنند با مردمند، از جنس مردمند، مردم هم اين را احساس ميكنند، بنابراين تبليغات بيشتر است. امروز اگر به تبليغات دشمن نگاه كنيد، مى‌بينيد اگر در مسائل اقتصادى اظهارنظر ميكنند، همه‌ى حرفشان اين است كه بن‌بست است، گره ناگشودنى است، اشكالات فراوان است، فردا چنين خواهد شد. يك عده‌اى هم اين مسائل را باور ميكنند و همانها را در داخل تكرار ميكنند. قبل از شروع انتخابات و آن قضاياى فتنه، بعضى از كسانى كه بعداً امتحان خودشان را در فتنه دادند، به ما مراجعه ميكردند كه آقا سال آينده، سال سختى است - يعنى همان سال 88 - از لحاظ اقتصادى چنين است، چنان است؛ فضا را تنگ، تاريك، مشكل، غير قابل عبور جلوه ميدادند؛ مسئولين را يك جور ميخواستند دلسرد كنند، مردم را يك جور. اين تبليغات نشانه‌ى اين است كه آنها از اين حركت عظيم و پرشتابِ مسئولين و مردم عقب ماندند. پس اگر چنانچه اين جهت گيرى دشمن دانسته شد، نگاه انسان به واقعيت، نگاه درستى خواهد شد؛ نگاه نافذى خواهد شد.

در فراز ديگري از بيانات آمده است: يا در زمينه‌ى سياست خارجى، سياست بين‌المللى، در بعضى از همين مطبوعات خودمان هم شما ديديد؛ در اظهارات سال گذشته‌ى بعضى از اصحاب فتنه هم مشاهده كرديد؛ هى تكرار ميكردند كه آقا ما در دنيا ذليل شديم، جمهورى اسلامى در دنيا بى‌آبرو شده، بى‌ارزش شده، چه شده، چه شده. امروز وقتى به واقعيت نگاه مي‌كنيم، مى‌بينيم روزبه‌روز آبروى جمهورى اسلامى در ميان ملتهاى گوناگون دنيا - مسلمان و غير مسلمان - افزايش پيدا كرده است. دشمنان ملت ايران اين را ميدانند، مي‌فهمند، احساس مي‌كنند؛ البته كتمان مي‌كنند.

ماجرای دروغ بستن سایت آقازاده فراری به یک عالم برجسته تهرانی

ماجرای دروغ بستن سایت آقازاده فراری به یک عالم برجسته تهرانی

سایت تازه از توقیف درآمده‌ای که اخبار روز را به نفع جریان فتنه پوشش می‌دهد، بلافاصله پس از انتقاد شدید یکی از روحانیون برجسته از نحوه پوشش خبری سخنرانی وی سریعا خبر را از آرشیو سایت خود حذف کرد.

 پس از سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی جاودان در شب شهادت امام سجاد(ع) پیرامون قیام امام حسین(ع) این سایت، با گزیده برداری سیاسی از این سخنرانی، اخبار جهت داری به نفع جریان فتنه منتشر کرد.

پس از آن پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام جاودان در این باره نوشت: "اخیرا مشاهده گردیده که برخی از سایتهای خبری – تحلیلی با حضور نامحسوس در جلسات از مطالب و سخنان ارزشمند حجت الاسلام والمسلمین جاودان گزیده برداری سلیقه ای و شخصی نموده و بعضا بنفع اهداف خویش از این مطالب سوء استفاده می‌نمایند."

مسئولین این سایت به سفارش اکید حجت الاسلام و المسلمین جاودان اعلام کردند: "اینگونه موارد و درج گزیده ی سخنان معظم له در سایتهای اینترنتی هیچگونه ارتباطی با استاد عزیز نداشته و صرفا این سایتها با حضور نامحسوس در جلسات ایشان و گزیده برداری سلیقه ای از مطالب و سخنان معظم له از اینگونه موارد سوء استفاده می‌نمایند. لذا هرگونه مسئولیت اینگونه مطالب صرفا بعهده‌ی سایتی است که مطالب در آن درج گردیده است ضمنا در  پایان اعلام میداریم تنها مرجع رسمی جهت مراجعه و اطلاع از محتوای سخنرانیهای حجت الاسلام و المسلمین جاودان فقط و فقط سایت معظم له می‌باشد."

سایت فتنه‌گر که سابقه توهین به مراجع و دروغگویی و شایعه پراکنی علیه مراجع را در کارنامه‌اش دارد، و یکی از اتهامات آن، عمومی کردن کامنت‌هایی اهانت آمیز علیه انقلاب، نظام، امام، رهبری و مراجع تقلید است! لحظاتی بعد از این اعتراض، مطلب مذکور را به طور کامل از آرشیو سایت حذف کرد.

پیش از این برخی تحلیل گران با اشاره به دیدار جمعی از اعضای خانواده فتنه گران زندانی با بیوت برخی از مراجع عظام و دروغ بافی درباره شرایط زندان و ادعای بی گناهی بازداشت شدگان، علیه جمهوری اسلامی و سیاه نمایی خبر مربوط به این دیدارها در این رسانه ها، خبر از هماهنگی این دیدارها توسط جریان مهدی هاشمی و تهیه خبر جهت دار برای همان رسانه ها داده بودند.

نگاهی به اخبار و گزارش های مربوط به این دیدارها نشان می دهد مراجعه کنندگان به دفاتر مراجع که از سوی کانون واحدی مدیریت می شوند، در ملاقات خویش با مراجع، از جرایم و جنایات هولناکی که زندانیان مورد اشاره مرتکب شده اند، کمترین سخنی به میان نمی آورند، بلکه به گونه ای حساب شده و با برنامه قبلی دست به مظلوم نمایی می زنند که سایت آینده متعلق به مهدی هاشمی ید طولایی در این زمینه دارد.

گردانندگان این سایت که به فواحش سیاسی مشهورند، پیش از این نیز به علت باج گیری رسانه ای و مالی از سایت بازتاب اخراج شدند و در انتخابات اخیر مجری سیاست های آقازاده مشهور آشوبگر بودند.


راه‌اندازی30شبکه ماهواره‌ای فارسی‌ دریکسال

راه‌اندازی30شبکه ماهواره‌ای فارسی‌ دریکسال

بر اساس یک ارزیابی اولیه در یکسال گذشته ، حدود ۳۰ شبکه ماهواره‌ای فارسی زبان آغاز به کار کرده‌اند. نکته مشترک در میان این شبکه‌ها تازه افتتاح شده رویکرد فرهنگی و خصوصا سرگرمی سازی در میان این شبکه ها است.


در میان این شبکه ها می‌توان نام‌های قدیمی تری را نیز پیدا کرد که پیش از این برنامه‌هایشان را به خواننده‌های فارسی زبان و غربی اختصاص می‌دادند؛ اما همین شبکه‌ها با راه‌اندازی بخش‌های جدید برنامه‌های متنوع‌تری را از مستند گرفته تا فیلم و سریال پخش می‌کنند.

این شبکه های ضدفرهنگی عمدتا با اهدفی نظیر ؛ ترویج فرهنگ اباحه گری و غربی، ضدیت با مبانی و احکام دینی و... راه اندازی شده اند.
یکی دیگر از ویژگی های شبکه‌های جدید تمرکز این شبکه ها بر روی تبلیغ سبک زندگی غربی است.
استراتژی غربی سازی و تغییرات فرهنگی از روش‌هایی است که اخیرا برای تاثیرات سیاسی بر کشورهای مخالف آمریکا، در دستور کار قرار است.

کشف حجاب اخلاقی و عقیدتی در جنبش سبز

کشف حجاب اخلاقی و عقیدتی در جنبش سبز
واقعیت آن است که کشف حجاب ظاهری نمایانگر و علامت کشف حجاب بزرگتر در اخلاقیات و باور هاست. نشان از تجدید نظرطلبی در اصل اسلام است و ارتباطی با حوادث سیاسی ندارد.

مگر حوادث بعد از انتخابات و اعتراض به تقلب چه ارتباطی با دست شستن از قیودات مذهبی آن هم از نوع فردی می تواند داشته باشد؟ حجاب و سایر قیودات مذهبی چیزی نیست که در سالهای بعد از انقلاب بوجود آمده باشد. اینها دستور صریح قرآن و مطابق با سنت نبوی است که پانزده قرن پیش مسلمانان را مکلف به آن کرده است. حال چه شده است که یک حادثه سیاسی باعث می شود افراد دست از تقیدات دینی خود بکشند؟

به نظر نگارنده، در این کشف حجاب، زنان مکشفه اندکی مظلوم واقع شده اند! مردان مقید به حجاب ظاهری نیستند. لذا ما مردی را نمی بینیم که متهم به کشف حجاب شده باشد. مردها ممکن است بسیار بریده تر از اسلام باشند، ولی ظاهر آنها چیزی را نشان نمی دهد. ولی واقعیت آن است که حجاب در اسلام معنای وسیعتری از حجاب ظاهری خانمها دارد. دکتر شریعتی در وصیتنامه خود می گوید: "شرافت مرد همچون بکارت یک زن است . اگر یک بار لکه دار شد دیگر هیچ چیز جبرانش را نمی تواند." در سالهای اخیر، مخملباف "توبه نصوح" ساز، بدن کاملا عریان یک زن را در فیلم فریاد مورچه ها نمایش می دهد. محسن سازگارا بدون احساس شرم، با جرج بوش برای مقابله با ایران رسما همکاری می کند.

واقعیت آن است که کشف حجاب ظاهری نمایانگر و علامت کشف حجاب بزرگتر در اخلاقیات و باور هاست. نشان از تجدید نظرطلبی در اصل اسلام است و ارتباطی با حوادث سیاسی ندارد. حوادث سیاسی فقط بهانه را برای اینگونه افراد فراهم می کند تا تناقض رفتاری خود را با گذشته رفع و رجوع کنند. آن خانم که جلوی دوربین کشف حجاب کرد در توجیه کار خود گفت که این کار را برای اعتراض به وضع موجود انجام می دهد! این چه كاری است و چه توجيهي دارد که فردی برای مسائل سیاسی، آخرت خود را خراب کند. مگر آنکه قبول کنیم اصلا اعتقادی به آخرت و روز جزا از ابتدا وجود نداشته است.

تذکر این نکته ضروری است که اصل بی حجاب بودن انسان را از جرگه انسانهای سلیم النفس خارج نمی کند. در کشورهای غربی زنان بی حجاب هستند و بعضا خانواده دارند و بدون مشکل خاصی به زندگی خود ادامه می دهند. ممکن است این اشکال به بحث وارد شود که صرف بی حجاب شدن دلیلی بر منحرف شدن نیست. حداکثر آنکه فرد تازه مکشفه کسی می شود مانند زنان دیگر در جامعه غربی. در ثانی مگر فرد مکشفه دست از عقاید دینی خود و اعتقاد به خدا کشیده است؟

در پاسخ به این اشکال، باید به نکات زیر توجه کنیم:

1. زنان بی حجاب در کشورهای غربی مطابق با فرهنگ خود زندگی می کنند. هنوز توجیه و استدلال کافی برای ضرورت حجاب ندارند. این افراد پرچم مخالفت با حجاب را هم بلند نکرده اند.

2. زن مسلمانی که در مقابل تلویزیون حجاب خود را بر می دارد، در واقع اعلام می کند من از اینکه مدتی حجاب داشته ام پشیمانم. خطر این امر برای تبلیغ بی دینی به مراتب بیشتر از زنی است که طبق فرهنگ خود عمل کرده و بی حجاب است. آن یکی به جنگ با فرهنگ خود برخاسته و این یکی مطابق فرهنگ خود عمل می کند. قرآن کریم در باره کسانی که صبح ایمان می آورند و شب کافر می شوند، می فرماید آنها برای جلوگیری از دیندار شدن مردم دیگر دست به اینکار می زنند.

3. اخیرا مراجع عظام و متدینین از رواج بدحجابی و حتی بی حجابی در جامعه نگران هستند. آیا همزمانی این مسئله با حوادث بعد از انتخابات تصادفی است؟ وقتی اشخاص ناآگاه و ضعیف الایمان آن خانم قبلا چادری را که در صدای آمریکا حجاب از سر بر می دارد را می بینند، بطور طبیعی همان ته مانده حجاب ضعیف خود را هم دور می ریزند. وقتی خانم حقیقت جوی محجبه به زنان بی حجاب افتخار می کند، آیا می توان از هواداران جنبش سبز انتظار خودنگهداری داشت؟

در فیلمهای تبلیغات انتخاباتی، خانمی که به توصیف همسرش روشنفکرترین زن ایران و قرآن پژوه است، از میان خیل عظیم زنان فرهیخته ایران؛ خانمی را به عنوان مبلغ تبلیغاتی کاندیدای مورد نظر خود استفاده می کند که علنا در جشنواره های خارجی بی حجاب است و مشکل سینمای ایران را حذف سکس و شراب و اینکه آدم در سینمای ایران اختیار تن خود را ندارد، می داند. آیا می توان باور کرد انتخاب این فرد به عنوان زن نمونه و ساختن فیلم تبلیعاتی انتخاباتی با کمک او فقط یک حادثه است؟ آیا آنها طرز فکر او را نمی شناسند. چگونه از میان میلیونها بانوی فرهیخته و دانشمند، هنرمند متعهد، متدین و روشنفکر ایران، ایشان انتخاب می شود؟

امیرالمومنین می فرماید: "فاعل الشر، شر منه. انجام دهنده کار بد، از کار بدش بدتر است." این بدان معناست که فقط مقداری از بدیهای فرد فاسد فرصت بروز پیدا می کند. وگرنه باطن او بسیار بدتر از آن چیزی است که نشان می دهد. رفتار انسان مانند تکه ای کوچک از کوه یخی شخصیت اوست که از آب بیرون آمده و قسمت اعظم آن زیر آب است و دیده نمی شود.

باید گفت عناصر تجدیدنظر طلب با کشف حجاب ایدئولوژیک در سالهای بعد از انقلاب زمینه را برای کشف حجاب اخلاقی و در نهایت کشف حجاب ظاهری فراهم کردند. مسئله و اعتراضات این گروه نه فقط تقلب در انتخابات نیست، حتی مخالفت با ولایت مطلقه فقیه هم نیست. مسئله اصلی دین و دینداری است. وگرنه کدام دینداری راضی به عدم دخالت دین در سیاست است. سیاست قرار است تمام تصمیم گیریهای کلان کشور مدیریت کند. این تصمیم گیریها دین و دنیای مردم را تحت تاثیر قرار می دهد. آیا می توان این تصمیم گیریها را به عده ای سیاسیون بی تقوا و بندباز سپرد و دین را از دخالت برحذر داشت؟ آیا حذف دین از سیاست و اجتماع به معنای مخالفت با اصل دین نیست؟

تجدید نظر طلبی ایدئولوژیک باعث انحرافات و کجرویهای اخلاقی و رفتاری در جنبش اصلاح طلبی شده است. جنبش اصلاح طلبی با نظریه اصلاح در دین کار خود را شروع کرد ولی در عمل به بی بند و باری اخلاقی دچار گردید. جنبش سبز شکل استحاله شده و ضد دین همان اصلاح طلبی دهه هفتاد است. سران اصلاح طلب نه فقط کجرویهای اخلاقی را در جنبش سبز تقبیح نمی کنند بلکه با ادعای قرائت رحمانی از دین و تساهل و تسامح سعی در تزدیک کردن خود به عناصر بی دین و ضد دین دارند.

سال گذشته در لندن از نزدیک کسانی را که در تظاهرات از جنبش سبز حمایت می کردند مشاهده می کردم. متاسفانه در این تظاهرات چیزی که نایاب بود ادب و منش ایرانی بود. استفاده از کلمات رکیک و پوشش نامناسب حتی در مقایسه با افراد بومی این کشور از مشخصه های شرکت کنندگان این تظاهرات بود. روزی به شوخی به فرد صادقی که هوادار جنبش سبز بود، گفتم شنیدم شایع شده تو هماهنگ کننده این تظاهرات هستی. او که فردی متدین بود بسیار ناراحت شد و گفت اینها همه منافق هستند و دین و ایمان سرشان نمی شود.

جریان اصلاح طلبی نه فقط نتوانست اصلاحی را در دین بوجود آورد بلکه بی دینی و عدم تقید به ضروریات دین را در هواداران خود نهادینه ساخت. کشف حجاب بعضی زنان، ترک نماز؛ روزه خواری عمدی در تظاهرات روز قدس، استفاده از ماهواره های آنچنانی، از بین رفتن قبح همکاری و حقوق بگیری از سازمانهای جاسوسی بیگانه برای ضدیت با وطن از ثمرات کشف حجاب اخلاقی و عقیدتی در جنبش سبز است.

با این توصیفات آیا می توان ادعای خط امامی و مسلمان بودن آنها را باور کرد؟

بیانات زیبای آقای قرائتی در باره حجاب

شما جنس مرغوب را در کادو مى پیچید، روى تلویزیون پارچه مى اندازید،

کتاب قیمتى را جلد مى کنید، طلا و جواهرات را ساده در دسترس قرار نمى دهید. ب

نابر این جلد وحجاب نشانه ارزش است .

خداوند براى چشم که ظریف است و خطرات آنرا تهدید مى کند،

حجاب قرار داده حجاب باعث تمرکز فکر مردان که بخش عمده تولید جامعه به دست آنان است مى گردد.

در کشورهایى که بى حجاب است نظام خانواده از هم گسسته و آمار طلاق غوغا مى کند.

اسلام به خاطر حفظ حیا، کرامت و جلال ، جلوگیرى از تشتّت و هوسبازى و گسستن نظام خانواده حجاب را واجب فرموده .

باید دانست که حجاب مانع تولید نیست ، بزرگترین صادرات ایران بعد از نفت ، قالى است که تولیدش به دست زنان با حجاب است .

حجاب مانع تحصیل نیست صدها هزار دانشمند زن در کشور اسلامى ایران شاهد این ادعّاست حجاب آرم جمهورى اسلامى ایران است .

دنیا انقلاب اسلامى ایران را باحجاب بانوان مى شناسد و ابرقدرتها از این نشانه پرارزش انقلاب آنقدر هراس دارند که چند دختر مسلمان را با پوشش اسلامى بر سر درس تحمل نمى کنند.


http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/10314/B/13890728_1710314.jpg

از سلسله بیانات آقای قرائتی در باره با حجاب


رابطه بی حجابی و بی غیرتی به روایت یک پوستر

 

من یک تار از موهام بیاد بیرون حرامه؟ نه؟ توی کدوم روایت گفته شده یک تار مو حرامه

من یک تار از موهام بیاد بیرون حرامه؟ نه. توی کدوم روایت گفته شده یک تار مو حرامه!

2 تا چی ؟

3 تا چی؟

اصلا بحث کمیت مطرح نیست. بحث اینکه تو یک تار مو یا 2 تار از موهات بیرون باشه نیست. نمیشه با این قضیه کمی و ریاضی برخورد کرد. بحث آثاری هست که این کار میذاره. داریم در مورد انسان صحبت می کنیم. اگه درک کنیم که طبق ایده و آرمانی رفتار میکنیم که برای انسان برنامه عملی داره و قراره همه چیز در خدمت رشد انسان قرار بگیره دیگه این مته به خشخاش گذاشتن ها معنا نداره. حجاب در اسلام بعنوان حمایت از زن و حمایت از احترام به زن مطرح شد. یعنی وقتی زنان مسلمان وارد جامعه میشوند نباید مردان به آنها نگاهی بکنند که این نگاه حالت جنسی داشته باشه. مسائل مربوط به امور جنسی برای حریم خصوصی و داخل خانواده است ؛ نه برای خیابان و پارک و دانشگاه. دو نفری که با هم صحبت می کنند به جنسیت طرف مقابل هم توجه دارند و زن مسلمان میخواد وقتی وارد جامعه میشه تمام توجه اطرافیان به انسانیت او باشه نه جنسیتش. بیرون از خانواده همه ما انسان هستیم؛ نه زنیم و نه مردیم. نباید بگونه ای بیایم بیرون که زن بودن یا مردن بودن ما برجسته بشه؛
 بلکه انسان بودن ما مقدمه.
 برهنه شدن زنان در خیابان و عرصه عمومی به نفع زن نیست به نفع مردهاست. مردانی که اخلاق ندارند و فقط به دنبال لذت خودشان هستند که کم هم نیستند.
زنان محجبه با حجاب وارد جامعه میشوند زیرا درک کرده اند که کالای تجاری نیستند.



یک داستان
دوستی از فرنگ برگشته بود ایران. بعد از یکی دو روز رفت تو خیابونای شهر گشتی بزنه و تجدید خاطره کنه. اما یه چیز به شدت اون رو شگفت زده کرده بود:

گفت: یعنی این همه زن روسپی تو خیابونای شهر فراوونه ؟! چقدر وضع مملکت خراب شده !

گفتم: اینقدرا هم که تو میگی خراب نیست؛ چرا همچین حرفی میزنی؟

گفت: مثلا این پوتین ها و کفش های پاشنه بلندی که پوشیدن!

گفتم: چه ربطی داره؟

گفت: آخه کفش هایی که این دخترا پوشیدن توی اروپا مخصوص زنای روسپی هستش و این کفش های پاشنه بلند به نوعی معرف کار اونها هست. این پوتین و کفش ها بخاطر ساختاری که دارن منجر به نوعی طرز راه رفتن میشن که چنین تلقی رو در فرد بیننده ایجاد میکنه.

گفتم: آخه این دخترا که خیلی هاشون چنین نیتی ندارن؛ یا بخاطر زیبایی می پوشن یا بخاطر مد !

گفت: اون مردی که ظاهر این دختر رو میبینه کاری به باطنش نداره و نیت و دل پاک اون دختر براش هیچ اهمیتی نداره. قبل از اینکه صحبتی بین اونا رد و بدل شده باشه، تیپ و ظاهر اون دختر پیام خودش رو رسونده ...! اصلا خود تولید کننده این کفش و پوتین ها کاربری جنسشون رو با اسمی که روش گذاشتن تعیین کردن.

گفتم: مگه این پوتین ها اسم خاصی دارن؟

گفت: F.  U.  C.  K.   me   Boots

دیگه حرفی برای گفتن نداشتم و سعی کردم بحثو عوض کنم. فقط دلم از این همه بی فکری و  ناآگاهی و البته پاکی دخترای شهر سوخت. پیش خودم گفتم این که فقط یه پوتین خشک و خالیه؛ پس منظور تولید کنندگان این مانتو های تنگ و کوتاه و چسبان و نازک چیه؟ میخوان دخترای مارو به کجا بکشونن؟


ايه حجاب



«یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک ونساء المومنین یدینین علیهن من جلا بیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما»


ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مومنان بگو: روسری های بلند برخود بیفکنند ، این (عمل) مناسب تر است ، تا (به عفت و پاکدامنی) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند و خداوند آمرزنده مهربان است.

بد حجاب ، بی حجاب ، معذرت . .

hijab poster 64 big.jpg

 

بدحجاب! بی حجاب! معذرت! معذرت!
من از جانب تمام کسانی که شعار دادند "مرگ بر بدحجاب"   از تو معذرت می خواهم.
من از جانب تمام کسانی که شعار دادند " ملت ما بیدار است، از بدحجاب بیزار است"  از تو معذرت می خواهم.
من از جانب تمام کسانی که فعل تو را از خود تو جدا نکردند، معذرت می خواهم.

من می دانم که تو اگر اهمیت و فلسفه ی حجاب را بدانی، به حجابت از من هم پایبندتر خواهی بود.
من می دانم که اگر ظاهر امروز تو این است، من نیز بسیار مقصرم که اگر من توانسته بودم منطق و احساسم را راجع به حجاب به تو منتقل کنم، ظاهر امروز تو این نبود.
من می دانم که اگر در فرهنگ سالمی که حکم اکسیژن را دارد، نفس کشیده بودی، ریه های عفافت غبار نمی گرفت.
من می دانم که اگر عمق نقشه ها و اهداف دشمن و تلاش شبانه روزی شان را برای تاراج حیا می دانستی، مشتی محکم بر دهانشان می کوبیدی.
من می دانم که در عمق دورنت خدا را دوست می داری، فاطمه ی زهرا(س) را دوست می داری، برای امام حسین(ع) اشک می ریزی و اگر ندای حق درست به تو برسد، هیچ گاه رضایت آن ها را با هیچ چیز دیگر در دنیا عوض نمی کنی.

پرواز تا عرش


استفاده ابزاري از همسربراي پوشاندن اعتراف مهم آقاي تقلب


استفاده ابزاري از همسربراي پوشاندن اعتراف مهم آقاي تقلب
همسر يكي از متهمان فتنه 88 پس از يك ماه انتشار بيانيه و خبر به نام وي گفت: او ناگفته هاي زيادي دارد و هر زمان بتواند ارتباطي برقرار كند، آنها را بيان خواهد كرد!!
همسر يكي از متهمان فتنه 88 پس از يك ماه انتشار بيانيه و خبر به نام وي گفت: او ناگفته هاي زيادي دارد و هر زمان بتواند ارتباطي برقرار كند، آنها را بيان خواهد كرد.
همسر تاج زاده در گفت وگو با يكي از پايگاههاي اينترنتي ضدانقلاب مدعي شد: همسرم را گروگان گرفته اند. من متاسفم از اينكه يك ماه است نمي توانم سخنان تاج زاده را به خاطر ممنوعيت ملاقات كابيني منتشر كنم. من ترديد ندارم او هر زمان بتواند ارتباطي برقرار كند ناگفته هاي زيادي را بيان خواهد كرد.
همسر تاج زاده مدت هاست به خاطر تحريك شدن از سوي برخي فتنه گران، به جاي وي حرف مي زند! ظاهرا تحريك كنندگان سعي دارند با اتخاذ مواضع تند از سوي محتشمي پور و به نام تاج زاده، سخنان صريح و رسواكننده تاج زاده در گفت وگو با رمضان زاده و صفايي فراهاني مبني بر بي پايه خواندن تقلب را بپوشانند. تاج زاده در ويدئوي منتشره از اين گفت وگوي سه نفره تاكيد كرده است: «براي بنده كه تجربه انتخابات رو دارم مي دونم كه در انتخابات تقلب نشده، ممكنه كه يكي دو ميليون عقب جلو بشه ولي ما نتيجه انتخابات رو باختيم؛ حالا به جاي 25 ميليون و 14ميليون، شده باشه 24ميليون و 15ميليون مثلا».
تاج زاده مدتها در دولت خاتمي معاون سياسي وزارت كشور و رئيس ستاد انتخابات بود. اما «تجربه »اي كه او به آن اشاره مي كند فراتر از اين سمت رسمي است، چه آن كه اصلاح طلبان با هنرنمايي تاج زاده و تيم تقلب وي توانستند در انتخابات مجلس ششم(بهمن 78) توانستند آقاي هاشمي رفسنجاني را تا رتبه سي ام منتخبان پايين بكشند و بعد هم با فشار رسانه اي وادار كنند كه از رفتن به مجلس منصرف شود. اين در حالي است كه عناصري نظير گنجي و باقي و... به واسطه روزنامه هاي زنجيره اي وابسته به حزب مشاركت، سازمان مجاهدين و نهضت آزادي، در چند ماهه قبل از انتخابات، هاشمي را به متهم اصلي قتل هاي زنجيره اي تبديل كرده بودند.
با اين اوصاف آقاي تاج زاده و تيم تقلبي كه وي عضوي از آن بود، ناگفته هاي بسياري دارند كه يك گوشه كوچك آن، ويدئوي منتشره از گفت وگوي وي با صفايي فراهاني و رمضان زاده است.
يادآور مي شود حاج سيدمحمود محتشمي پور همسنگر شهيد عراقي و پدرهمسر تاج زاده شهريور ماه گذشته ضمن انتشار اطلاعيه اي با مضمون برائت از فتنه گران تاكيد كرد: «اينجانب برائت خود را از گفتار و اهداف كساني كه رفتارهاي آنها مغاير با نظرات محبوبم و مرجعم امام راحل مي يابم و دچار اشتباه شده اند و در جريان فتنه هاي اخير به جاي آنكه وفادار به خط امام خميني رحمه الله عليه و ولي و فقيه عادل حضرت آيت الله العظمي خامنه اي باشند، آب به آسياب دشمنان اسلام و ايران و انقلاب مي ريزند، اعلام مي دارم. همچنين حمايت آنها از فتنه هاي سبز مخملي آمريكايي و نيز مواضع آنها را با صداهاي بيگانه، مانند بي بي سي انگليسي و صداي فرداي آمريكايي و صداي صهيونيست ها توسط آنها محكوم مي نمايم. امام راحل رحمه الله عليه فرمودند تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام، به همين سبب برائت خود را از آنها اعلام مي دارم و البته از خداوند مي خواهم آنها را از اين مسير فتنه و جريان ضدانقلاب نجات دهد و چنانچه خودشان خواستند و اعلام ندامت كردند، باز با آنها خواهيم بود.»
 

برگزاری همزمان دادگاه موسوی ، کروبی و خاتمی

فعالان سیاسی در واکنش به شرط و شروط های اخیر خاتمی برای حضور در انتخابات آتی مجلس که به طنز می ماند،عنوان داشتند: خاتمی به عنوان یکی از اهرمهای فتنه، حق تعیین شرط برای نظام را ندارد و لذا بجای تعیین شرط و شروط برای نظام، در دادگاه پاسخگوی ساختار شکنی های خود باشد.

عملکرد ضعیف دوران خاتمی، منفوریت اصلاحات را رقم زد

در همین ارتباط عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی گفت: اصلاح طلبان به دنبال مدیریت غلط خاتمی در دوران ریاست جمهوریش منفور جامعه شدند.

احمد نجابت در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران با اشاره به سابقه سوء ریاست جمهوری خاتمی گفت: خاتمی باعث انزجار مردم از جریان اصلاحات شد و با سابقه بد اجرایی خود این جریان را به انحطاط کشید.

وی با اشاره به تعیین شرط خاتمی برای نظام تصریح کرد: خاتمی بجای آنکه برای نظام تعیین شرط کند، می بایست به خاطر همسو شدن با جریان فتنه و مبدل شدن به یکی از سران فتنه پاسخگوی قانون باشد.

نجابت با اشاره به اینکه خاتمی انتظار دارد عاملان اصلی اغتشاشات بدون محاکمه آزاد شوند، افزود: خاتمی خود می بایست پاسخگوی اقدامات ساختار شکنی اش باشد و بایت آزادیش قدردان نظام نیز شود.

نزدیکی خاتمی به جریان لیبرال پایه گذار فتنه 88 شد

رییس فراکسیون روحانیون مجلس شورای اسلامی نیز با تاکید بر اینکه نزدیکی خاتمی به جریان لیبرال فتنه 88 رابنا کرد ، گفت: دور افتادگان از دریای خروشان ملت مسلمان ایران، حق تعیین شرط برای نظام را نداشته و جایگاهی در ساختار سیاسی کشور ندارند.

حجت الاسلام والمسلمین محمد تقی رهبر نماینده اصفهان در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران با اشاره به دوران 8 ساله ریاست جمهوری خاتمی گفت: خاتمی با نزدیک شدن به جریان لیبرال در زمان ریاست جمهوریش پایه های فتنه 88 را بنا کرد.

وی تصریح کرد: عملکرد خاتمی پس از فتنه 88 و برائت نکردن وی از سران فتنه، او را به یکی از اهرمهای اصلی این جریان مبدل نمود.

نماینده اصفهان با اشاره به تعیین شرط خاتمی برای ورود اصلاح طلبان به انتخابات آتی اظهارداشت: سران فتنه با فتنه گریهای خود در زمان پس از انتخابات ، زمینه را برای گستاخی دشمنان نظام فراهم کردند و بیش از پیش از دریای خروشان ملت دور شدند لذا این دور افتادگان از مردم حق تعیین شرط برای نظام را ندارند.

رهبر افزود: خاتمی با اینگونه اظهارات به دنبال فرافکنی و انحراف افکار عمومی است چرا که وی به خوبی می داند که نظام اجازه ورود مجدد آنها به ساختار سیاسی کشور را نخواهد داد.

عملکرد خاتمی دردوران ریاست جمهوریش ، وی را منفور مردم کرد

درادامه عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس نیز گفت: عملکرد خاتمی و نزدیکی وی به جریان ضد انقلاب منجر به فاصله گرفتن مردم از وی و در نتیجه منفور شدنش نزد افکار عمومی شد.

موسی قربانی نماینده قائنات در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران با اشاره به اینکه حرکت خاتمی برخلاف خواست ملت، وی را منفور جامعه کرد، اظهارداشت: مردم از خاتمی به دلیل حرکت نکردن در راستای ارزشهای جامعه و انقلاب اسلامی، روی گردان شدند و به هیچ وجه حاضر نیستند که مجددا سکان کشور را دست وی بسپارند.

نماینده قائنات افزود: همراه شدن خاتمی با جریان فتنه سال گذشته نیز بیش از پیش وی را منفور مردم ساخت و این اقدام ثابت کرد وی به هیچ عنوان صلاحیت داشتن پست های سیاسی را ندارد و به نظر می رسد باید به عملکرد او در جریان فتنه همزمان با دیگر سران فتنه رسیدگی شود.

خاتمی به عنوان یکی از اهرمهای فتنه، حق تعیین شرط برای نظام را ندارد

همچنین عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی با اشاره به کج رویهای خاتمی در دوران اصلاحات گفت: خاتمی به عنوان یکی از مهره های تاثیر گذار بر فتنه، حق تعیین شرط برای نظام را ندارد.

حجت الاسلام والمسلمین محمد خرسند در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت: کج رویهای خاتمی در دوران اصلاحات منجر شد وی دیگر جایگاهی در میان مردم نداشته باشد. وی با بیان اینکه خاتمی در موقعیتی نیست که برای نظام تعیین شریط نماید، تصریح کرد: سعه صدر نظام منجر به تاخت و تازی بیشتر سران فتنه شده اما باید منتظر باشند تا به زودی به سزای قانون ستیزیهایشان برسند.

مردود شدگان حق تعیین شرط برای نظام را ندارند

در همین ارتباط عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفت:با توجه به سابقه بد 8 سال ریاست جمهوری خاتمی و همچنین مردود شدن وی در آزمون بزرگ سیاسی فتنه 88، وی و دیگر اصلاح طلبان حق بازگشت به عرصه سیاست را ندارد،بنابراین خاتمی در مقامی نیست که بخواهد برای بازگشت خود برای نظام شروط بگذارد.

جعفر شجونی در واکنش به شروط خاتمی برای بازگشت به عرصه سیاسی گفت: حماسه بزرگ 9 دی تجربه و درس عبرت بزرگی است برای فتنه گران که بدانند منفور ملت و نظام هستند و پل های پشت سر خود را خراب کرده اند لذا دیگر حق بازگشت در میان مردم با بصیرت ایران را نخواهند داشت.

وی با بیان اینکه مردود شدگان حق تعیین شرط برای نظام را ندارند افزود: کسانیکه با بی بصیرتی واعمال اشتباه خود سعی داشتند که نظام را به چالش بکشانند و دشمنان انقلاب را امیدوار به نابودی ایران اسلامی کنند به هیچ وجه حق برگشت به فضای سیاسی جامعه و پست های تصمیم گیری نظام را ندارند چه برسد به اینکه برای آن شرط و شروط نیز تعیین کنند.

عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز با اشاره به سابقه منفی 8 سال دوران ریاست جمهوری خاتمی خاطر نشان کرد:خاتمی حتی اگر جز فتنه گران هم نبود با توجه به آثار منفی 8 سال حکومت و پیوستن وزرا،مشاوران ونمایندگان دوران اصلاحات به اپوزوسیون خارج از کشور دیگر صلاحیت شرکت در پست های سیاسی را ندارد.

خاتمی باید پاسخگوی ساختار شکنی های خود باشد

عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی نیز گفت:خاتمی بجای تعیین شرط برای نظام می بایست پاسخگوی ساختار شکنی های خود باشد.

احمد نجابت با اشاره به عدم صلاحیت خاتمی در تعیین شرط برای نظام گفت:خاتمی می بایست ابتدا پاسخگوی ساختار شکنی ها وقانون گریزیهای خود باشد سپس به فکر ورود به عرصه انتخابات بیافتد.

وی با بیان اینکه خاتمی انتظار دارد عاملان اصلی اغتشاشات بدون محاکمه آزاد شوند، اظهارداشت:سران فتنه به واسطه قانون گریزی هایشان علاوه بر اینکه حق تعیین شرط برای نظام را ندارند بلکه می بایست بابت آزادیشان قدردان نظام نیز باشند. نجابت افزود:قطعا مردم هوشیار همچنان که سران فتنه را خانه نشین کردند پاسخ گوی این زیاده خواهیهای آنها خواهند بود.

خاتمی به عنوان یکی از اهرمهای فتنه،حق تعیین شرط برای نظام را ندارد

همچنین عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی گفت:خاتمی به عنوان یکی از مهره های تاثیر گذار بر فتنه،حق تعیین شرط برای نظام را ندارد.

حجت الاسلام والمسلمین محمد خرسند گفت: خاتمی و دیگر سران فتنه در موقعیتی نیستند که برای نظام تعیین شرط نمایند. وی تصریح کرد: خاتمی بجای تعیین شرط می بایست قدردان نظام اسلامی باشد که تاکنون سعه صدر به خرج داده و با وی برخورد قانونی نکرده است.

خرسند با اشاره به اینکه سران فتنه می بایست پاسخگوی قانون ستیزیها و ساختار شکنی های خود باشند،افزود:سران فتنه از صبر نظام سوء استفاده می کنند و با رجز خوانی،‌صدور بیانیه و تعیین شرط برساختار شکنی های خود پافشاری می کنند.

عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی تصریح کرد:خاتمی به عنوان یکی از اهرامهای اصلی جریان فتنه حق تعیین شرط برای نظام را نداشته بلکه باید پاسخگوی قانون گریزیهای خود در دادگاه باشد

كاربران سايت حامي موسوي خود را بي دين و بي خدا مي دانند

68درصد كاربران سايت حامي موسوي خود را بي دين و بي خدا مي دانند 
اكثريت كاربران يكي از سايت هاي فعال در فتنه و آشوب سال گذشته را افراد «بي دين» و «بي خدا» تشكيل مي دهند. دست كم نيمي از اين افراد مقيم خارج كشور هستند.
شبكه مجازي «بالاترين» در فتنه گري و آتش افروزي سال گذشته گروهك هاي ضد انقلاب نقش آفريني مي كرد و به انتشار انواع مطالب دروغ و جعلي و در عين حال مهيج در راستاي شعله ور كردن آشوب مي پرداخت.
اين پايگاه اينترنتي اگرچه از خارج كشور مديريت مي شود اما مي كوشد چنين القا كند كه نويسندگانش در داخل ايران و سر صحنه مبارزه! حضور دارند. بالاترين همچنين با پروژه منافقانه ميرحسين موسوي هم پوشاني كامل داشت و سعي مي كرد به فتنه مذهبي دامن بزند اما بعد از رسوايي هاي زنجيره اي روزقدس، 13آبان، 16آذر و عاشوراي سال گذشته، عملاً وارد فاز عقده گشايي عليه مقدسات ديني شد. همين اقدام البته باعث ريزش اندك افراد مذهبي شد كه خيال مي كردند گردانندگان بالاترين (حاميان موسوي) غم و غصه مذهب و كشور و ملت دارند.
اكنون بن بست جديدي در شبكه صهيونيستي بالا ترين رخ نموده و آن اينكه از يك سو گردانندگان سايت با اذعان به ريزش مخاطبان داخلي خود، تلاش كردند از دوز فحاشي و هتاكي عليه مذهب بكاهند و به همين دليل شماري از كاربران لامذهب دوآتشه را كه دست گردانندگان بالاترين را رو مي كردند، موقتاً از صفحه اول شبكه حذف كردند. اما از طرف ديگر آخرين نظرسنجي همين شبكه نشان داده كه 68 درصد كاربران بالاترين ذاتاً ضددين هستند!
به گزارش دويچه وله، در نظرسنجي اين شبكه مجموعاً 4700 كاربر شركت كردند كه دست كم 50 درصد آنها گفته اند خارج از ايران هستند. همچنين 68 درصد اعلام كرده اند بي خدا و بي دين هستند! دويچه وله تاكيد مي كند كه براساس اين نظرسنجي ، هويت بالاترين با جامعه ايران متفاوت است.
مهدي يحيي نژاد از كارگزاران بالاترين در گفت وگو با دويچه وله اذعان مي كند: به تدريج از سال گذشته ايميل هايي به ما مي آمد كه شما چه طور اجازه مي دهيد چنين مطالب توهين آميزي عليه عقايد مردم ايران در صفحه اول بالاترين منتشر شود؟ ادامه اين وضعيت مي تواند منجر به اين شود كه ما مخاطبان خود را بيشتر و بيشتر از دست بدهيم.
اين ضد انقلاب خارج نشين اضافه مي كند: ما مطالب حساسيت برانگيز و توهين آميز را صفحه اول نمي گذاريم تا كاربري كه براي اولين بار در اينترنت مي آيد و صفحه ما را مي بيند، يكباره لينك هايي را كه به خدا و پيغمبر فحش مي دهد، نبيند و نگذارد برود. ما در همين حد صفحه اول را كنترل مي كنيم(!)
بدين ترتيب محتواي بالاترين همچنان ضدديني است چندان كه اين شبكه ضد انقلاب پريروز نوشت: هم جمهوري اسلامي و هم اسلام بايد هر دو حذف شوند. اگر مي خواهيم جايي برسيم بايد با اسلام و محرم و صفر خداحافظي كرد. درود بر موسوي زيباست اما «ياحسين ميرحسين» يك عقبگرد ديني است، همچنان كه الله اكبر گفتن. ما با احكام اسلام مخالفيم نه فقط با احمدي نژاد. افرادي مانند هاشمي رفسنجاني هم نفسشان به همين جمهوري اسلامي وابسته است. و بايد گفت ما بازي خورديم در حمايت از امثال اينها. اين حرف دل خيلي از ماهاست هرچند كه دردناك باشد.
 

اگر در فتنه شکست می‌خوردیم جزای‌مان حجاج بن یوسف بود!  

اگر در فتنه شکست می‌خوردیم جزای‌مان حجاج بن یوسف بود!


چشم ‌های تنگ و تاریک شیطان دوباره خیره شده بود. امیدوارانه جمعیت را نگاه می کرد. می اندیشید که این بار فشار سنگین است و دروغ هایش پر نیرو‌تر از همیشه دل‌ها را فریفته. مصلحان متهم و مفسدان محق شده‌اند! مدت‌ها دروغ گفته بود که به اینجا برسد. 
  

دیانت و خیانت

چشم ‌های تنگ و تاریک شیطان دوباره خیره شده بود. امیدوارانه جمعیت را نگاه می کرد. می اندیشید که این بار فشار سنگین است و دروغ هایش پر نیرو‌تر از همیشه دل‌ها را فریفته. مصلحان متهم و مفسدان محق شده‌اند! مدت‌ها دروغ گفته بود که به اینجا برسد. آن قدر دروغ گفته بودند که خودشان هم باورشان شده بود. شیطان منتظر بود تا خونی ریخته شود. منتظر بود تا مردم را بشوراند. صبر و نصیحت نظام را ترس او جلوه داده بود. با آن که می دانست رهبر حجت را تمام کرده است و این فقط مهلتی است تا حرارت دروغ‌‌های انتخاباتیشان در دل مردم سرد شود.

همه آن هایی که مشکلی در کارنام‌یشان بود جمع شده بودند. بعضی‌ها فساد اقتصادی داشتند، بعضی‌ها فساد اخلاقی داشتند، بعضی‌ها حب جاه و مقام چشم‌شان را کور کرده بود و بعضی نیز فریفته حرف‌های به ظاهر دینی روشنفکران «مثلا دینی» را خورده بودند و همه این‌ها دست به دست هم داده بودند تا توده ملتی را با سوء استفاده از بی خبری‌شان اغوا کنند.

اگر با نیمه خالی لیوان این فتنه را ببینیم بعضی‌ها را می‌بینیم که به خاطر عدم نفرت از دشمنان خدا در این فتنه غلطیدند و سخت به حضیض رفتند و این‌جا جایی بود که خداوند به خاطر برگشتن‌شان از حق مجازات‌شان نمود و به فرورفتن در باطل دچارشان کرد. همین دوستانی که دور و برمان می‌بینیم و هنوز باورمندانه به دروغ‌های جماعت سبز می‌اندیشند مصداق همین توصیه قرآن هستند که «آیا گمان کردید که (به حال خود) رها می‌شوید در حالی که هنوز کسانی که از شما جهاد کردند، و غیر از خدا و رسولش و مؤمنان را محرم اسرار خویش انتخاب ننمودند، (از دیگران) مشخص نشده‌اند؟! (باید آزمون شوید؛ و صفوف از هم جدا گردد؛) و خداوند به آنچه عمل می‌کنید، آگاه است!» (توبه – ۱۶) پس زیاد شدن بازدیدکنندگان بعضی سایت‌‌های ضد اسلام و انقلاب عجیب نیست. چرا که نتیجه قطعی فتنه این است که آن‌هایی که به اصطلاح خود را اصلاح‌طلب می‌دانند به ورطه عناد و مخالفت می‌افتند و همرازشان را از افراد ضد دین و از دشمنان قسم خورده انتخاب می‌کنند.

بعضی فکر می‌کنند خیلی عجیب است که BBC برای زیر سؤال رفتن‌شأن مرجعیت دل بسوزاند! یا خیلی عجیب است که یک مرجع تقلید در Facebook با مقلدینش دیدار کند! عجیب آن‌هایی هستند که یک عمر دم از بی‌طرفی و دوری از سیاست زده بودند و ناگهان میان خیابان زیارت‌شان کردیم که با انگشتان هفت کرده شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه می‌دادند! «هر زمان آنان را به سوی فتنه بازگردانند، با سر در آن فرو می‌روند!» (نساء ۹۱) و باز عجیب‌‌تر آن‌هایی بودند که یک عمر از «دوری از خشونت» و «شوخی بودن تقدس خشم» سخن می‌گفتند ولی در بیانیه‌هایشان خشم مقدس سپاه عمروعاص را ستوده بودند! و باز عجیب‌تر آن‌هایی بودند که برای ۱۳ آبان بیانیه دادند و خود را یار امام می‌دانستند ولی یادشان رفته بود سخنی از دوست جدیدشان امریکا هم بر زبان برانند و عجیب آن بود که هیلاری کلینتون هم نماد سیادت به خودش چسبانده بود! و شده بود طرفدار خط امام و اسلام رحمانی موسوی!

دشمن بدبخت ما دل به حیله شیطان داده بود و امیدوار شده بود. هر چه باشد پس از سال‌ها ولو برای مدت کوتاهی توانسته بود دل بعضی‌ها را بدزدد. می‌خواست تمام این ۳۰ سال زجر و سختی‌اش را یکجا تلافی کند. اما خبر نداشت که چه خیانتی به خود می‌کند. فکر نمی‌کرد آخر کار این قدر برایش گران تمام بشود. نمی‌دانست شهدای زنده میان ملت ما فراوانند. شیطان تصورش را هم نمی‌کرد مردمان مؤمن ایران تا این حد تیزبین باشند و زود دست او را بخوانند.

از آن طرف هم بی‌تعارف بگویم؛ خیلی از ما قدر اسلام و جمهوری اسلامی را نمی‌دانستیم، خیلی از ما قدر رهبرمان را نمی‌دانستیم، و تا بحال چهره واقعی شیطان را ندیده بودیم. ما تازه روزی که شیطان با تمام وجود می‌خواست فرزندان این ملت را به جان هم بیندازد و تا ابد ریشه مسلمانی را خشک کند آن دندان‌‌های به هم فشرده از خشم‌اش را دیدیم۱ و این بزرگترین درس برای ما بود. مگر میراث امام و شهدا را می‌شود بذل و بخشش کرد؟ مگر خون دل علمای اسلام را می‌توان به حراج گذاشت تا یانکی‌‌های یاغی به کمک باغی‌‌های داخلی‌شان انقلاب‌مان را بدزدند؟ و مگر شیطان مالک اش‌تر را ندیده بود و نفهمیده بود که رهبر ما مالک اشتری است که از پس ۱۴ قرن دوباره ظهور کرده است؟ بله شیطان از آفرینش انسان تا امروز کور بوده است و برای همین است که فرمود «انَّ کید الشّیطان کانَ ضعیفاً». گذشت آن زمانی که علی(ع) مظلوم و تنها بود و بر منبر دست به دست می‌کوبید و «اَین مالک» سر می‌داد. گذشت آن زمانی که مولای ما باید بغض‌اش را با چاه در میان می‌گذاشت چون همراز دلسوزی در میان امتش نداشت. امروز همه ما همراز مولای‌مان هستیم و با یک غضبش کمر دنیایی را می‌شکنیم. گذشت آن وقتی که قرآن روی نیزه عقل‌ها را کور می‌کرد. امروز اوباما هم اسمش را حسین گذاشته بلکه اگر اسیر شد دخیل یا خمینی‌اش را باور کنیم! امروز معاویه عمراً جان سالم به در نمی‌برد.

اگر شیطان فتنه نمی‌کرد ما کی می‌توانستیم قدر رهبرمان را بدانیم؟ چه طور می‌فهمیدیم دلسوزترین و شجاع‌ترین زمان ما کیست؟ پس کی ما باید قدر خون شهدا و دل امام را می‌دانستیم؟ و خداوندا این شما بودید که با مبعوث کردن شیطان دوباره انقلاب را زنده کردید و خون در رگ‌‌های او دمیدید.

بی‌شک اگر در فتنه شکست می‌خوردیم کم‌ترین جزای‌مان حجاج بن یوسف علیه ما علیه بود. مگر فکر کرده‌اید فقط مالک اش‌تر بلد است پس از ۱۴ قرن دوباره بیاید؟ نخیر! حرمله هم پشت جهنم فتنه ایستاده تا در اولین فرصت گلوی علی اصغر را بدرد. عمر سعد همین حالا هم به دستان عباس نظر دارد و منتظر بریدن سر حسین(ع) است. اگر مواظب نباشیم روضه عاشورا ابدی می‌شود. این سنت خداست، اگر در فتنه پیروز شویم مثل شهدای کربلا اجرمان بزرگ و اگر شکست بخوریم مثل مردم کوفه جزای‌مان سنگین. این‌جا آخرالزمان است. خیلی وقت است حدیث امیرالمؤمنین(ع) در گوشم می‌پیچد که در فتنه آخرالزمان اگر به کوه هم پناه برید فتنه شما را در بر می‌گیرد. بالاخره باید آزمایش بدهیم تا پخته شویم و عزیز زهراء(س) به ما اعتماد کند. سال گذشته فقط یک مرحله از تربیت‌مان بود. امان از فتنه‌ای که قلب مؤمن را آب می‌کند. مهدی فاطمه (علیهما السلام) هم در اوج آن فتنه ظهور می‌کند. آن هنگام ظهور می‌کند تا قدرش را بدانیم.

۹ دی فقط روز پیروزی بر فتنه نبود، بلکه روز رشد ملت ایران و روز جشن بزرگ جهیدن به سوی ظهور بود. روز سربلند شدن در حرارتی بود که از مؤمنان پاره‌‌های آهن ساخته بود. و هنوز تا رسیدن به دولت یار فرسنگ‌ها فاصله داریم …

«بگو اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما، و اموالی که به دست آورده‌اید، و تجارتی که از کساد شدنش می‌ترسید، و خانه هائی که به آن علاقه دارید، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش محبوب‌تر است، در انتظار باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند؛ و خداوند جمعیت نافرمانبردار را هدایت نمی‌کند!» (توبه ۲۴)

ميرحسين موسوي و حلقه هاي بر گردن

در دوره اي نه چندان دور هنگاميكه نام ميرحسين موسوي آورده مي‌شد همراه آن نخست وزير دوران دفاع مقدس عنواني بود كه در اذهان تداعي مي‌كرد . چگونگي فراز و سكون و فرود آقاي موسوي نيازمند بررسي دقيق و تبيين آن جهت بهره‌برداري نخبگان و آيندگان امري ضروري است ليكن در اينجا به بررسي چند حلقه‌اي كه ميرحسين در دوران زندگي سياسي خود بر گردن احساس و براساس آن تصميماتي اتخاذ نمود مي‌پردازيم:

حلقه اول - دوران دفاع مقدس را تقريباً اكثر مردم بخاطر دارند . دوراني كه حضرت امام (ره) در آن نفس مي‌كشيد و با رهنمودهايش كشتي بزرگ انقلاب را در درياي مواج انواع تهاجمات هدايت مي‌كرد. ميرحسين موسوي هم مفتخر شده بود تا در آن ايام به جرگه رجال انقلابي بپيوندد و مراتب رشد و ترقي خود را طي نمايد. مير حسين به جايگاهي دست يافته بود كه قبل از او بزرگاني همچون شهيد رجايي و شهيد باهنر به خدمتگذاري مردم مشغول بودند  و قطعاً دست‌يابي به اين جايگاه حلقه افتخاري بر گردن او بود .اگرچه در نهايت با زياده خواهي و با دست خود اين حلقه گل را پرپر نمود و دل امام راحل(ره) را به درد آورد.

حلقه دوم - بيست سال سكوت و سكون ادامه زندگي موسوي بود تا زمانيكه به زعم خودش "در دولت نهم احساس خطر"  كرد و دوستان قديم حلقه دست خود را دور گردن او انداخته و وارد ميدانش نمودند. اين حلقه دست در ظاهر از باب رفاقت ولي در اصل حلقه اي بود كه با گذشت زمان تنگ تر و تنگ تر مي شد تا جايي كه اراده از كف داده و به ظاهر رهبر آنان ولي در اصل مطيع آنان شد.

حلقه سوم - در زمان انتخابات و پس از آن موسوي را دچار توهم كردند. توهمي كه گويا پشتوانه مردم به دنبال اوست ولي واقعيت چيز ديگري بود . موسوي وارد باتلاقي شده بود كه احساس مي‌كرد راه خروجي ندارد و هر روز هم بيشتر در آن فرو مي‌رفت . ديگر اين موسوي نبود كه بازي مي‌كرد .گويا حلقه‌ بردگي بر گردن او زده و به هرسو كه مي خواستند مي‌كشيدند. رهبر معظم انقلاب از قبل هشدار داده بودند كه " من پيغام دادم، گفتم اين را شما داريد شروع ميكنيد، اما نميتوانيد تا آخر كنترل كنيد؛ مى‌آيند ديگران سوءاستفاده ميكنند.1" ولي گوش شنوايي وجود نداشت و عاقبت شد آنكه نبايد.

حلقه چهارم - ميرحسين به همان راه ناصواب خود ادامه داد و هر روز آتش فتنه را فروزانتر نمود تا بالاخره طاقت مردم به سرآمد و واكنشي نشان دادند كه ناگهان او را مات و مبهوت نمود . مردم در يك راهپيمايي ميليوني و بي سابقه شركت كردند و خشم و نفرت خود را كه تا آن زمان بخاطر وليّشان بروز نداده بودند، به اين فتنه گران و اربابان خارجيشان نشان دادند . گويا شعارهاي مردم كه مي گفتند "مرگ بر موسوي" - " موسوي منافق اعدام بايد گردد" - " موسوي لعنتي،تودشمن ملتي" ترسي به جان او انداخت كه اينبار  حلقه دار مجازات را بر گردن خود احساس نمود. او به يكباره به ياد آورده بود كه  خداوند در قرآن فرموده "والفتنة اشد من القتل" يعني فتنه گري از قتل هم شديدتر است . جرم يك قاتل اعدام است و وقتي فتنه گري شديدتر از يك قتل باشد آنگاه چه مجازاتي در انتظار فتنه گر خواهد بود؟

آري اين سرنوشت كساني است كه به دنبال فتنه‌جويي هستند و چه زيبا پيامبر اكرم(ص) وعده داده اند كه : « لا تكرهوا الفتنة في آخرالزمان فانها تبير المنافقين » از فتنه و آزمايش در آخرالزمان نگران نباشيد چراكه موجب نابودي منافقان خواهد شد3.

1-بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با نخبگان 88/8/6

2-سوره مباركه بقره آيه 191

3-محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، حديث شماره 15748


کروبی همچنان دنبال پروژه تجاوز!

کروبی همچنان دنبال پروژه تجاوز!

طرح ادعاهای  کروبی در این موضوع به تشویق والقائات خاتمی بوده است و در وضعیت جدید نیز ، خاتمی بدنبال به سرانجام رساندن این پروژه می باشد . 
شنیده شده ، کروبی پس از نا امیدی از جعفر پناهی و ناتمام ماندن طرح مستند سازی ادعا های خود  مبنی بردروغهای خودساخته در مورد  شکنجه و تجاوز ، اخیرا با جریان دیگری که از سوی محمد خاتمی به وی معرفی شده اند ، ادامه این طرح را پیگیری نموده است .
به گزارش خبرنگار«ندای انقلاب»، کروبی خود شخصا بر جزئیات کار نظارت دارد و اظهار داشته است:ما در برابر نسل های آینده مسئولیم و رسالت انتقال فرهنگ مبارزه بر دوش ما سنگینی می کند ، من این رسالت را با وجود تبعات آن پذیرفته ام و با خودم عهد کرده ام قدمی به عقب بر ندارم!
گفته می شود ، طرح ادعاهای  کروبی در موضوع فوق به تشویق والقائات خاتمی بوده است و در وضعیت جدید نیز ، خاتمی بدنبال به سرانجام رساندن این پروژه می باشد .


دستگیری 24 عضو گروهک تروریستی پژاک در منزل لطیفی


دستگیری 24 عضو گروهک تروریستی پژاک در منزل لطیفی

 اطلاعات جدید از فردی که غربی ها ادعا می‌کنند یک فعال دانشجویی! است نشان می‌دهد چرا رسانه های ضدانقلاب چرا برای وی این همه سر و صدا راه انداخته اند.

 بنا به اطلاعات واصله از منابع آگاه در پی فضاسازی منفی رسانه های غربی در خصوص اعدام حبیب الله لطیفی و تجمع اعتراض امیز برای آزادسازی وی،  24 نفر از اعضای تشکیلات مخفی پژاک در منزل این محکوم به اعدام با اخذ حکم قضائی بازداشت شدند.

گفتنی است تعدادی از این افراد از جمله محکومان سابقه دار گروهگ تروریستی پژاک می باشند.

لازم به ذکر است این گروهک چندی پیش در تلویزیون نوروز تی وی، جمهوری اسلامی را تهدید به بمب گذاری و کشتار مردم کرد که این اطلاعیه باعث خشم عمومی مردم مناطق کرد نشین بر علیه این گروهک شده است.

حوادث تروریستی از جمله ترور ماموستا شیخ الاسلام، سرقت مسلحانه طلافروشی ها و انفجار مهاباد که منجر به شهادت مظلومانه زنان و کودکان شد از جمله اقدامات شرم آور پژاک است.

این مطلب را هم بخوانید:

وقتی که غربی ها یک آدمکش را دانشجو نشان می دهند


انتخابات سالم از نظر خاتمي چيست؟

انتخابات سالم از نظر خاتمي چيست؟

چه انتظاري از اينها داريد؟ آيا اگر موسوي بيانيه اي صادر و به خيابان دعوت كند، نتيجه اي به دنبال دارد؟ و آيا اصلا كسي هست كه به دعوت او لبيك بگويد؟ ما بايد اين سؤال ها را از خودبپرسيم و عليه موسوي و كروبي ساز مخالف نزنيم...
  پاسخي به اظهارات اخير خاتمي
انتخابات آزاد و سالم!
سالگرد 9 دي در سراسر كشور با حضور با شكوه مردم به منظور بازخواني فتنه برگزار شد. يكي از مطالبات كليدي مردم مجازات سران فتنه و برخورد قاطع با فتنه انگيزان است. دادستان تهران در نماز جمعه هفته گذشته در پاسخ به اين مطالبه مردمي نويد داد؛ "محاكمه قطعي است".
در حالي كه فضاي كشور مملو از انزجار و تنفر از سران فتنه است برخي از نمايندگان مجلس با بي‌اعتنايي به افكار عمومي با آقاي سيد محمد خاتمي ديدار كردند.
خاتمي در اين ديدار بي‌مهري‌هاي خود به مردم و نظام و انقلاب را تكرار كرده و علي‌رغم اينكه مي‌خواهد تلويحا بگويد با موسوي و كروبي تفاوت ديدگاه دارد اما حرف‌هاي همان‌ها را به نوعي ترجمه و تحويل جمع ياد شده داده است.

خاتمي با اشاره به انتخابات آينده مجلس سه شرط را براي حضور در اين انتخابات از سوي كساني كه به زعم او افكار آنها را نمايندگي مي‌كند، مطرح كرده است:
1- فراهم كردن انتخابات آزاد و سالم
2- پايبندي همگان و بخصوص مسئولان به قانون اساسي
3- آزادي زندانيان و ايجاد فضاي آزاد براي احزاب و گروه‌ها
الف- آيا آقاي خاتمي و دوستانشان به انتخابات آزاد و سالم اعتقاد دارند؟ انتخابات آزاد چيست؟ انتخابات سالم كدام است؟ آقاي خاتمي و دوستانشان در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري پاي مداخله بيگانگان را به رقابت‌هاي سياسي انتخاباتي باز كردند.
دوستان خاتمي رسما حمايت‌هاي خارجي و بويژه حمايت‌هاي رهبران دولت‌هاي اروپايي را پذيرفتند. خاتمي وزير ارشاد خود را به همراه تعدادي از روزنامه‌نگاراني كه در دوران اصلاحات مشي آنها اهانت به مقدسات مردم و نظام و مقدسات ديني بود به لندن فرستاد تا حلقه "لندن" را در اتصال با حلقه "واشنگتن" براي ايجاد يك سامانه رسانه‌اي عليه ملت ايران تجهيز و تمهيد كند!
آيا منظور آقاي خاتمي از انتخابات آزاد اين است كه او و دوستانش به راحتي سرسپردگي به اجانب را بپذيرند و حمايت‌هاي آنها را جلب كنند؟
آيا منظور آقاي خاتمي از انتخابات آزاد اين است كه اجازه دهد آمريكايي‌ها ميليون‌ها دلار بودجه در كنگره خود براي كمك به اصلاح طلبان و پيروزي آنها در انتخابات هزينه كنند و اجازه ندهند احدي در ايران به آنها اعتراض كند؟!


آيا منظور از انتخابات آزاد از ديدگاه آقاي خاتمي اين است كه منافقين و سلطنت طلب‌ها و ماركسيست‌ها را با "رنگ سبز" به
 اصلاح طلبان داخلي وصل كنند و با دادن علامت، آنها را به عنوان پشتوانه راي خود ولو اندك به حساب آورند؟!
آيا منظور آقاي خاتمي از انتخابات آزاد اين است كه هر دروغ و تهمت و افترايي را به نامزد رقيب نسبت دهند و او را هزاران بار در اردوكشي‌‌هاي خياباني و با اهانت به وي، "ديكتاتور" خطاب كنند؟!
آيا منظور آقاي خاتمي از انتخابات آزاد اين است كه اگر راي نياوردند فرمان شورش بر جمهوريت نظام و ريختن به خيابان‌ها را صادر كنند و احدي هم جرات نكند بگويد بالاي چشم شما ابروست؟!
ممكن است آقاي خاتمي بگويد منظور ما از انتخابات آزاد اينها نيست.
سئوال ما اين است كه پس اين همه افعال زشت، ضد اسلامي، ضد اخلاقي وضد انساني و ضد انقلاب از جانب چه كساني در اين يك سال پس از انتخابات صادر شد؟ ايشان اگر با اين اعمال مخالف بودند چرا يك بار براي رد گم كني و تبرئه خود ولو به صورت صوري اين اقدامات را محكوم نكردند؟

انتخابات سالم از نظر آقاي خاتمي چيست؟
قانون اساسي ساز و كار و مكانيسم آن را مشخص كرده است. چه كساني خارج از ساز و كار قانون اساسي مي‌خواهند انتخابات برگزار كنند؟ بيش از نيم ميليون نفر انسان مومن و صادق در سراسر كشور بيش از سه دهه است كه به عنوان مجري و ناظر بر انتخابات بدون كمترين چشمداشتي خدمت مي‌كنند. آنها دين خود را براي دنياي ديگري نخواهند فروخت. كما اينكه در دوم خرداد 76 با آنكه هيچ كس احتمال نمي‌داد آقاي خاتمي راي بياورد همين جمعيت صادق مجري و ناظر اداي امانت كردند و خاتمي را به عنوان پيروز انتخابات اعلام كردند. طرف مقابل هم بدون كمترين اعتراض پذيرفت و حتي به منتخب ملت تبريك گفت.
اما چرا همين‌هايي كه مطالبه انتخابات آزاد و سالم را دارند نمي‌خواهند راي ملت را در انتخابات رياست جمهوري دوره نهم و دهم به رسميت بشناسند و آن را با بمب "دروغ تقلب" آلودند؟!
وقتي آقاي خاتمي حاضر نيست سلامت اخلاقي و ديني يك جمعيت نيم ميليون نفري را در حفظ امانت راي مردم بپذيرد، وقتي آقاي خاتمي حاضر نيست سلامت اخلاقي و ديني 6 فقيه شوراي نگهبان و 6 حقوقدان منتخب مجلس در اين شورا را به رسميت بشناسد، وقتي آقاي خاتمي حاضر نيست راي تنفيذ ولايت فقيه را كه مشروعيت نظام به آن بسته است بپذيرد و راي جناب راسموسن دبير كل ناتو و جرج سوروس يهودي برايش حجت است، چگونه مي‌توان به برگزاري يك انتخابات آزاد با حضور كساني كه آقاي خاتمي مدعي است آنها را نمايندگي مي‌كند اميدوار بود؟
آقاي خاتمي و دوستانش سلامت و آزاد بودن انتخابات را با مداخله بيگانگان مورد تهديد قرار داده‌اند و اكنون مدعي هستند كه انتخابات، سالم و آزاد نبوده است. اين يعني فرار به جلو، ان‌شاء‌الله روزي كه دادگاه عادلانه تشكيل شود او و دوستانش بايد از خود در اين زمينه دفاع كنند اكنون كه در افكار عمومي آنها محاكمه شده‌اند و پاسخي هم ندارند قطعا فردا هم پاسخي نخواهند داشت.


ب- آقاي خاتمي از پايبندي به قانون اساسي به عنوان دومين شرط حضور در انتخابات ياد مي‌كند.
آقاي خاتمي و دوستانشان كجا به اصول قانون اساسي پايبند بودند؟ طي يك سال گذشته همپيمانان آقاي خاتمي در شورش‌هاي خياباني به امام خميني(ره) خالق و مبدع قانون اساسي اهانت كردند. آنها اصل ولايت فقيه را كه ستون اصلي خيمه قانون اساسي است نفي كردند و رسما در تظاهرات شرارت آميز عاشوراي 88 "مرگ بر اصل ولايت فقيه" گفتند. آيا آقاي خاتمي و دوستانش به محكمات قانون اساسي اعتقاد دارند؟ اگر آنها اعتقاد و التزام داشتند اين حوادث تاسف بار كه دل شيفتگان انقلاب را در ايران و سراسر جهان به درد آورد، اتفاق مي‌افتاد؟!
آيا آقاي خاتمي و دوستانش نهادهاي فيصله بخش در قانون اساسي براي منازعات سياسي از جمله مسئله انتخابات را قبول دارند؟ اگر قبول داشتند كه به دروغ تقلب وساختار جعلي نهادي به نام كميته صيانت از آرا پناه نمي‌بردند.
آقاي خاتمي و دوستانش در هر انتخاباتي فرمي را امضا مي‌كنند در آن فرم بر اعتقاد و التزام آنها به قانون اساسي و ولايت فقيه تاكيد شده است. آنها در عمل با دست زدن به شورش خياباني و نفي جمهوريت نظام عملا پاي در وادي كلاهبرداري و فريب افكار عمومي و بر عليه نظام گام برداشته‌اند. لذا طرح مسئله پايبندي به قانون اساسي به عنوان يكي از شروط، جز يك لطيفه سياسي و مسخره كردن مردم چيز ديگري نيست.
ج- آزادي زندانيان و ايجاد فضاي آزاد براي احزاب و گروه‌ها نيز سومين شرط‌ آقاي خاتمي است.
نظام تاكنون با صبوري بحران صوري پديد آمده پس از اعلام نتايج انتخابات را مديريت كرده و با ديده عفو و اغماض با مسئله برخورد كرده است. به حكم همه مراجع و فقها دعوت و حضور در شورش‌هاي خياباني عليه نظام و انقلاب در حكم محاربه محسوب مي‌شود. اما نظام با تسامح برخورد كرد و اصل را بر اين گذاشت كه اينها فريب خورده هستند و تمام سعي خود را براي پرهيز از افراط و تفريط اعمال نمود.


آقاي خاتمي به عنوان رئيس مجمع روحانيون مبارز روز 30 خرداد 88 روز قيام منافقين و سالروز اعلام جنگ مسلحانه منافقين را در سال 60، به عنوان روز راهپيمايي اعتراض آميز عليه اعلام نتايج انتخابات برگزيد.
دوستان آقاي خاتمي در 26 خرداد، 30 خرداد و ديگر تجمعات غيرقانوني به مغازه‌هاي مردم حمله كردند. به يك پايگاه بسيج در همان روز حمله كردند و ده‌ها نفر را در شورش بر جمهوريت نظام و اسلاميت نظام كشته و زخمي نمودند.
در اين حوادث تعداد زيادي بهائي، سلطنت طلب و منافق دستگير شدند‌. برخي از دستگير شدگان تبعه خارجي و يا از وابستگان به سفارتخانه‌هاي خارجي از جمله انگليس مي‌باشند. به چه دليل اين افراد به عنوان شرط حضور آقاي خاتمي و دوستانشان در انتخابات آينده بايد آزاد شوند؟
آقاي خاتمي بايد به عنوان مسبب و آمر اغتشاشات يك سال گذشته خود به عنوان مطالبه مردم در قيام تاريخي 9 دي و 22 بهمن 88 محاكمه شود. آن وقت چه طور جرات مي‌كند بيايد و خواستار آزادي زندانيان شود؟!
آقاي خاتمي مي‌گويد؛ "با اين كارها [يعني ادامه زنداني بودن محاربان با نظام] بخش مهمي از جامعه به دامن كساني مي‌افتد كه اصل نظام را قبول ندارند."
اولا: آيا اين تعداد اندك در زندان بخش مهمي از جامعه هستند؟
ثانيا: اگر اينها نظام را قبول داشتند مرتكب اين همه جرم نمي‌شدند كه به زندان بيفتند.


آقاي خاتمي مي‌گويد: "بگذاريد فضاي كشور فضاي مودت و همگرايي و نقد باشد."
سئوال اين است كه چه كساني فضاي مودت و همگرايي و نقد را به سوي شورش‌هاي خياباني هدايت كردند؟ چه كساني مرتكب اعمال ننگيني در شورش‌هاي خياباني شدند كه اوباما و نتانياهو به وجد آمده و گفتند: "[اينها بخوانيد اصلاح طلبان] به نمايندگي از ما در تهران مي‌جنگند."
آقاي خاتمي و دوستانش به نمايندگي از آمريكا و رژيم صهيونيستي و دولت مكار انگليس بيش از  يك سال است كه به نظام و مردم چنگ و دندان نشان مي‌دهند، حالا پس از يك سال آمده است مي‌گويد؛ به سمت "مودت" و "همگرايي" برويم!
كدام مودت و همگرايي؟ مودت و همگرايي با آمريكا و اسرائيل يا با مردم و نظام؟ اگر منظور شما مردم و نظام است چرا آتش بس اعلام نمي‌كنيد و همچنان بر طبل جنگ مي‌كوبيد؟
سخن آخر اينكه چه كسي از شما دعوت كرده است كه دوباره به صحنه سياسي كشور برگرديد. در راهپيمايي 9 دي و 22 بهمن پارسال از طرف مردم چنين دعوتي صورت نگرفته است. امسال نيز مردم جز لعن و نفرين بر آن جنايات و تبهكاري‌ها چيز ديگري نگفتند. مردم به علامت احترام به نظام و قانون تاكنون عليه باند تبهكار فتنه اقدامي نكرده‌اند.
انتظار مردم اين است كه نهادهاي قانوني در انتخابات آينده با كارنامه زشتي كه از شما و دوستانتان به جاي مانده است اجازه ندهند دوباره در انتخابات و مراجعه به آراي عمومي و رقابت‌هاي سياسي پاي مداخله قدرت‌هاي خارجي باز شود. مسئولان بايد به مّر قانون عمل  كنند و برگزاري انتخابات آزاد و سالم را آن چنان كه قانون اساسي گفته تضمين كنند نه آن چنان كه راسموسن دبير كل ناتو و جرج سوروس يهودي ديكته مي‌كنند. 

مقابله با جريان فتنه را وظيفه خود مي‌دانم

مقابله با جريان فتنه را وظيفه خود مي‌دانم
مديرمسئول روزنامه ايران گفت: جريان مقابلي كه فتنه 88 را مديريت كرد و امثال روزنامه ايران به نبرد با آنها پرداخت، همين جريان همسو با مهدي هاشمي است كه ما مقابله با آنها را تكليف خود مي‎دانيم.

كاوه اشتهاردي در گفت‎وگو با خبرگزاري فارس با منافقانه خواندن موضع‎گيري برخي افراد و جريانات خارج از نظام در محكوميت صدور حكم زندان و شلاق براي وي گفت : اين افراد اگر خودشان سر كار بودند در خوش‎بينانه‎ترين حالت، من را بدون محاكمه به 10 سال زندان و 100 ضربه شلاق محكوم مي كردند. 
مديرمسئول روزنامه ايران يادآور شد: اين موضع‎گيري‎ها را در ادامه سناريوي فتنه خواند و گفت : چگونه آنهايي كه سال گذشته به‎دنبال ناديده گرفتن راي مردم بودند و با رفتارهاي خود امنيت كشور را برهم ريخته و حتي افراد بي‎گناهي را به كشتن دادند، ‌امروز ژست فرهنگ و تمدن و طرفداري از حقوق ملت به خود مي گيرند و شعار دلسوزي براي اين سرباز كوچك نظام سرمي‌دهند . 
وي افزود : اتفاقا جريان مقابلي كه فتنه 88 را مديريت كرد و امثال روزنامه ايران به نبرد با آنها پرداخت، همين جريان همسو با مهدي هاشمي است كه ما مقابله با آنها را تكليف خود مي دانيم. 
وي با ابراز تاسف از ورود ناگهاني دستگاه قضايي به برخورد با روزنامه ايران پس از دادگاه مهدي هاشمي كه شائبه حمايت از اين مجرم فراري را در اذهان به‎دنبال داشت، تاكيد كرد : اين‎جانب به دستگاه قضايي انتقادات جدي دارم اما آنها را دشمن مقابل خود نمي دانم،‌ بلكه مي گويم اين يك سناريوي حساب‎شده است كه دست‎هايي پنهان و اراده‎هايي خاص، ‌اين قوه محترم را به برخورد با ما واداشته و همزمان خود در گوشه اي، خوشحال و با خيالي آسوده به فتنه انگيزي‎هايش مشغول است. 
اشتهاردي با طرح پرسش هايي درباره حوادث پس از محاكمه خود، گفت : چه‎كسي در روز محاكمه اين‎جانب دستور اخراج خبرنگاران را از دادگاه با وجود علني بودن و اعتراض رئيس دادگاه و اعضاي محترم هيات منصفه، صادر كرد؟ چه افرادي تنها يك ساعت پس از برگزاري دادگاه مهدي هاشمي،‌ با يك پيغام تلفني بخشي از دستگاه قضايي را وادار به برخورد با من كردند؟ چرا برخي رئيس محترم دادگاه را پس از آن جلسه مورد بازخواست قرار دادند كه چرا مانع از دفاعيات من نشده است؟ چه جرياني باعث شد كه با وجود صراحت قانون مبني بر فرجه مقرر براي صدور راي دادگاه،‌ اعلام نظر قاضي 15 روز به تاخير بيفتد؟ 
مديرمسئول روزنامه ايران در عين حال تاكيد كرد : انتقادات و گلايه هاي ما از قوه قضائيه ربطي به جريانات ضدانقلاب و خارج از نظام ندارد و نيروهاي انقلابي و اصولگرا آن‎قدر ظرفيت دارند كه مشكلاتشان را خودشان حل كنند. 
گروه غيرقانوني مشاركت در اطلاعيه اي كه مورد استقبال جريانات ضدانقلاب قرار گرفته ، آورده است : "فارغ از خط فكري و وابستگي جناحي مديرمسئول روزنامه ايران و ظلمي كه اين روزنامه در حق خيل آزادانديشان اين مرز و بوم روا مي دارد و با دروغ‎زني و افترا و بهتان از همه كساني كه منتقد جناح او هستند هتك حرمت مي‎كند، محكوميت او به چنين حكمي نه در شأن نظام اسلامي و نه در شأن يك فعال مطبوعاتي است. "


نظام سران فتنه را محاکمه کرد


محمدحسین صفار هرندی روز یکشنبه در همایش حماسه سازان بسیج استان سمنان در جنگ نرم با اشاره به اینکه سران فتنه سال 88 در انزوا درحال نابودی هستند؛ گفت : این بزرگترین محاکمه برای آنان بشمار می آید.

وی با اشاره به مستندات تاریخی در دوره های مختلف تاریخی؛ افزود: دشمن در اواخر دهه 60 و پس از تحمیل جنگی هشت ساله به ایران متوجه شد که در مقابل قدرت نرم انقلاب اسلامی نمی تواند با جنگ سخت وارد شود. 
وی اظهار داشت: دشمن با مشاهده نفوذ ارزشهای انقلاب اسلامی در کشورهای دیگر متوجه اشتباه استراتژیکی خود شد و ریل حرکت خود را به سوی جنگ نرم و برنامه ریزی برای آن تغییر داد. 
وی با اشاره به اینکه در آغاز دهه 70 برنامه دشمن شامل ضد انقلاب و حتی بهائیان از جنگ سیاسی و نظامی به مسائل نرم مانند نوشتن کتاب و روایتهایی دیگر از تاریخ تغییر کرد؛ اظهار داشت: با آغاز دوران سازندگی و نیاز کشور؛ متاسفانه فضا برای نفوذ برخی عوامل ضدانقلاب در حوزه های مختلف فعالیت کشور فراهم شد که آنها از این مساله سوء استفاده کرده و دست به کار شدند. 
صفارهرندی با بیان اینکه در دوران اصلاحات هشدارها و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب در مورد تهاجم فرهنگی جدی گرفته نشد؛ گفت: در دوران اصلاحات بسیاری از عملکردهای مسئولان مورد عتاب رهبری بود. 
وی با اشاره به جابجایی ارزشها در دوران اصلاحات؛ گفت: در این دوران برخی عوامل فریب و بازی خورده بر سرکار آمدند و حتی تا مقام نایب رییسی در مجلس شورای اسلامی پیش رفتند. 
صفار هرندی با بیان اینکه در جنگ نرم 88 برخی عوامل داخل نظام زیر بغل دشمن را گرفتند و آن رنگ سبز؛ سبز شیطانی و لجن بود؛ افزود: در جنگ نرم این مردم و نظام اسلامی بود که سربلند بیرون آمد. 
وی با اشاره به درایت نظام اسلامی در برخورد با سران فتنه؛ گفت: سران فتنه به خاطر فرصتهایی که در کشور از دست رفت و سرمایه هایی که تلف شد مجرم هستند اما اگر در همان ابتدای کار مورد محاکمه قرار می گرفتند تبدیل به قهرمانانی برای برخی می شدند و درایت نظام اسلامی چنین اجازه ای نداد.


اشكمان درآمد از بس كه جوك شديم

اشكمان درآمد از بس كه جوك شديم 
سال ميلادي 2010 بر فتنه گران و جريان اپوزيسيون چگونه گذشت؟
پايگاه اينترنتي خودنويس وابسته به روزنامه نگاران زنجيره اي فراري در اين باره نوشت: سال 2010 ميلادي كه روز شنبه به پايان رسيد، در ايران با التهاب آغاز شد. روزهاي نخستش با عاشوراي 88 شروع شد. البته پس از يك دوره التهاب، شعله تحركات خياباني خاموش شد ولي همان التهاب به فضاي مجازي منتقل شد و همان جا باقي ماند. قضيه اسب تروا و راهپيمايي 22بهمن بسيار خبرساز شد. شايد بتوان 22بهمن 1388 را روز پايان گرفتن تحرك خياباني اپوزيسيون دانست. به خصوص با آن قضيه اسب تروا كه تبديل به جوك سال شد! موسوي كانديداي صفحه نخست شخصيت سال مجله تايم شد. سبزها به گفته خودشان ده بار- ده بار به وي راي دادند تا وي از ليدي گاگا ] رقاصه آمريكايي[ هم پيشي بگيرد ولي در نهايت ليدي گاگا و بيل كلينتون به روي جلد مجله تايم رفتند.
سايت مذكور مي نويسد: درست برخلاف سال 2009 كه اپوزيسيون تقريباً درهمه مناسبت ها مانند روز قدس و 13آبان و 16 آذر به خيابان آمد در سال 2010 همين مناسبت ها در سكوت نسبي برگزار شد تا يكبار ديگر گمانه زني ها درباره خاموش شدن شعله جنبش به واقعيت نزديك تر شود. مناسبت هاي 13 آبان و 16 آذر و روز قدس يكي پس از ديگري رفتند و ما تقريباً هر روز به صفحه مانيتور خيره مانديم تا ببينيم خبري از خيزش مجدد مي شنويم يا همه اش در حد لينك گذاري و موضوع داغ و الله اكبرهاي قلابي در بالاترين باقي خواهد ماند. ولي خبري نشد. خيلي ها در اپوزيسيون اعتراض كردند و موسوي همچنان بيانيه داد و اعلاميه صادر كرد.
خودنويس همچنين مي افزايد: مراسم ماه محرم و عاشورا با سكوت كامل برگزار شد. انگار كسي ديگر رمقي براي مخالفت نداشت. مخالفان پشت مانيتورهاي شان جاخوش كردند چون از همه جا امن تر بود. اكبر گنجي گفت اين 27 ميليون نفري كه به موسوي راي داده اند كجا هستند. صداي خيلي ها درآمد. رگ گردن خيلي ها بيرون زد. بدو بيراه ها شروع شد ولي كسي نتوانست آن 27 ميليون نفر را نشان بدهد و باز همچنان موسوي و يارانش همچنان بيانيه مي دادند. سال 2010 اين گونه به پايان آمد. 
خودنويس البته يادآور نشده كه سال ميلادي سپري شده براي اربابان آمريكايي و انگليسي و صهيونيست فتنه گران هم سالي پر از شكست و ناكامي (از افغانستان و عراق و لبنان و فلسطين و تركيه تا آشوب هاي اجتماعي و اقتصادي در غرب) بود.

همه ماركسيست ها وابسته بودند غير از ما كه... آمريكايي از آب درآمديم  

همه ماركسيست ها وابسته بودند غير از ما كه... آمريكايي از آب درآمديم 
يك چپ آمريكايي اذعان كرد گروهك هاي ماركسيستي اوايل انقلاب عمدتا وابسته به خارج بوده اند.
علي كشتگر سخنگوي گروهك منحله فدائيان خلق در گفت وگو با بي بي سي بدون آن كه به وابستگي امروز خود و ديگر سران اين گروهك به آمريكا و انگليس بپردازد، به سوابق ماركسيست ها پرداخته و گفت: تشكيل فدائيان خلق به خاطر لزوم شكل گيري يك چپ مستقل بود. حزب توده مستقل نبود و در واقع از منافع شوروي در ايران حمايت مي كرد. حزب توده در بين مردم اعتبار نداشت و از يك قدرت خارجي دنباله روي مي كرد. ما در سازمان فدائيان خلق مي گفتيم بايد با احزاب كمونيستي ديگر كشورها و حزب كمونيست شوروي مرزبندي داشته باشيم. من و آقاي كيانوري و نگهدار جلسه گذاشتيم. من گفتم به اتحاد شوروي چه مربوط كه در امور ايران دخالت مي كند. كيانوري گفت برويم، صحبت كردن فايده ندارد، اين باد در دماغش است.
وي همچنين اذعان كرده است: ما پس از حوادث دهه 60 به خارج كشور آمديم، بعد از آن كه سازمان شكست هاي زيادي خورد و بخش مهمي از تشكيلات ما متلاشي شد، بعضي دوستان پيشنهاد كردند براي ادامه كار سازمان از عراق ]صدام[ كمك بگيريم. اما من راهم را جدا كردم به عنوان مبارز دموكراسي و حقوق بشر و حاضر به همكاري با آنها نشدم. من الان طرفدار سوسيال دموكراسي هستم.
كشتگر كه در گفت وگو با بي بي سي دستبند سبز به خود بسته بود، گفت: ما الان با حكومتي در ايران روبرو هستيم كه فكر شيعه از نوع مهدويت را با ناسيوناليسم ايراني به هم آميخته است. مخالفان هم اعم از اين كه در انتخابات شركت كردند يا تحريم كردند و با اين نظام هرگز همراهي نداشتند همه اينها در جنبش سبز شركت كردند از گرايش هاي چپ تا گرايش هاي راست و مياني.
خاطرنشان مي شود كشتگر خود از همكاران سايت بدنام و آمريكايي گويانيوز- سايتي كه علنا براي سازمان سيا مزدور و جاسوس استخدام مي كند- است. رفيق او فرخ نگهدار رئيس گروهك فدائيان خلق نيز هم اكنون در لندن اقامت دارد و با حلقه مهاجراني- كديور همكاري مي كند. بنابراين گروهك فدائيان خلق همچنان كه آقاي كشتگر مي گويد پاك پاك است! درست مانند اوايل انقلاب كه رو به قبله ماركسيست ها داشت، با اين تفاوت كه امروز سر به آستان كاپيتاليست ها در آمريكا و انگليس مي سايد، شاهدش نيز آنتن نشيني گاه و بيگاه رفيق نگهدار و رفيق كشتگر در شبكه دولتي بي بي سي انگليس!

سوال از موسوي در مورد چرايي القاء تقلب در انتخابات110

جناب موسوي! چرا جناب‌عالي با وجود درخواست‌هاي متعدد مراجع قانوني براي ارائه مدارك تقلب در انتخابات هيچ مدركي نتوانستيد ارائه دهيد؟


روزهاي تلخ پس از انتخابات...

الف) ادعاي تقلب
شبهه تقلب بزرگ

جناب آقاي موسوي! جناب عالي در نامه خويش به شوراي نگهبان (به تاريخ 30/3/88) كه علي‌القاعده بايد محكم‌ترين استدلال‌ها و مستندات خويش براي وقوع «تقلب گسترده» و «دستكاري در آراء» را در آن ارايه كرده باشيد، در نخستين بند به تجليل و دفاع از آقايان هاشمي رفسنجاني و ناطق نوري پرداخته و با تاكيد بر محتواي مناظره‌هاي انتخاباتي مي‌نويسيد: «در ايام تبليغات و خصوصا در مناظره آقاي احمدي نژاد، اتهامات بزرگي عليه بعضي از شخصيت‌هاي حقيقي از جمله آيت‌الله هاشمي رفسنجاني و نيز آقاي ناطق نوري ... در رسانه‌ ملي مطرح شد كه... اين اتهامات، خوراك اصلي تبليغات انتخاباتي آقاي احمدي نژاد عليه ساير نامزدها، خصوصا اينجانب قرار گرفت.»

اذعان دشمنان انقلاب: نظام در رابطه با محاكمه سران فتنه بسیار جدی است


اذعان دشمنان انقلاب: نظام در رابطه با محاكمه سران فتنه بسیار جدی است
 یک پایگاه خبری همگام با عناصر رنگارنگ مخالف جمهوری اسلامی در گزارشی اظهارات اخیر برخی از مسئولان جمهوری اسلامی و هشدار به کروبی و موسوی را بسیار جدی دانست.

پایگاه ویژه اپوزوسیون در این باره نوشت: جرم سازی اسنادی وزیر اطلاعات نشان از نزدیک بودن دستگیری سران جریان فتنه می دهد.

این پایگاه خبری با رد هرگونه بلوف زدن مسئولان ارشد ایران  راجع به میرحسین و کروبی  می نویسد: این نوع گفتمان با جنگ روانی‌ متفاوت است و نوعی محاکمه و محکومیت و توجیه عمل و اقدام نزدیک می‌باشد. هفته پیش موسوی و کروبی اعلام کردند که تا آخر ایستاده اند(!) ولی این دو به خوبی‌ می دانند که مسئولان نظام قادر به انجام این عمل هستند.

پایگاه خبری مذکور در خاتمه عنوان می دارد: تهدید مجدد ولایتی و دیگر مسئولان سپاه پاسداران نشان از اراده مصمم جمهوری اسلامی برای دستگیری سران جریان فتنه دارد.

گفتنی است، زهرا رهنورد، ملکه  فتنه، بتازگی در گامی انحطاطی و رو به عقب اصل انقلاب را زیر سئوال برد.
ملکه فتنه در گفتگو با شبکه دیداری رسا تی وی که خبر آن از رادیوی رژیم صهیونیستی نیز پخش گردید گفت: انقلاب سال 57 ایران، از همان روزهای اول رو به انحطاط رفت.

رهنورد در حالی که فراموش کرده است همسر ایشان از سکانداران آن موقع نظام بود افزود: جریان انحطاط (؟)از همان سال های اول پس از انقلاب آغاز شد./ع

چرا مجبور به افشاگری شدم

چرا مجبور به افشاگری شدم

 
دکتر علی‎رضا زاکانی یکی از افرادی است که طی سال‎‎های اخیر در موضوعات خاص دست به افشاگری‎‎هایی زده که در جامعه بازتابی وسیع پیدا کرده است، از جمله موضوعات مهمی که این نماینده مجلس در مورد آن‎‎ها مطالبی را بیان داشته، بحث دانشگاه آزاد، قاضی مرتضوی و معاون اقتصادی اسبق وزیر اطلاعات بوده که در جامعه بازتاب وسیعی پیدا کرده است، زاکانی معتقد است چون در گذشته دستگاه قضایی هیچ یک از شکایت‎‎ها را رسیدگی نکرد و همه را منع تعقیب صادر کرد؛ و بحث اعمال نفوذ مطرح بود، اطلاع‎رسانی به افکار عمومی تنها راه ما بوده است.

اولین سئوال ما این است که چرا افشاگری؟

بنده اساساً اهل سر و صدا نیستم، موضوعات مختلف را بواسطه توجه ویژه به ظرفیتهای نظارتی مجلس دنبال می‌کنم که به لطف خدا بسیاری از آن‌ها بدون انعکاس به جامعه  به نتیجه می‌رسد. در مورد رسیدگی، ابتدا به هرچه که برسم قاعده‌ام این است که با فرد خاطی، مطرح و اگر گزارشی نیز براساس اسناد تنظیم کرده باشم به وی می‌دهم تا در صورت داشتن مستنداتی که به اسناد ما خدشه وارد کند گزارشم را تصیح کنم. اگر فرد تن به قانون ندهد به مسئولان ذی‌ربط مراجعه می‌کنم و باز اگر گوش شنوایی ندیدم از طریق مجاری قانونی کار را دنبال می‌کنم و در صورت اعمال نظر توسط عناصر مختلف، راهی جز طرح با افکار عمومی، البته با وسواس و بدون افراطی‌گری نیست لذا برای طرح یک موضوع در افکار عمومی بنده همه مسیرهای فوق را می‌روم، اگر به نتیجه نرسیدم برای رفع مشکل راهی جز بازگو کردن آن با مردم در حد ضرورت، مستند و بارعایت شرع نمی‌ماند. 

 یکی از موضوعاتی که شما طی سال‎‎های گذشته پیگیر آن بودید و در مقطعی موضوع را علنی کردید مربوط به تخلفات یکی از نمایندگان مجلس و معاون وزیر اطلاعات بود، لطفا توضیح دهید که ماجرا چه بود و به چه صورت قضیه علنی شد؟

معتقدم یکی از کار‎هایی که در برخورد با فساد باید انجام گیرد، شروع مبارزه از قدرتمندترین افراد است و با ردیابی مفسدان و عوامل آن‎‎ها در ساختار قدرت باید آنان را منکوب کرد و هر دستگاهی نیز باید به پالایش از درون خود بپردازد، لذا وقتی در مجلس هفتم متوجه شدم یکی از نمایندگان مجلس با سوءاستفاده از جایگاه خود و معرفی 200 نفر به یک بانک، در سال 1384 و 1385، بیش از 290 میلیارد تومان وام برای آن‎‎ها درخواست کرده و با این وام‎ها نیز موافقت شده، از وزیر اقتصاد سئوال کردم که به چه علت این وام‎ها با معرفی یک نماینده، در اختیار چنین افرادی قرار گرفته است، در حالی‎که مردم عزیز ما برای چند میلیون تومان وام، باید مدت‌ زیادی وقت سپری کنند. همچنین سایر بانک‌‎ها نیز به افراد معرفی شده توسط ایشان وام داده بودند، به‎هرحال عین این شکایت را نیز به کمیسیون اصل 90 کردم تا از طریق کمیسیون هم بتوانم برخورد با رانت‌خواری را از درون مجلس آغاز کنم. گرچه برخی از آقایان در مجلس می‎‌گفتند این‎کار خلیفه‎کشی است و تابه‎حال کسی سراغ نمایندگان نیامده است و اگر این کار باب شود نامناسب است، ولی بنده معتقد هستم قانون چهارچوب اختیارات نمایندگان را مشخص کرده است و در صورت تخطی از چهارچوب‎‎های فوق، خود نمایندگان مجلس باید جلوی متخلفین ایستاده و به آن اعتراض کرده و از طریق مراجع قانونی نیز آن را پیگیری کنند.

 قضیه معاون وقت وزیر اطلاعات چه بود؟

در موضوع بستنی میهن که به جرم قاچاق 4 میلیارد و 400 میلیون تومان در دادگاه بدوی محکوم شده بود، به بهانه نامه معاون اسبق اقتصادی وزارت اطلاعات و باز پس‎گیری شکایت گمرک توسط دادگاه، تبرئه شد. این درحالی بود که در شش ماهه اول سال 1384 کل کشور بسیج ‎شدند تا با قاچاق مبارزه کنند، تمام تلاش‌‎های آنها منجر به واریز شدن  1 میلیارد و 200 میلیون تومان طی شش ماه اول سال به خزانه ‎شد، اما با یک نامه 4 میلیارد و 400 میلیون تومان مورد عفو قرار ‎‌گرفت، لذا بنده از وزیر اطلاعات وقت سئوال در رابطه با نامه معاونش کردم. حدود هشت ماه توصیه می‎‌شد صلاح نیست که وزیر در صحن حاضر شود، ولی با دو دیداری که ما با ایشان داشتیم و قبول نکرد که با عنصر خاطی برخورد کند، ما این مصلحت سنجی را قبول نکردیم؛ شب قبل از حضور ایشان در مجلس، مدیرکل وی به اینجانب توصیه کرد چرا با وزیر معامله نمی‎‌کنید، مجلس ششمی‌‎ها معامله می‎‌کردند و وقتی ناراحتی بنده را دید و اعلام این‎که به‎هرحال این توصیه معادل قیمت دین و اعتقادات ما را می‎‌خواهد، با ترشرویی وی را بدرقه کردم. صبح روز سئوال، یکی از مدیران وزارت اطلاعات را که از دوستان عزیز ماست، سراغم فرستادند و ایشان در مجلس گفت، که فلان معاون وزارت می‎‌گفت ما از ایشان چیزی نداریم، اما اگر بخواهد حرف بزند دوستانش را افشاء خواهیم کرد که البته پاسخ مناسب خود را گرفت و بنده گفتم اگر پا را از این فراتر بگذارید، از تریبون مجلس همه موارد و رویه‎‎های شما را خواهم گفت. به‎هرحال قاطبه دوستان وزارت اطلاعات، برادران مؤمن و فداکار و سربازان گمنامی هستند که نباید وجود این چنین فرد خاطی در وزارتخانه باعث خدشه به زحمات آنان شود. شما این سلسله را در کنار هم تحلیل کنید، ابتدا دعوت به مصلحت سنجی می‎‌کنند، سپس به‎دنبال تطمیع هستند و نهایتا راه تهدید را پیش می‎‌گیرند، این آن چیزی است که در کشور باید با آن برخورد شود.

جالب این‎جاست که کمیسیون امنیت سئوال بنده را که با پاسخ نامناسب وزیر در صحن مواجه شد و بنده قانع نشدم طبق قانون بررسی کرد و صدق گفته و بیان این‎جانب را طی گزارشی در صحن به سمع نمایندگان و مردم رساند و ما باز این پرونده را در کمیسیون اصل 90 دنبال کردیم.

در یک مورد دیگر نیز پرونده دانشگاه آزاد را که دنبال می‎‌کردیم، واسطی پیدا شد که به دروغ وعده داده بود تا در قبال دریافت 500 میلیون تومان، بنده را منصرف سازد. ایشان ادعا کرده بود که دوست بنده است در حالی‎که وی را نمی‎‌شناختم و نتیجه این موضوع، چیزی جز دستگیری و برخورد با این فرد توسط مراجع امنیتی نبود.

 یکی از موضوعات دیگری که شما درخصوص آن افشاگری‎‎هایی در جامعه انجام دادید، مربوط به تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد بود، لطفا در این خصوص نیز توضیح دهید؟

فقط موضوع دانشگاه آزاد اسلامی در ابتدا مطرح نبود، بحث تحقیق و تفحص از کل آموزش عالی کشور بود، ولی در حین کار، دانشگاه آزاد اسلامی از جریان تحقیق و تفحص ممانعت به عمل آورد و بعد از این‎که مشخص شد کارشان از نظر قانونی وجاهت ندارد و بنای برخورد قانونی با آن‎‎ها است؛ دانشگاه آزاد همکاری خود را با هیأت آغاز کرد، اما در همان ابتدا، متوجه این موضوع شدند که اطلاعاتی که به هیأت تحقیق و تفحص می‎‎رسد، اطلاعاتی است که با نشان دادن مشکلات مسئولان سطح بالای دانشگاه آزاد بویژه رئیس آن، هزینه سنگینی برای آقای جاسبی و تیم همراه وی دارد؛ لذا تصمیم به ممانعت از کار تحقیق و تفحص گرفتند و در این جهت از تمامی ظرفیت‎‎های خود در مجلس، قوه قضاییه و رسانه‎‎ها استفاده کردند؛ اما در نهایت نتیجه این شد که هیأت تحقیق و تفحص، تصمیم گرفت ارتباط خود را با دانشگاه آزاد قطع کرده و کار را نا تمام بگذارد.

 در مدتی که کار تحقیق و تفحص را انجام می‎‎دادید چه مقدار سند جمع آوری کردید؟

در آن مدت نزدیک 90 هزار برگ سند از این دانشگاه به‎دست آمد و ماحصل آن 13 جلد گزارش شد.

 گزارشات را چه‌کار کردید؟

ما ابتدا طبق رویه‎ای که داشتیم گزارشات را برای آقای جاسبی ارسال کردیم و انتظار داشتیم که ایشان اگر انتقادی دارند آن را به ما منتقل کنند تا در صورت ارایه اسنادی خلاف موارد مندرج در گزارش ما؛ مبتنی بر اسناد، گزارشات را اصلاح کنیم، اما تنها به جلد یک این گزارش، پاسخی غیررسمی دادند.

 این پاسخ غیررسمی به چه صورت بود؟

یک مکتوبی را به‎صورت غیررسمی بین برخی نمایندگان مجلس پخش کردند که در آن نکات خلاف واقع زیادی دیده می‎‎شد، لذا بعد از تحویل گزارشات به مجلس، اعمال نفوذ دانشگاه آزاد، مانع از انتشار آن شد و در رسانه‎‎ها نیز نکات نادرست و خلاف واقع مطرح کردند. در چنین شرایطی، ناگزیر و در راستای تنویر افکار عمومی، بعد از این‎که همه راه‎‎های قانونی را طی و با افراد زیادی از جمله آقای احمدی نژاد، آقای هاشمی رفسنجانی، مسئولین دانشگاه آزاد و برخی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزیر علوم وقت صحبت کردیم، به دستگاه قضایی شکایت کردیم که متأسفانه در آن‎جا اعمال نفوذ‎هایی که مرتضوی دادستان سابق تهران انجام داد، مانع از رسیدگی به تخلفات دانشگاه آزاد شد لذا بالاجبار با افکار عمومی موضوع را درمیان گذاشتم و بخشی از تخلفات را بیان کردم.

 در مجلس چه فرد یا افرادی مبادرت به اعمال نفوذ کردند؟

تعدادی از نمایندگان بویژه آقای عباسپور رییس کمیسیون آموزش مجلس، در این جهت مانع‎تراشی زیادی کردند.

 این مانع‎تراشی‎‎ها به چه صورت بود؟

ریاست کمیسیون آموزش و تعدادی از افراد عضو آن با آقای جاسبی بودند و در این راستا روی نوع فعالیت ها و نحوه ارائه گزارشات تأثیر می‎‎گذاشتند و نهایتاً با گرفتن زمان و تعیین وقت بیست دقیقه‌ای بعنوان آخرین فرصت در جلسه آخر کمیسیون در مجلس هفتم برای ارائه گزارش نهایی، از ادامه کار برای تصویب گزارش و قرائت آن در صحن جلوگیری کردند.

 پیگیری شکایت‎تان در دستگاه قضایی چه سرانجامی پیدا کرد؟

 در آن زمان آقای مرتضوی دادستان تهران بود، دستگاه قضایی هیچ‎یک از شکایت‎‎های ما را رسیدگی نکرد و همه را منع تعقیب صادر کرد؛ لذا چون بحث اعمال نفوذ مطرح بود، اطلاع‎رسانی به افکار عمومی تنها راه ما بود.

 افشاگری‎‎های شما در این خصوص آیا تأثیری هم داشت؟

در میان گذاشتن موضوع با افکارعمومی، بسیار تأثیرگذار بود و بسیاری از افرادی که حرف‌‎های نادرست دانشگاه آزاد را قبول کرده بودند، نظرشان تغییر کرد و در این جهت دوستان دیگری نیز به صحنه روشنگری آمدند و ماحصل ماجرا این شد که تحول در دانشگاه آزاد، شکلی فراگیر به‎خود گرفت.

 شما در خصوص قاضی مرتضوی نیز افشاگری‎‎هایی داشتید، بفرمایید ماجرا از چه قرار بود؟

در جریان تحقیق و تفحص از آزمون دستیاری سال 1382 به اسنادی رسیدیم که حکایت از تبانی و اعمال نظر در رسیدگی به بسیاری از پرونده‎‎ها داشت که بخش عمده آن مربوط به دانشگاه آزاد بود. پرونده هایی که حکایت از آن داشت که در آزمون سال 1382و1383 تقلب اتفاق افتاده بود؛ در این رابطه پرونده‎‎هایی را تشکیل داده بودند، اما رسیدگی درست به آن‎‎ها صورت نگرفته بود و برخی از آن‎‎ها ناپدید شده بود، در این اثنا ما وارد رسیدگی به قضیه شدیم.

 بعد از ورودتان در قضیه، کار‎ها را به چه نحوی دنبال کردید؟

بعد از این قضایا ما گزارشی را تنظیم کردیم که حکایت از تخلفات قاضی مرتضوی داشت و این گزارش را نیز بنا بر رویه‌مان قبل از پیگیری از طریق قانون به خود دادستان سابق تهران ارائه دادیم تا اگر اسنادی بر خلاف آن دارد، ارائه کند تا در صورت صحت آن، گزارش را تغییر دهیم که متأسفانه مرتضوی نه‎تنها اسنادی ارائه نکرد، بلکه طی نامه‎ای 19 صفحه‎ای نکات نادرست دیگری منعکس کرد که ما پاسخ آن را دادیم، البته در مجلس نیز گزارشات ما تأیید و رسما از تربیون مجلس در گزارش تحقیق و تفحص از قوه قضائیه قرائت شد.

 آیا از طریق دستگاه قضایی هم موضوع را پیگیری کردید؟

بعد از قرائت گزارش در مجلس، ما از طریق دستگاه قضایی موضوع را پیگیری کردیم، اما وی ادعا‎هایی را مطرح کرد که ضمن نادرست بودن آن‎‎ها، با رسانه‎ای شدن توسط خود مرتضوی، عملا راه برای افشاگری علیه وی هموار شد. البته باید به این نکته نیز اشاره کنم که قبل از افشاگری علیه وی هشت بار با خود ایشان در جلسات مختلف  موضوع را مطرح کردم، چون پاسخ قانع کننده‌ای نگرفتم ، سه بار با رییس سابق قوه قضاییه و یکبار با معاون اول قوه قضاییه دیدار داشتم و سپس به دادگاه انتظامی قضات شکایت کردم که همه این کار‎ها نتیجه‎ای در پی نداشت، اما بحمدالله ماحصل افشاگری این شد که به تعویض ایشان کمک کرد و  راه را برای بررسی تخلفات مرتضوی باز کرد  .
 

ماجرای اختلاس بیات زنجانی و نحوه آزادی وی

ماجرای اختلاس بیات زنجانی و نحوه آزادی وی
مرجعیت آقای بیات در هیچ جایگاه حوزوی تایید نشده است. وی قبلا که در تهران امام جماعت یکی از مساجد بود، در آن جا دست به اختلاس زده بود و هیات امنای مسجد به دادگاه ویژه روحانیت شکایت کرده بودند، سرانجام دستگیر و محاکمه شد.چند ماه زندانی بود

 حجت الاسلام و المسلمین قاسم روانبخش، دبیر سیاسی هفته نامه "پرتوسخن" و عضو هیات علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در گفت وگو با شبکه ایران در این باره می گوید: شاید نداشتن پایگاه و بدنه ای در حوزه های علیمه موجب شده که جریان اصلاح طلب و کمیته سیاسی و اطلاع رسانی جریان فتنه تمام اقدامات حزب منتسب به "مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم" را پوشش رسانه ای گسترده دهد و به گفته برخی سیاسیون از این مجمع علیه فضای حاکم بر حوزه های علمیه استفاده های سیاسی کند.

وی اظهار داشت: با توجه به شرایط حوزه علمیه، «مجمع محققین و مدرسین» آن گونه که بیرون از حوزه تبلیغ می‌شود جایگاهی ندارد. مثل یک طبل می‌ماند که یک نفر بر آن می‌کوبد و دیگران فکر می‌کنند جمع کثیری در کنار آن هستند.

وی درباره زمان و چرایی تشکیل مجمع محققین و مدرسین عنوان می کند: این مجمع پس از آن که مجمع روحانیون در مقابل جامعه روحانیت در تهران اعلام موجودیت کرد، به وجود آمد. در واقع پس از دوم خرداد. برای اینکه بتوانند در حوزه علمیه قم و در مقابل جامعه مدرسین– که پایگاه انقلاب است- گروهی را سامان دهند و جریان جدیدی را در حوزه به راه بیندازند، مجمع مدرسین و محققین را تشکیل دادند. می‌خواستند بگویند ما جریان دیگری در حوزه و در میان اساتید و محققین داریم که این ها عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیستند و جریان فکری و دیگری با ادعای اصلاح‌طلبی هستند.

حجت الاسلام روانبخش، عبایی‌خراسانی، ایازی، سیدحسین موسوی‌تبریزی، فاضل میبدی و چند تن دیگر را از جمله موسسان این مجمع نام می برد و اضافه می کند: آنان در ابتدای تاسیس همراه با مجمع روحانیون مبارز در تهران بیانیه‌های متفاوتی صادر می‌کردند. صدور این بیانیه‌ها این طور القا می‌کرد که گویا مجمع محققین جمعیت بسیاری دارند و جریان تاثیرگذاری هستند. مردم معمولی نیز گاهی اینها را با جامعه محترم مدرسین اشتباه می‌گرفتند و تعجب می‌کردند که چرا حوزه از این گونه موضع‌ها می‌گیرد. این در حالی بود که مجمع محققین و مدرسین در حوزه جایگاه قانونی نداشت و به‌عنوان مجمعی که در شورای عالی حوزه و نزد مراجع تایید شده باشد ثبت نشده بودند و در ساز وکار حوزوی هیچ گونه مهر تاییدی نداشتند.

جمعیت آن ها در حد یک پراید است

به گفته عضو هیات علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) "خوشبختانه از زمانی این جریان به راه افتاده هیچ گونه تاثیرگذاری بر حوزه نداشته و جمعیت این مجمع در همان 6-5 نفر متوقف ماند. در همان زمان که ما در مقابل جریان‌های مدعی اصلاحات راهپیمایی‌های عظیمی به راه می‌انداختیم آن ها قدرت برگزاری یک تجمع 50 نفره را هم نداشتند."

وی با بیان اینکه "جز اعضای مجمع کسی آن ها را حساب نمی‌کرد"، بیان می کند: خاطرم هست سعید حجاریان یک بار سازمان مجاهدین انقلاب را به حزب فولکس‌سواران تشبیه کرده بود. آن ها نیز مانند سازمان مجاهدین انقلاب جمعیت‌شان از یک فولکس کمتر بود. اگر بخواهیم به روز صحبت کنیم باید بگوییم جمعیت آن ها در حد یک پراید است. هر چه جلوتر می‌آییم اعتبار این مجمع کمتر می‌شود.

ماجرای اختلاس بیات زنجانی و نحوه آزادی وی

حجت الاسلام روانبخش، با اشاره به اقدام آقای بیات زنجانی(عضو مجمع روحانیون، حزب نزدیک به مجمع محققین) در اعلام مرجعیت خود، می گوید: ایشان فکر می‌کند اگر یک نفر از این عده اندک صاحب رساله شد این جریان مقبول حوزه خواهد افتاد تعدادی از طلاب به آن ها گرایش پیدا خواهند کرد. مرجعیت آقای بیات در هیچ جایگاه حوزوی تایید نشده است. وی قبلا که در تهران امام جماعت یکی از مساجد بود، در آن جا دست به اختلاس زده بود و هیات امنای مسجد به دادگاه ویژه روحانیت شکایت کرده بودند، سرانجام دستگیر و محاکمه شد. چند ماه زندانی بود و بعد با عفو مقام معظم رهبری بقیه زندان او بخشیده شد. مدتی پس از این ماجرا، به حوزه آمد و تدریس درس‌های دوره سطح با اندکی شاگرد آغاز کرد و در جریان وانفسای دوم خرداد برای خود رساله‌ای نوشت و بیتی با عنوان «بیت آیت‌‌العظمی بیات»! تشکیل داد.

به اعتقاد او مرجعیت آقای بیات "مرجعیتی بود که توسط روزنامه‌های مدعی اصلاحات مانند شرق، اعتماد، اعتماد ملی و.....ساخته شد، نه در یک پایگاه حوزوی. خود بیات هم الان در حوزه جایگاهی ندارد و میان طلبه‌ها، فضلا و طلاب حوزه مثل یک فرد عادی است. البته شاید مقداری هم زیر عادی! چرا که طلبه‌ها سوابق او را می‌دانند، نگاه خوبی به او ندارند بنابراین این جریان یک جریان مرده است و بعد از اظهارنظر جامعه محترم مدرسین درباره عدم صلاحیت مرجعیت آقای صانعی، که به دلیل فتاوای بدعت آمیزش انجام شد، فکر می کنم امثال آقای بیات نیز از آن درس لازم گرفته باشند. بنابراین این ها در اندازه ای نیستند که بتوانند در حوزه به تنهایی جریان‌سازی کنند."

عضو هیات علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) درباره علت پوشش خبری اخبار مربوط به این مجمع در رسانه‌های اپوزیسیون هم اظهار می دارد: این مجمع همانند حباب یا تار عنکبوتی بود که با یک نسیم ضعیف از بین رفت و دیگر جز همان چند نفر که در یک پراید جا می گیرند عملا وجود خارجی ندارد ولی روشن است که همین چند نفر مثل همان طبل که مثال زدم ممکن است بیانیه بدهند و رسانه‌های مدعی اصلاحات نیز با آب و تاب منعکس کنند تا این گونه القاء ‌کنند که این جریان زنده است. همان گونه که چندی پیش دیدید آقای تاج‌زاده، از حزب فولکس واگنی، گفته بود مطمئن باشید ایران سبز خواهد ماند.

جریان پشت پرده مجمع محققین

آقای روانبخش با بیان اینکه "برخی رسانه‌های اصولگرا که از اتفاقات درون حوزه بی‌اطلاع هستند ناخواسته در زمین حریف بازی می‌کنند" گفت: چندی پیش خبرنگاری به عنوان خبرنگار روزنامه شرق با من تماس گرفت و قصد مصاحبه داشت. گفتم من با روزنامه شما مصاحبه نمی‌کنم. خبرنگار گفت هر مطلبی را که گفتید در روزنامه درج می‌کنیم و من در پاسخ گفتم اما اعتبار دادن به این روزنامه برای من جای سوال است. چرا که آن ها به دنبال این هستند که عکس اول خود را به اصولگرایان اختصاص دهند و بگویند فلان شخص چنین حرفی زد. هدف آن ها اطلاعات دادن به مردم نیست بلکه می‌خواهند صحبت‌های آن ها را علیه دیگر اصولگرایان تیتر کنند. درباره مجمع محققین و مدرسین نیز  روند به همین منوال است. اخباری از آن ها در برخی رسانه‌ها مطرح می‌کنند و رسانه‌های اصولگرا نیز به نقد آن ها می‌پردازند و ناخواسته آن ها مطرح می‌شوند.

وی در ادامه درباره پشت پرده مجمع محققین عنوان می کند که "جریان دیگری در حوزه فعال است که گروه های کوچکی از جمله مجمع محققین و مدرسین در چارچوب این جریان اصلی می‌گنجد."

فعاليت گروههاي تجزيه طلب در سنندج

فعاليت گروههاي تجزيه طلب در سنندج

به تازگي گروهي تحت عنوان پيشرو در دانشگاه آزاد واحد سنندج با گرايشات تجزيه طلبانه و قومي اعلام موجوديت نموده اند.

اين گروه که در پوشش فعاليت هاي فرهنگي مانند برگزاري کلاسهاي موسيقي ؛ تئاتر و کلاسهاي زبان کردي فعاليت مي کند. ماهنامه اي با عنوان پيشرو نيز به چاپ مي رساند که عمده مطالب آن به زبان کردي و در راستاي تبليغ کردستان مستقل است.
اين گروه در فتنه سال گذشته نيز از مدافعان اغتشاشگران و فرقه سبز بودند.
مسئولان دانشگاه آزاد تاکنون نه تنها مخالفتي با اين فعاليتهاي غير قانوني نداشته اند بلکه بعظاً به آنها کمک مالي نيز مي نمايند.


همه ماركسيست ها وابسته بودند غير از ما كه... آمريكايي از آب درآمديم

همه ماركسيست ها وابسته بودند غير از ما كه... آمريكايي از آب درآمديم

يك چپ آمريكايي اذعان كرد گروهك هاي ماركسيستي اوايل انقلاب عمدتا وابسته به خارج بوده اند.
علي كشتگر سخنگوي گروهك منحله فدائيان خلق در گفت وگو با بي بي سي بدون آن كه به وابستگي امروز خود و ديگر سران اين گروهك به آمريكا و انگليس بپردازد، به سوابق ماركسيست ها پرداخته و گفت: تشكيل فدائيان خلق به خاطر لزوم شكل گيري يك چپ مستقل بود. حزب توده مستقل نبود و در واقع از منافع شوروي در ايران حمايت مي كرد. حزب توده در بين مردم اعتبار نداشت و از يك قدرت خارجي دنباله روي مي كرد. ما در سازمان فدائيان خلق مي گفتيم بايد با احزاب كمونيستي ديگر كشورها و حزب كمونيست شوروي مرزبندي داشته باشيم. من و آقاي كيانوري و نگهدار جلسه گذاشتيم. من گفتم به اتحاد شوروي چه مربوط كه در امور ايران دخالت مي كند. كيانوري گفت برويم، صحبت كردن فايده ندارد، اين باد در دماغش است.
وي همچنين اذعان كرده است: ما پس از حوادث دهه 60 به خارج كشور آمديم، بعد از آن كه سازمان شكست هاي زيادي خورد و بخش مهمي از تشكيلات ما متلاشي شد، بعضي دوستان پيشنهاد كردند براي ادامه كار سازمان از عراق ]صدام[ كمك بگيريم. اما من راهم را جدا كردم به عنوان مبارز دموكراسي و حقوق بشر و حاضر به همكاري با آنها نشدم. من الان طرفدار سوسيال دموكراسي هستم.
كشتگر كه در گفت وگو با بي بي سي دستبند سبز به خود بسته بود، گفت: ما الان با حكومتي در ايران روبرو هستيم كه فكر شيعه از نوع مهدويت را با ناسيوناليسم ايراني به هم آميخته است. مخالفان هم اعم از اين كه در انتخابات شركت كردند يا تحريم كردند و با اين نظام هرگز همراهي نداشتند همه اينها در جنبش سبز شركت كردند از گرايش هاي چپ تا گرايش هاي راست و مياني.
خاطرنشان مي شود كشتگر خود از همكاران سايت بدنام و آمريكايي گويانيوز- سايتي كه علنا براي سازمان سيا مزدور و جاسوس استخدام مي كند- است. رفيق او فرخ نگهدار رئيس گروهك فدائيان خلق نيز هم اكنون در لندن اقامت دارد و با حلقه مهاجراني- كديور همكاري مي كند. بنابراين گروهك فدائيان خلق همچنان كه آقاي كشتگر مي گويد پاك پاك است! درست مانند اوايل انقلاب كه رو به قبله ماركسيست ها داشت، با اين تفاوت كه امروز سر به آستان كاپيتاليست ها در آمريكا و انگليس مي سايد، شاهدش نيز آنتن نشيني گاه و بيگاه رفيق نگهدار و رفيق كشتگر در شبكه دولتي بي بي سي انگليس!


اشكمان درآمد از بس كه جوك شديم

اشكمان درآمد از بس كه جوك شديم

سال ميلادي 2010 بر فتنه گران و جريان اپوزيسيون چگونه گذشت؟
پايگاه اينترنتي خودنويس وابسته به روزنامه نگاران زنجيره اي فراري در اين باره نوشت: سال 2010 ميلادي كه روز شنبه به پايان رسيد، در ايران با التهاب آغاز شد. روزهاي نخستش با عاشوراي 88 شروع شد. البته پس از يك دوره التهاب، شعله تحركات خياباني خاموش شد ولي همان التهاب به فضاي مجازي منتقل شد و همان جا باقي ماند. قضيه اسب تروا و راهپيمايي 22بهمن بسيار خبرساز شد. شايد بتوان 22بهمن 1388 را روز پايان گرفتن تحرك خياباني اپوزيسيون دانست. به خصوص با آن قضيه اسب تروا كه تبديل به جوك سال شد! موسوي كانديداي صفحه نخست شخصيت سال مجله تايم شد. سبزها به گفته خودشان ده بار- ده بار به وي راي دادند تا وي از ليدي گاگا ] رقاصه آمريكايي[ هم پيشي بگيرد ولي در نهايت ليدي گاگا و بيل كلينتون به روي جلد مجله تايم رفتند.
سايت مذكور مي نويسد: درست برخلاف سال 2009 كه اپوزيسيون تقريباً درهمه مناسبت ها مانند روز قدس و 13آبان و 16 آذر به خيابان آمد در سال 2010 همين مناسبت ها در سكوت نسبي برگزار شد تا يكبار ديگر گمانه زني ها درباره خاموش شدن شعله جنبش به واقعيت نزديك تر شود. مناسبت هاي 13 آبان و 16 آذر و روز قدس يكي پس از ديگري رفتند و ما تقريباً هر روز به صفحه مانيتور خيره مانديم تا ببينيم خبري از خيزش مجدد مي شنويم يا همه اش در حد لينك گذاري و موضوع داغ و الله اكبرهاي قلابي در بالاترين باقي خواهد ماند. ولي خبري نشد. خيلي ها در اپوزيسيون اعتراض كردند و موسوي همچنان بيانيه داد و اعلاميه صادر كرد.
خودنويس همچنين مي افزايد: مراسم ماه محرم و عاشورا با سكوت كامل برگزار شد. انگار كسي ديگر رمقي براي مخالفت نداشت. مخالفان پشت مانيتورهاي شان جاخوش كردند چون از همه جا امن تر بود. اكبر گنجي گفت اين 27 ميليون نفري كه به موسوي راي داده اند كجا هستند. صداي خيلي ها درآمد. رگ گردن خيلي ها بيرون زد. بدو بيراه ها شروع شد ولي كسي نتوانست آن 27 ميليون نفر را نشان بدهد و باز همچنان موسوي و يارانش همچنان بيانيه مي دادند. سال 2010 اين گونه به پايان آمد.
خودنويس البته يادآور نشده كه سال ميلادي سپري شده براي اربابان آمريكايي و انگليسي و صهيونيست فتنه گران هم سالي پر از شكست و ناكامي (از افغانستان و عراق و لبنان و فلسطين و تركيه تا آشوب هاي اجتماعي و اقتصادي در غرب) بود.

نظام سران فتنه را محاکمه کرد


محمدحسین صفار هرندی روز یکشنبه در همایش حماسه سازان بسیج استان سمنان در جنگ نرم با اشاره به اینکه سران فتنه سال 88 در انزوا درحال نابودی هستند؛ گفت : این بزرگترین محاکمه برای آنان بشمار می آید.

وی با اشاره به مستندات تاریخی در دوره های مختلف تاریخی؛ افزود: دشمن در اواخر دهه 60 و پس از تحمیل جنگی هشت ساله به ایران متوجه شد که در مقابل قدرت نرم انقلاب اسلامی نمی تواند با جنگ سخت وارد شود.
وی اظهار داشت: دشمن با مشاهده نفوذ ارزشهای انقلاب اسلامی در کشورهای دیگر متوجه اشتباه استراتژیکی خود شد و ریل حرکت خود را به سوی جنگ نرم و برنامه ریزی برای آن تغییر داد.
وی با اشاره به اینکه در آغاز دهه 70 برنامه دشمن شامل ضد انقلاب و حتی بهائیان از جنگ سیاسی و نظامی به مسائل نرم مانند نوشتن کتاب و روایتهایی دیگر از تاریخ تغییر کرد؛ اظهار داشت: با آغاز دوران سازندگی و نیاز کشور؛ متاسفانه فضا برای نفوذ برخی عوامل ضدانقلاب در حوزه های مختلف فعالیت کشور فراهم شد که آنها از این مساله سوء استفاده کرده و دست به کار شدند.
صفارهرندی با بیان اینکه در دوران اصلاحات هشدارها و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب در مورد تهاجم فرهنگی جدی گرفته نشد؛ گفت: در دوران اصلاحات بسیاری از عملکردهای مسئولان مورد عتاب رهبری بود.
وی با اشاره به جابجایی ارزشها در دوران اصلاحات؛ گفت: در این دوران برخی عوامل فریب و بازی خورده بر سرکار آمدند و حتی تا مقام نایب رییسی در مجلس شورای اسلامی پیش رفتند.
صفار هرندی با بیان اینکه در جنگ نرم 88 برخی عوامل داخل نظام زیر بغل دشمن را گرفتند و آن رنگ سبز؛ سبز شیطانی و لجن بود؛ افزود: در جنگ نرم این مردم و نظام اسلامی بود که سربلند بیرون آمد.
وی با اشاره به درایت نظام اسلامی در برخورد با سران فتنه؛ گفت: سران فتنه به خاطر فرصتهایی که در کشور از دست رفت و سرمایه هایی که تلف شد مجرم هستند اما اگر در همان ابتدای کار مورد محاکمه قرار می گرفتند تبدیل به قهرمانانی برای برخی می شدند و درایت نظام اسلامی چنین اجازه ای نداد.


مقابله با جريان فتنه را وظيفه خود مي‌دانم

مقابله با جريان فتنه را وظيفه خود مي‌دانم
مديرمسئول روزنامه ايران گفت: جريان مقابلي كه فتنه 88 را مديريت كرد و امثال روزنامه ايران به نبرد با آنها پرداخت، همين جريان همسو با مهدي هاشمي است كه ما مقابله با آنها را تكليف خود مي‎دانيم.

كاوه اشتهاردي در گفت‎وگو با خبرگزاري فارس با منافقانه خواندن موضع‎گيري برخي افراد و جريانات خارج از نظام در محكوميت صدور حكم زندان و شلاق براي وي گفت : اين افراد اگر خودشان سر كار بودند در خوش‎بينانه‎ترين حالت، من را بدون محاكمه به 10 سال زندان و 100 ضربه شلاق محكوم مي كردند.
مديرمسئول روزنامه ايران يادآور شد: اين موضع‎گيري‎ها را در ادامه سناريوي فتنه خواند و گفت : چگونه آنهايي كه سال گذشته به‎دنبال ناديده گرفتن راي مردم بودند و با رفتارهاي خود امنيت كشور را برهم ريخته و حتي افراد بي‎گناهي را به كشتن دادند، ‌امروز ژست فرهنگ و تمدن و طرفداري از حقوق ملت به خود مي گيرند و شعار دلسوزي براي اين سرباز كوچك نظام سرمي‌دهند .
وي افزود : اتفاقا جريان مقابلي كه فتنه 88 را مديريت كرد و امثال روزنامه ايران به نبرد با آنها پرداخت، همين جريان همسو با مهدي هاشمي است كه ما مقابله با آنها را تكليف خود مي دانيم.
وي با ابراز تاسف از ورود ناگهاني دستگاه قضايي به برخورد با روزنامه ايران پس از دادگاه مهدي هاشمي كه شائبه حمايت از اين مجرم فراري را در اذهان به‎دنبال داشت، تاكيد كرد : اين‎جانب به دستگاه قضايي انتقادات جدي دارم اما آنها را دشمن مقابل خود نمي دانم،‌ بلكه مي گويم اين يك سناريوي حساب‎شده است كه دست‎هايي پنهان و اراده‎هايي خاص، ‌اين قوه محترم را به برخورد با ما واداشته و همزمان خود در گوشه اي، خوشحال و با خيالي آسوده به فتنه انگيزي‎هايش مشغول است.
اشتهاردي با طرح پرسش هايي درباره حوادث پس از محاكمه خود، گفت : چه‎كسي در روز محاكمه اين‎جانب دستور اخراج خبرنگاران را از دادگاه با وجود علني بودن و اعتراض رئيس دادگاه و اعضاي محترم هيات منصفه، صادر كرد؟ چه افرادي تنها يك ساعت پس از برگزاري دادگاه مهدي هاشمي،‌ با يك پيغام تلفني بخشي از دستگاه قضايي را وادار به برخورد با من كردند؟ چرا برخي رئيس محترم دادگاه را پس از آن جلسه مورد بازخواست قرار دادند كه چرا مانع از دفاعيات من نشده است؟ چه جرياني باعث شد كه با وجود صراحت قانون مبني بر فرجه مقرر براي صدور راي دادگاه،‌ اعلام نظر قاضي 15 روز به تاخير بيفتد؟
مديرمسئول روزنامه ايران در عين حال تاكيد كرد : انتقادات و گلايه هاي ما از قوه قضائيه ربطي به جريانات ضدانقلاب و خارج از نظام ندارد و نيروهاي انقلابي و اصولگرا آن‎قدر ظرفيت دارند كه مشكلاتشان را خودشان حل كنند.
گروه غيرقانوني مشاركت در اطلاعيه اي كه مورد استقبال جريانات ضدانقلاب قرار گرفته ، آورده است : "فارغ از خط فكري و وابستگي جناحي مديرمسئول روزنامه ايران و ظلمي كه اين روزنامه در حق خيل آزادانديشان اين مرز و بوم روا مي دارد و با دروغ‎زني و افترا و بهتان از همه كساني كه منتقد جناح او هستند هتك حرمت مي‎كند، محكوميت او به چنين حكمي نه در شأن نظام اسلامي و نه در شأن يك فعال مطبوعاتي است. "

انتخابات سالم از نظر خاتمي چيست؟

انتخابات سالم از نظر خاتمي چيست؟

چه انتظاري از اينها داريد؟ آيا اگر موسوي بيانيه اي صادر و به خيابان دعوت كند، نتيجه اي به دنبال دارد؟ و آيا اصلا كسي هست كه به دعوت او لبيك بگويد؟ ما بايد اين سؤال ها را از خودبپرسيم و عليه موسوي و كروبي ساز مخالف نزنيم...
  پاسخي به اظهارات اخير خاتمي
انتخابات آزاد و سالم!
سالگرد 9 دي در سراسر كشور با حضور با شكوه مردم به منظور بازخواني فتنه برگزار شد. يكي از مطالبات كليدي مردم مجازات سران فتنه و برخورد قاطع با فتنه انگيزان است. دادستان تهران در نماز جمعه هفته گذشته در پاسخ به اين مطالبه مردمي نويد داد؛ "محاكمه قطعي است".
در حالي كه فضاي كشور مملو از انزجار و تنفر از سران فتنه است برخي از نمايندگان مجلس با بي‌اعتنايي به افكار عمومي با آقاي سيد محمد خاتمي ديدار كردند.
خاتمي در اين ديدار بي‌مهري‌هاي خود به مردم و نظام و انقلاب را تكرار كرده و علي‌رغم اينكه مي‌خواهد تلويحا بگويد با موسوي و كروبي تفاوت ديدگاه دارد اما حرف‌هاي همان‌ها را به نوعي ترجمه و تحويل جمع ياد شده داده است.

خاتمي با اشاره به انتخابات آينده مجلس سه شرط را براي حضور در اين انتخابات از سوي كساني كه به زعم او افكار آنها را نمايندگي مي‌كند، مطرح كرده است:
1- فراهم كردن انتخابات آزاد و سالم
2- پايبندي همگان و بخصوص مسئولان به قانون اساسي
3- آزادي زندانيان و ايجاد فضاي آزاد براي احزاب و گروه‌ها
الف- آيا آقاي خاتمي و دوستانشان به انتخابات آزاد و سالم اعتقاد دارند؟ انتخابات آزاد چيست؟ انتخابات سالم كدام است؟ آقاي خاتمي و دوستانشان در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري پاي مداخله بيگانگان را به رقابت‌هاي سياسي انتخاباتي باز كردند.
دوستان خاتمي رسما حمايت‌هاي خارجي و بويژه حمايت‌هاي رهبران دولت‌هاي اروپايي را پذيرفتند. خاتمي وزير ارشاد خود را به همراه تعدادي از روزنامه‌نگاراني كه در دوران اصلاحات مشي آنها اهانت به مقدسات مردم و نظام و مقدسات ديني بود به لندن فرستاد تا حلقه "لندن" را در اتصال با حلقه "واشنگتن" براي ايجاد يك سامانه رسانه‌اي عليه ملت ايران تجهيز و تمهيد كند!
آيا منظور آقاي خاتمي از انتخابات آزاد اين است كه او و دوستانش به راحتي سرسپردگي به اجانب را بپذيرند و حمايت‌هاي آنها را جلب كنند؟
آيا منظور آقاي خاتمي از انتخابات آزاد اين است كه اجازه دهد آمريكايي‌ها ميليون‌ها دلار بودجه در كنگره خود براي كمك به اصلاح طلبان و پيروزي آنها در انتخابات هزينه كنند و اجازه ندهند احدي در ايران به آنها اعتراض كند؟!


آيا منظور از انتخابات آزاد از ديدگاه آقاي خاتمي اين است كه منافقين و سلطنت طلب‌ها و ماركسيست‌ها را با "رنگ سبز" به
 اصلاح طلبان داخلي وصل كنند و با دادن علامت، آنها را به عنوان پشتوانه راي خود ولو اندك به حساب آورند؟!
آيا منظور آقاي خاتمي از انتخابات آزاد اين است كه هر دروغ و تهمت و افترايي را به نامزد رقيب نسبت دهند و او را هزاران بار در اردوكشي‌‌هاي خياباني و با اهانت به وي، "ديكتاتور" خطاب كنند؟!
آيا منظور آقاي خاتمي از انتخابات آزاد اين است كه اگر راي نياوردند فرمان شورش بر جمهوريت نظام و ريختن به خيابان‌ها را صادر كنند و احدي هم جرات نكند بگويد بالاي چشم شما ابروست؟!
ممكن است آقاي خاتمي بگويد منظور ما از انتخابات آزاد اينها نيست.
سئوال ما اين است كه پس اين همه افعال زشت، ضد اسلامي، ضد اخلاقي وضد انساني و ضد انقلاب از جانب چه كساني در اين يك سال پس از انتخابات صادر شد؟ ايشان اگر با اين اعمال مخالف بودند چرا يك بار براي رد گم كني و تبرئه خود ولو به صورت صوري اين اقدامات را محكوم نكردند؟

انتخابات سالم از نظر آقاي خاتمي چيست؟
قانون اساسي ساز و كار و مكانيسم آن را مشخص كرده است. چه كساني خارج از ساز و كار قانون اساسي مي‌خواهند انتخابات برگزار كنند؟ بيش از نيم ميليون نفر انسان مومن و صادق در سراسر كشور بيش از سه دهه است كه به عنوان مجري و ناظر بر انتخابات بدون كمترين چشمداشتي خدمت مي‌كنند. آنها دين خود را براي دنياي ديگري نخواهند فروخت. كما اينكه در دوم خرداد 76 با آنكه هيچ كس احتمال نمي‌داد آقاي خاتمي راي بياورد همين جمعيت صادق مجري و ناظر اداي امانت كردند و خاتمي را به عنوان پيروز انتخابات اعلام كردند. طرف مقابل هم بدون كمترين اعتراض پذيرفت و حتي به منتخب ملت تبريك گفت.
اما چرا همين‌هايي كه مطالبه انتخابات آزاد و سالم را دارند نمي‌خواهند راي ملت را در انتخابات رياست جمهوري دوره نهم و دهم به رسميت بشناسند و آن را با بمب "دروغ تقلب" آلودند؟!
وقتي آقاي خاتمي حاضر نيست سلامت اخلاقي و ديني يك جمعيت نيم ميليون نفري را در حفظ امانت راي مردم بپذيرد، وقتي آقاي خاتمي حاضر نيست سلامت اخلاقي و ديني 6 فقيه شوراي نگهبان و 6 حقوقدان منتخب مجلس در اين شورا را به رسميت بشناسد، وقتي آقاي خاتمي حاضر نيست راي تنفيذ ولايت فقيه را كه مشروعيت نظام به آن بسته است بپذيرد و راي جناب راسموسن دبير كل ناتو و جرج سوروس يهودي برايش حجت است، چگونه مي‌توان به برگزاري يك انتخابات آزاد با حضور كساني كه آقاي خاتمي مدعي است آنها را نمايندگي مي‌كند اميدوار بود؟
آقاي خاتمي و دوستانش سلامت و آزاد بودن انتخابات را با مداخله بيگانگان مورد تهديد قرار داده‌اند و اكنون مدعي هستند كه انتخابات، سالم و آزاد نبوده است. اين يعني فرار به جلو، ان‌شاء‌الله روزي كه دادگاه عادلانه تشكيل شود او و دوستانش بايد از خود در اين زمينه دفاع كنند اكنون كه در افكار عمومي آنها محاكمه شده‌اند و پاسخي هم ندارند قطعا فردا هم پاسخي نخواهند داشت.


ب- آقاي خاتمي از پايبندي به قانون اساسي به عنوان دومين شرط حضور در انتخابات ياد مي‌كند.
آقاي خاتمي و دوستانشان كجا به اصول قانون اساسي پايبند بودند؟ طي يك سال گذشته همپيمانان آقاي خاتمي در شورش‌هاي خياباني به امام خميني(ره) خالق و مبدع قانون اساسي اهانت كردند. آنها اصل ولايت فقيه را كه ستون اصلي خيمه قانون اساسي است نفي كردند و رسما در تظاهرات شرارت آميز عاشوراي 88 "مرگ بر اصل ولايت فقيه" گفتند. آيا آقاي خاتمي و دوستانش به محكمات قانون اساسي اعتقاد دارند؟ اگر آنها اعتقاد و التزام داشتند اين حوادث تاسف بار كه دل شيفتگان انقلاب را در ايران و سراسر جهان به درد آورد، اتفاق مي‌افتاد؟!
آيا آقاي خاتمي و دوستانش نهادهاي فيصله بخش در قانون اساسي براي منازعات سياسي از جمله مسئله انتخابات را قبول دارند؟ اگر قبول داشتند كه به دروغ تقلب وساختار جعلي نهادي به نام كميته صيانت از آرا پناه نمي‌بردند.
آقاي خاتمي و دوستانش در هر انتخاباتي فرمي را امضا مي‌كنند در آن فرم بر اعتقاد و التزام آنها به قانون اساسي و ولايت فقيه تاكيد شده است. آنها در عمل با دست زدن به شورش خياباني و نفي جمهوريت نظام عملا پاي در وادي كلاهبرداري و فريب افكار عمومي و بر عليه نظام گام برداشته‌اند. لذا طرح مسئله پايبندي به قانون اساسي به عنوان يكي از شروط، جز يك لطيفه سياسي و مسخره كردن مردم چيز ديگري نيست.
ج- آزادي زندانيان و ايجاد فضاي آزاد براي احزاب و گروه‌ها نيز سومين شرط‌ آقاي خاتمي است.
نظام تاكنون با صبوري بحران صوري پديد آمده پس از اعلام نتايج انتخابات را مديريت كرده و با ديده عفو و اغماض با مسئله برخورد كرده است. به حكم همه مراجع و فقها دعوت و حضور در شورش‌هاي خياباني عليه نظام و انقلاب در حكم محاربه محسوب مي‌شود. اما نظام با تسامح برخورد كرد و اصل را بر اين گذاشت كه اينها فريب خورده هستند و تمام سعي خود را براي پرهيز از افراط و تفريط اعمال نمود.


آقاي خاتمي به عنوان رئيس مجمع روحانيون مبارز روز 30 خرداد 88 روز قيام منافقين و سالروز اعلام جنگ مسلحانه منافقين را در سال 60، به عنوان روز راهپيمايي اعتراض آميز عليه اعلام نتايج انتخابات برگزيد.
دوستان آقاي خاتمي در 26 خرداد، 30 خرداد و ديگر تجمعات غيرقانوني به مغازه‌هاي مردم حمله كردند. به يك پايگاه بسيج در همان روز حمله كردند و ده‌ها نفر را در شورش بر جمهوريت نظام و اسلاميت نظام كشته و زخمي نمودند.
در اين حوادث تعداد زيادي بهائي، سلطنت طلب و منافق دستگير شدند‌. برخي از دستگير شدگان تبعه خارجي و يا از وابستگان به سفارتخانه‌هاي خارجي از جمله انگليس مي‌باشند. به چه دليل اين افراد به عنوان شرط حضور آقاي خاتمي و دوستانشان در انتخابات آينده بايد آزاد شوند؟
آقاي خاتمي بايد به عنوان مسبب و آمر اغتشاشات يك سال گذشته خود به عنوان مطالبه مردم در قيام تاريخي 9 دي و 22 بهمن 88 محاكمه شود. آن وقت چه طور جرات مي‌كند بيايد و خواستار آزادي زندانيان شود؟!
آقاي خاتمي مي‌گويد؛ "با اين كارها [يعني ادامه زنداني بودن محاربان با نظام] بخش مهمي از جامعه به دامن كساني مي‌افتد كه اصل نظام را قبول ندارند."
اولا: آيا اين تعداد اندك در زندان بخش مهمي از جامعه هستند؟
ثانيا: اگر اينها نظام را قبول داشتند مرتكب اين همه جرم نمي‌شدند كه به زندان بيفتند.


آقاي خاتمي مي‌گويد: "بگذاريد فضاي كشور فضاي مودت و همگرايي و نقد باشد."
سئوال اين است كه چه كساني فضاي مودت و همگرايي و نقد را به سوي شورش‌هاي خياباني هدايت كردند؟ چه كساني مرتكب اعمال ننگيني در شورش‌هاي خياباني شدند كه اوباما و نتانياهو به وجد آمده و گفتند: "[اينها بخوانيد اصلاح طلبان] به نمايندگي از ما در تهران مي‌جنگند."
آقاي خاتمي و دوستانش به نمايندگي از آمريكا و رژيم صهيونيستي و دولت مكار انگليس بيش از  يك سال است كه به نظام و مردم چنگ و دندان نشان مي‌دهند، حالا پس از يك سال آمده است مي‌گويد؛ به سمت "مودت" و "همگرايي" برويم!
كدام مودت و همگرايي؟ مودت و همگرايي با آمريكا و اسرائيل يا با مردم و نظام؟ اگر منظور شما مردم و نظام است چرا آتش بس اعلام نمي‌كنيد و همچنان بر طبل جنگ مي‌كوبيد؟
سخن آخر اينكه چه كسي از شما دعوت كرده است كه دوباره به صحنه سياسي كشور برگرديد. در راهپيمايي 9 دي و 22 بهمن پارسال از طرف مردم چنين دعوتي صورت نگرفته است. امسال نيز مردم جز لعن و نفرين بر آن جنايات و تبهكاري‌ها چيز ديگري نگفتند. مردم به علامت احترام به نظام و قانون تاكنون عليه باند تبهكار فتنه اقدامي نكرده‌اند.
انتظار مردم اين است كه نهادهاي قانوني در انتخابات آينده با كارنامه زشتي كه از شما و دوستانتان به جاي مانده است اجازه ندهند دوباره در انتخابات و مراجعه به آراي عمومي و رقابت‌هاي سياسي پاي مداخله قدرت‌هاي خارجي باز شود. مسئولان بايد به مّر قانون عمل  كنند و برگزاري انتخابات آزاد و سالم را آن چنان كه قانون اساسي گفته تضمين كنند نه آن چنان كه راسموسن دبير كل ناتو و جرج سوروس يهودي ديكته مي‌كنند.


دستگیری 24 عضو گروهک تروریستی پژاک در منزل لطیفی

دستگیری 24 عضو گروهک تروریستی پژاک در منزل لطیفی

 اطلاعات جدید از فردی که غربی ها ادعا می‌کنند یک فعال دانشجویی! است نشان می‌دهد چرا رسانه های ضدانقلاب چرا برای وی این همه سر و صدا راه انداخته اند.

 بنا به اطلاعات واصله از منابع آگاه در پی فضاسازی منفی رسانه های غربی در خصوص اعدام حبیب الله لطیفی و تجمع اعتراض امیز برای آزادسازی وی،  24 نفر از اعضای تشکیلات مخفی پژاک در منزل این محکوم به اعدام با اخذ حکم قضائی بازداشت شدند.

گفتنی است تعدادی از این افراد از جمله محکومان سابقه دار گروهگ تروریستی پژاک می باشند.

لازم به ذکر است این گروهک چندی پیش در تلویزیون نوروز تی وی، جمهوری اسلامی را تهدید به بمب گذاری و کشتار مردم کرد که این اطلاعیه باعث خشم عمومی مردم مناطق کرد نشین بر علیه این گروهک شده است.

حوادث تروریستی از جمله ترور ماموستا شیخ الاسلام، سرقت مسلحانه طلافروشی ها و انفجار مهاباد که منجر به شهادت مظلومانه زنان و کودکان شد از جمله اقدامات شرم آور پژاک است.

این مطلب را هم بخوانید:

وقتی که غربی ها یک آدمکش را دانشجو نشان می دهند

کروبی همچنان دنبال پروژه تجاوز!

کروبی همچنان دنبال پروژه تجاوز!

طرح ادعاهای  کروبی در این موضوع به تشویق والقائات خاتمی بوده است و در وضعیت جدید نیز ، خاتمی بدنبال به سرانجام رساندن این پروژه می باشد .
شنیده شده ، کروبی پس از نا امیدی از جعفر پناهی و ناتمام ماندن طرح مستند سازی ادعا های خود  مبنی بردروغهای خودساخته در مورد  شکنجه و تجاوز ، اخیرا با جریان دیگری که از سوی محمد خاتمی به وی معرفی شده اند ، ادامه این طرح را پیگیری نموده است .
به گزارش خبرنگار«ندای انقلاب»، کروبی خود شخصا بر جزئیات کار نظارت دارد و اظهار داشته است:ما در برابر نسل های آینده مسئولیم و رسالت انتقال فرهنگ مبارزه بر دوش ما سنگینی می کند ، من این رسالت را با وجود تبعات آن پذیرفته ام و با خودم عهد کرده ام قدمی به عقب بر ندارم!
گفته می شود ، طرح ادعاهای  کروبی در موضوع فوق به تشویق والقائات خاتمی بوده است و در وضعیت جدید نیز ، خاتمی بدنبال به سرانجام رساندن این پروژه می باشد .


ميرحسين موسوي و حلقه هاي بر گردن


در دوره اي نه چندان دور هنگاميكه نام ميرحسين موسوي آورده مي‌شد همراه آن نخست وزير دوران دفاع مقدس عنواني بود كه در اذهان تداعي مي‌كرد . چگونگي فراز و سكون و فرود آقاي موسوي نيازمند بررسي دقيق و تبيين آن جهت بهره‌برداري نخبگان و آيندگان امري ضروري است ليكن در اينجا به بررسي چند حلقه‌اي كه ميرحسين در دوران زندگي سياسي خود بر گردن احساس و براساس آن تصميماتي اتخاذ نمود مي‌پردازيم:

حلقه اول - دوران دفاع مقدس را تقريباً اكثر مردم بخاطر دارند . دوراني كه حضرت امام (ره) در آن نفس مي‌كشيد و با رهنمودهايش كشتي بزرگ انقلاب را در درياي مواج انواع تهاجمات هدايت مي‌كرد. ميرحسين موسوي هم مفتخر شده بود تا در آن ايام به جرگه رجال انقلابي بپيوندد و مراتب رشد و ترقي خود را طي نمايد. مير حسين به جايگاهي دست يافته بود كه قبل از او بزرگاني همچون شهيد رجايي و شهيد باهنر به خدمتگذاري مردم مشغول بودند  و قطعاً دست‌يابي به اين جايگاه حلقه افتخاري بر گردن او بود .اگرچه در نهايت با زياده خواهي و با دست خود اين حلقه گل را پرپر نمود و دل امام راحل(ره) را به درد آورد.

حلقه دوم - بيست سال سكوت و سكون ادامه زندگي موسوي بود تا زمانيكه به زعم خودش "در دولت نهم احساس خطر"  كرد و دوستان قديم حلقه دست خود را دور گردن او انداخته و وارد ميدانش نمودند. اين حلقه دست در ظاهر از باب رفاقت ولي در اصل حلقه اي بود كه با گذشت زمان تنگ تر و تنگ تر مي شد تا جايي كه اراده از كف داده و به ظاهر رهبر آنان ولي در اصل مطيع آنان شد.

حلقه سوم - در زمان انتخابات و پس از آن موسوي را دچار توهم كردند. توهمي كه گويا پشتوانه مردم به دنبال اوست ولي واقعيت چيز ديگري بود . موسوي وارد باتلاقي شده بود كه احساس مي‌كرد راه خروجي ندارد و هر روز هم بيشتر در آن فرو مي‌رفت . ديگر اين موسوي نبود كه بازي مي‌كرد .گويا حلقه‌ بردگي بر گردن او زده و به هرسو كه مي خواستند مي‌كشيدند. رهبر معظم انقلاب از قبل هشدار داده بودند كه " من پيغام دادم، گفتم اين را شما داريد شروع ميكنيد، اما نميتوانيد تا آخر كنترل كنيد؛ مى‌آيند ديگران سوءاستفاده ميكنند.1" ولي گوش شنوايي وجود نداشت و عاقبت شد آنكه نبايد.

حلقه چهارم - ميرحسين به همان راه ناصواب خود ادامه داد و هر روز آتش فتنه را فروزانتر نمود تا بالاخره طاقت مردم به سرآمد و واكنشي نشان دادند كه ناگهان او را مات و مبهوت نمود . مردم در يك راهپيمايي ميليوني و بي سابقه شركت كردند و خشم و نفرت خود را كه تا آن زمان بخاطر وليّشان بروز نداده بودند، به اين فتنه گران و اربابان خارجيشان نشان دادند . گويا شعارهاي مردم كه مي گفتند "مرگ بر موسوي" - " موسوي منافق اعدام بايد گردد" - " موسوي لعنتي،تودشمن ملتي" ترسي به جان او انداخت كه اينبار  حلقه دار مجازات را بر گردن خود احساس نمود. او به يكباره به ياد آورده بود كه  خداوند در قرآن فرموده "والفتنة اشد من القتل" يعني فتنه گري از قتل هم شديدتر است . جرم يك قاتل اعدام است و وقتي فتنه گري شديدتر از يك قتل باشد آنگاه چه مجازاتي در انتظار فتنه گر خواهد بود؟

آري اين سرنوشت كساني است كه به دنبال فتنه‌جويي هستند و چه زيبا پيامبر اكرم(ص) وعده داده اند كه : « لا تكرهوا الفتنة في آخرالزمان فانها تبير المنافقين » از فتنه و آزمايش در آخرالزمان نگران نباشيد چراكه موجب نابودي منافقان خواهد شد3.

1-بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با نخبگان 88/8/6

2-سوره مباركه بقره آيه

اگر در فتنه شکست می‌خوردیم جزای‌مان حجاج بن یوسف بود!

اگر در فتنه شکست می‌خوردیم جزای‌مان حجاج بن یوسف بود!


چشم ‌های تنگ و تاریک شیطان دوباره خیره شده بود. امیدوارانه جمعیت را نگاه می کرد. می اندیشید که این بار فشار سنگین است و دروغ هایش پر نیرو‌تر از همیشه دل‌ها را فریفته. مصلحان متهم و مفسدان محق شده‌اند! مدت‌ها دروغ گفته بود که به اینجا برسد.
  

دیانت و خیانت

چشم ‌های تنگ و تاریک شیطان دوباره خیره شده بود. امیدوارانه جمعیت را نگاه می کرد. می اندیشید که این بار فشار سنگین است و دروغ هایش پر نیرو‌تر از همیشه دل‌ها را فریفته. مصلحان متهم و مفسدان محق شده‌اند! مدت‌ها دروغ گفته بود که به اینجا برسد. آن قدر دروغ گفته بودند که خودشان هم باورشان شده بود. شیطان منتظر بود تا خونی ریخته شود. منتظر بود تا مردم را بشوراند. صبر و نصیحت نظام را ترس او جلوه داده بود. با آن که می دانست رهبر حجت را تمام کرده است و این فقط مهلتی است تا حرارت دروغ‌‌های انتخاباتیشان در دل مردم سرد شود.

همه آن هایی که مشکلی در کارنام‌یشان بود جمع شده بودند. بعضی‌ها فساد اقتصادی داشتند، بعضی‌ها فساد اخلاقی داشتند، بعضی‌ها حب جاه و مقام چشم‌شان را کور کرده بود و بعضی نیز فریفته حرف‌های به ظاهر دینی روشنفکران «مثلا دینی» را خورده بودند و همه این‌ها دست به دست هم داده بودند تا توده ملتی را با سوء استفاده از بی خبری‌شان اغوا کنند.

اگر با نیمه خالی لیوان این فتنه را ببینیم بعضی‌ها را می‌بینیم که به خاطر عدم نفرت از دشمنان خدا در این فتنه غلطیدند و سخت به حضیض رفتند و این‌جا جایی بود که خداوند به خاطر برگشتن‌شان از حق مجازات‌شان نمود و به فرورفتن در باطل دچارشان کرد. همین دوستانی که دور و برمان می‌بینیم و هنوز باورمندانه به دروغ‌های جماعت سبز می‌اندیشند مصداق همین توصیه قرآن هستند که «آیا گمان کردید که (به حال خود) رها می‌شوید در حالی که هنوز کسانی که از شما جهاد کردند، و غیر از خدا و رسولش و مؤمنان را محرم اسرار خویش انتخاب ننمودند، (از دیگران) مشخص نشده‌اند؟! (باید آزمون شوید؛ و صفوف از هم جدا گردد؛) و خداوند به آنچه عمل می‌کنید، آگاه است!» (توبه – ۱۶) پس زیاد شدن بازدیدکنندگان بعضی سایت‌‌های ضد اسلام و انقلاب عجیب نیست. چرا که نتیجه قطعی فتنه این است که آن‌هایی که به اصطلاح خود را اصلاح‌طلب می‌دانند به ورطه عناد و مخالفت می‌افتند و همرازشان را از افراد ضد دین و از دشمنان قسم خورده انتخاب می‌کنند.

بعضی فکر می‌کنند خیلی عجیب است که BBC برای زیر سؤال رفتن‌شأن مرجعیت دل بسوزاند! یا خیلی عجیب است که یک مرجع تقلید در Facebook با مقلدینش دیدار کند! عجیب آن‌هایی هستند که یک عمر دم از بی‌طرفی و دوری از سیاست زده بودند و ناگهان میان خیابان زیارت‌شان کردیم که با انگشتان هفت کرده شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه می‌دادند! «هر زمان آنان را به سوی فتنه بازگردانند، با سر در آن فرو می‌روند!» (نساء ۹۱) و باز عجیب‌‌تر آن‌هایی بودند که یک عمر از «دوری از خشونت» و «شوخی بودن تقدس خشم» سخن می‌گفتند ولی در بیانیه‌هایشان خشم مقدس سپاه عمروعاص را ستوده بودند! و باز عجیب‌تر آن‌هایی بودند که برای ۱۳ آبان بیانیه دادند و خود را یار امام می‌دانستند ولی یادشان رفته بود سخنی از دوست جدیدشان امریکا هم بر زبان برانند و عجیب آن بود که هیلاری کلینتون هم نماد سیادت به خودش چسبانده بود! و شده بود طرفدار خط امام و اسلام رحمانی موسوی!

دشمن بدبخت ما دل به حیله شیطان داده بود و امیدوار شده بود. هر چه باشد پس از سال‌ها ولو برای مدت کوتاهی توانسته بود دل بعضی‌ها را بدزدد. می‌خواست تمام این ۳۰ سال زجر و سختی‌اش را یکجا تلافی کند. اما خبر نداشت که چه خیانتی به خود می‌کند. فکر نمی‌کرد آخر کار این قدر برایش گران تمام بشود. نمی‌دانست شهدای زنده میان ملت ما فراوانند. شیطان تصورش را هم نمی‌کرد مردمان مؤمن ایران تا این حد تیزبین باشند و زود دست او را بخوانند.

از آن طرف هم بی‌تعارف بگویم؛ خیلی از ما قدر اسلام و جمهوری اسلامی را نمی‌دانستیم، خیلی از ما قدر رهبرمان را نمی‌دانستیم، و تا بحال چهره واقعی شیطان را ندیده بودیم. ما تازه روزی که شیطان با تمام وجود می‌خواست فرزندان این ملت را به جان هم بیندازد و تا ابد ریشه مسلمانی را خشک کند آن دندان‌‌های به هم فشرده از خشم‌اش را دیدیم۱ و این بزرگترین درس برای ما بود. مگر میراث امام و شهدا را می‌شود بذل و بخشش کرد؟ مگر خون دل علمای اسلام را می‌توان به حراج گذاشت تا یانکی‌‌های یاغی به کمک باغی‌‌های داخلی‌شان انقلاب‌مان را بدزدند؟ و مگر شیطان مالک اش‌تر را ندیده بود و نفهمیده بود که رهبر ما مالک اشتری است که از پس ۱۴ قرن دوباره ظهور کرده است؟ بله شیطان از آفرینش انسان تا امروز کور بوده است و برای همین است که فرمود «انَّ کید الشّیطان کانَ ضعیفاً». گذشت آن زمانی که علی(ع) مظلوم و تنها بود و بر منبر دست به دست می‌کوبید و «اَین مالک» سر می‌داد. گذشت آن زمانی که مولای ما باید بغض‌اش را با چاه در میان می‌گذاشت چون همراز دلسوزی در میان امتش نداشت. امروز همه ما همراز مولای‌مان هستیم و با یک غضبش کمر دنیایی را می‌شکنیم. گذشت آن وقتی که قرآن روی نیزه عقل‌ها را کور می‌کرد. امروز اوباما هم اسمش را حسین گذاشته بلکه اگر اسیر شد دخیل یا خمینی‌اش را باور کنیم! امروز معاویه عمراً جان سالم به در نمی‌برد.

اگر شیطان فتنه نمی‌کرد ما کی می‌توانستیم قدر رهبرمان را بدانیم؟ چه طور می‌فهمیدیم دلسوزترین و شجاع‌ترین زمان ما کیست؟ پس کی ما باید قدر خون شهدا و دل امام را می‌دانستیم؟ و خداوندا این شما بودید که با مبعوث کردن شیطان دوباره انقلاب را زنده کردید و خون در رگ‌‌های او دمیدید.

بی‌شک اگر در فتنه شکست می‌خوردیم کم‌ترین جزای‌مان حجاج بن یوسف علیه ما علیه بود. مگر فکر کرده‌اید فقط مالک اش‌تر بلد است پس از ۱۴ قرن دوباره بیاید؟ نخیر! حرمله هم پشت جهنم فتنه ایستاده تا در اولین فرصت گلوی علی اصغر را بدرد. عمر سعد همین حالا هم به دستان عباس نظر دارد و منتظر بریدن سر حسین(ع) است. اگر مواظب نباشیم روضه عاشورا ابدی می‌شود. این سنت خداست، اگر در فتنه پیروز شویم مثل شهدای کربلا اجرمان بزرگ و اگر شکست بخوریم مثل مردم کوفه جزای‌مان سنگین. این‌جا آخرالزمان است. خیلی وقت است حدیث امیرالمؤمنین(ع) در گوشم می‌پیچد که در فتنه آخرالزمان اگر به کوه هم پناه برید فتنه شما را در بر می‌گیرد. بالاخره باید آزمایش بدهیم تا پخته شویم و عزیز زهراء(س) به ما اعتماد کند. سال گذشته فقط یک مرحله از تربیت‌مان بود. امان از فتنه‌ای که قلب مؤمن را آب می‌کند. مهدی فاطمه (علیهما السلام) هم در اوج آن فتنه ظهور می‌کند. آن هنگام ظهور می‌کند تا قدرش را بدانیم.

۹ دی فقط روز پیروزی بر فتنه نبود، بلکه روز رشد ملت ایران و روز جشن بزرگ جهیدن به سوی ظهور بود. روز سربلند شدن در حرارتی بود که از مؤمنان پاره‌‌های آهن ساخته بود. و هنوز تا رسیدن به دولت یار فرسنگ‌ها فاصله داریم …

«بگو اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما، و اموالی که به دست آورده‌اید، و تجارتی که از کساد شدنش می‌ترسید، و خانه هائی که به آن علاقه دارید، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش محبوب‌تر است، در انتظار باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند؛ و خداوند جمعیت نافرمانبردار را هدایت نمی‌کند!» (توبه ۲۴)

كاربران سايت حامي موسوي خود را بي دين و بي خدا مي دانند

68درصد كاربران سايت حامي موسوي خود را بي دين و بي خدا مي دانند
اكثريت كاربران يكي از سايت هاي فعال در فتنه و آشوب سال گذشته را افراد «بي دين» و «بي خدا» تشكيل مي دهند. دست كم نيمي از اين افراد مقيم خارج كشور هستند.
شبكه مجازي «بالاترين» در فتنه گري و آتش افروزي سال گذشته گروهك هاي ضد انقلاب نقش آفريني مي كرد و به انتشار انواع مطالب دروغ و جعلي و در عين حال مهيج در راستاي شعله ور كردن آشوب مي پرداخت.
اين پايگاه اينترنتي اگرچه از خارج كشور مديريت مي شود اما مي كوشد چنين القا كند كه نويسندگانش در داخل ايران و سر صحنه مبارزه! حضور دارند. بالاترين همچنين با پروژه منافقانه ميرحسين موسوي هم پوشاني كامل داشت و سعي مي كرد به فتنه مذهبي دامن بزند اما بعد از رسوايي هاي زنجيره اي روزقدس، 13آبان، 16آذر و عاشوراي سال گذشته، عملاً وارد فاز عقده گشايي عليه مقدسات ديني شد. همين اقدام البته باعث ريزش اندك افراد مذهبي شد كه خيال مي كردند گردانندگان بالاترين (حاميان موسوي) غم و غصه مذهب و كشور و ملت دارند.
اكنون بن بست جديدي در شبكه صهيونيستي بالا ترين رخ نموده و آن اينكه از يك سو گردانندگان سايت با اذعان به ريزش مخاطبان داخلي خود، تلاش كردند از دوز فحاشي و هتاكي عليه مذهب بكاهند و به همين دليل شماري از كاربران لامذهب دوآتشه را كه دست گردانندگان بالاترين را رو مي كردند، موقتاً از صفحه اول شبكه حذف كردند. اما از طرف ديگر آخرين نظرسنجي همين شبكه نشان داده كه 68 درصد كاربران بالاترين ذاتاً ضددين هستند!
به گزارش دويچه وله، در نظرسنجي اين شبكه مجموعاً 4700 كاربر شركت كردند كه دست كم 50 درصد آنها گفته اند خارج از ايران هستند. همچنين 68 درصد اعلام كرده اند بي خدا و بي دين هستند! دويچه وله تاكيد مي كند كه براساس اين نظرسنجي ، هويت بالاترين با جامعه ايران متفاوت است.
مهدي يحيي نژاد از كارگزاران بالاترين در گفت وگو با دويچه وله اذعان مي كند: به تدريج از سال گذشته ايميل هايي به ما مي آمد كه شما چه طور اجازه مي دهيد چنين مطالب توهين آميزي عليه عقايد مردم ايران در صفحه اول بالاترين منتشر شود؟ ادامه اين وضعيت مي تواند منجر به اين شود كه ما مخاطبان خود را بيشتر و بيشتر از دست بدهيم.
اين ضد انقلاب خارج نشين اضافه مي كند: ما مطالب حساسيت برانگيز و توهين آميز را صفحه اول نمي گذاريم تا كاربري كه براي اولين بار در اينترنت مي آيد و صفحه ما را مي بيند، يكباره لينك هايي را كه به خدا و پيغمبر فحش مي دهد، نبيند و نگذارد برود. ما در همين حد صفحه اول را كنترل مي كنيم(!)
بدين ترتيب محتواي بالاترين همچنان ضدديني است چندان كه اين شبكه ضد انقلاب پريروز نوشت: هم جمهوري اسلامي و هم اسلام بايد هر دو حذف شوند. اگر مي خواهيم جايي برسيم بايد با اسلام و محرم و صفر خداحافظي كرد. درود بر موسوي زيباست اما «ياحسين ميرحسين» يك عقبگرد ديني است، همچنان كه الله اكبر گفتن. ما با احكام اسلام مخالفيم نه فقط با احمدي نژاد. افرادي مانند هاشمي رفسنجاني هم نفسشان به همين جمهوري اسلامي وابسته است. و بايد گفت ما بازي خورديم در حمايت از امثال اينها. اين حرف دل خيلي از ماهاست هرچند كه دردناك باشد.