جنبش سبز۲ کیست و استراتژی آن چیست؟
جنبش سبز۲ کیست و استراتژی آن چیست؟
اخیرا فصلنامه “فارین افرز” ارگان شورای روابط خارجی آمریکا در مقاله ای ضمن اعتراف به مرگ جنبش سبز اعلام کرده است: “بسیاری از مقامات آمریکایی معتقدند جنبش سبز مدتهاست که مرده و ارزش ندارد که بیشتر از این ایران را با خود دشمن سازند. در واقع، ممکن است ایرانیان برای مقابله با رژیم خود خیلی بیشتر از مصریان نیازمند حمایت آمریکا باشند. امروز شاید تنها راه آمریکا راه اندازی جنش سبز۲ باشد” .
![]()
این روش شیطان است که تا وقتی همه بنی بشر به غیر از مخلصین را گمراه نکند از پای نمی نشیند. وقتی شیطان قسم خورد که همه انسانها را گمراه خواهد کرد می دانست که همیشه با ضربه اول پیروز نخواهد شد و ناچارا می بایست به کمک اعوان و انصار خود نقشه های بعدی خود را طراحی و اجرا کند.
از طرفی، مهمترین وظیفه پیامبران و امامان و در امتداد آن زعمای شیعه، تنذیر امت خود از مسائلی است که ضمانت اجرای طرحهای شیطان را بالا می برد. مقام معظم رهبری نیز که به شهادت صلابت کنونی انقلاب اسلامی در جهان از این قاعده مستثنی نیستند همواره با رهنمودهای داهیانه خود سعی در بستن راه های نفوذ یاران شیطان در تمام زمینه ها داشتند. هرچند عده ای کوته فکر که توانایی درک این نعمت را ندارند، خواسته یا ناخواسته، سعی در فراهم کردن موجبات این نفوذ می کنند.
رهبر انقلاب همواره دو مورد را جهت سربلندی ایران اسلامی متذکر می شوند و رعایت آن را ضامن پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی می دانند. “بصیرت” و “وحدت” دو مفهومی است که درک و عمل به آن توسط معظم له بارها مورد تاکید قرار گرفته است که به مثابه تار و پودی هستند که اگر همزمان وجود داشته باشند، انسجام نظام و به تبع آن ثبات جمهوری اسلامی تقویت خواهد شد.
“عزت و قدرت شما مردم در گرو تمسک به همین وحدت، همین بصیرت و روشنبینى است”(خطبه های نماز عید سعید فطر)
“شما جوانهاى عزیز بدانیدکه امروز وحدت ملت ایران، وحدت ملت و دولت، اتحاد میان مسئولان کشور، رمز پیروزى است” (در آستانه ۱۳آبان در جمع دانشجویان)
جنبش سبز اول که در دو سال گذشته سعی کرد با حمله به یکی از دو مفهوم مورد تایید رهبر انقلاب یعنی بصیرت و با فراگیر کردن مبانی نظری خود، معیار و شاخص حق و باطل را در اذهان و افواه عمومی جابجا کند، به حول و قوه الهی و با بیداری مردم قبل از تبدیل آن به جریان به گل نشست و استراتژ یهای آن بارها توسط خواص با بصیرت برای مردم روشن و به کمک مردم مهار شد و بالاخره پس از اتفاقات ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ برای همیشه مرد.
اما از آنجایی که دشمن هرگز با یک بار شکست عقب نشینی نمی کند، این بار به گفته مقامات آمریکایی به دنبال راه اندازی جنبش سبز دوم است تا بلکه از این طریق بتواند ضربه خود را وارد برپیکره نظام مقدس جمهوری اسلامی وارد کند.
وحدت، مفهوم دیگری است که حضرت آیت الله خامنه ای در سالهای زعامت خود به مراتب بیشتر از بصیرت به آن پرداخته اند. مفهومی که امام راحل آن را در قالب “وحدت کلمه” بزرگترین رمز پیروزی انقلاب اسلامی اعلام کردند. وحدت اسلامی عامل اقتدار اسلام در برابر کفر و اختلاف آفت بزرگ عزت و استقلال مسلمین است. امیر مومنان نیز موکدا بر ایجاد و حفظ وحدت تاکید داشته و در اهمیت وحدت فرموده اند که: “صلح ذات البین افضل من عامه الصلاه و الصیام ” یعنی اصلاح اختلافها از تمامی نمازها و روزه ها برتر است.(نهج البلاغه ، وصیت۴۷)
مقام معظم رهبری در یکی از خطبه های عید سعید فطر ۱۳۷۹ در باب وحدت این چنین فرمودند: “یکى از بزرگترین دشمنیهای هر کسی که با ملت ایران دشمنى مىکند عبارت است از اینکه این وحدت عظیمِ ملى و این همدلىِ ملت با مسؤولان را از بین ببرد یا در آن خدشهاى به وجود آورد. این دشمنى است؛ بعضیها این دشمنى را مىکنند”
البته منظور از وحدت که ضامن پیروزی خواهد بود وحدت استراتژیک است. وحدت و اتفاق نظر در مبانی و اصول یک جریان. اینکه اختلاف را باعث پیشرفت می دانند، منظور اختلاف نظر در سطح تکنیکی و نحوه استفاده از ابزارها است. نداشتن وحدت رویه یعنی وحدت در سطح تاکتیکی هم ممکن است ضمانت پیروزی را از بین نبرد اما اختلاف در مبانی و اصول، قطعا حرکت یک جریان و انقلاب را دچار خدشه خواهد کرد. زیرا برنامه ریزی برای حرکت رو به آینده، در روش و استفاده از ابزار، مبتنی بر اساس اصولی است که مورد توافق افراد و جریانات حامی انقلاب است.
وحدت استراتژیک، بین علمای یک ملت و کارگزاران ملت و آحاد ملت انجام می پذیرد و فقدان هرکدام از این سه حلقه باعث ناکارامدی اصل حرکت خواهد شد. پس دشمن پس از ناکامی در حمله به بصیرت، تمرکز خود در خدشه دار کردن “وحدت” در تمام سطوح آن را در دستور کار خود قرار خواهد داد .
پس هر شخص یا گروهی که با عملکرد و یا با ارائه نظرات خود در بین سه حلقه علمای ملت و کارگزاران ملت و آحاد ملت خلا ایجاد کند و تفرقه بیاندازد، در زمین دشمن بازی می کند و خودی محسوب نمی شود. اما جنبش سبز۲ که وحدت را مورد حمله قرار داده است نه به تازگی که قبلا کار خود را آغاز کرده و با اعلان جنگ جدید آمریکا خیلی مباحث قابلیت گفتن پیدا کرده است.
اهمیتی نکته ای که رهبر انقلاب در نامه عزل معاون اول رئیس جمهور اشاره کرده بودند یکی دیگر از پیش بینی های حکیمانه مقام معظم رهبری است. ایشان در نامه متذکر شده بودند که :” انتصاب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی…… موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به شما است”. امید است با تبیین این هشدار و جدی گرفتن آن به پیشگیری قبل از درمان بپردازیم.
مفهوم وحدت مابین علما و مسئولین و مردم یعنی در ۶ سطح قابل بررسی است. وحدت بین علما با یکدیگر ، وحدت علما با مسئولین، وحدت مسئولین با یکدیگر ، وحدت مردم با مسئولین ، وحدت مردم با علما و بالاخره وحدت مردم با یکدیگر که هر یک را جداگانه در گذر از اتفاقات چند سال اخیر مورد بررسی قرار می دهیم.
۱- وحدت علما با یکدیگر: از آنجایی که جو غالب بر فضای علما تقوا می باشد، هرگز این وحدت شکسته نخواهد شد. البته این به معنی عدم وجود اختلاف در بین علما نیست اما کسانی که اختلافشان با بقیه علما در مبانی مثلا وجوب وجود ولی فقیه در حکومت دینی باشد، نتیجه ای جز انزوا برای آن عالم را در بر نخواهد داشت.
کما اینکه علمایی بودند و هستند که به علت نداشتن بصیرت در امور بعضا سیاسی از جمع علما طرد شده که نتیجه قهری آن نیز عدم مراجعه امت با بصیرت به آن عالم بوده است.
۲- وحدت علما با مسئولین : وقتی کسی در جایگاه رئیس دفتر یک رئیس جمهور و به نمایندگی از وی “مکتب ایرانی” را با علم به این که این بحث تا بحال مطرح نشده است مطرح می کند، قطعا پیش بینی می کرد که با مواضع تندی از طرف علما مواجه شود.
اگر عالمی مانند آیت الله مصباح یزدی جواب مکتب ایرانی را نمی داند، در جامعه حمل بر تایید علما تلقی می شد و اگر موضع می گرفتند که گرفتند، گامی مثبت بود در پیشبرد اهداف جنبش سبز ۲ یعنی تفرقه.
۳- وحدت مردم با علما : از آن جایی که در حکومت دینی، مراجع از جایگاه بسیار رفیعی برخوردار هستند، تفرقه میان جوانان و مراجع قطعا مانع شکل گیری وحدت و پیشبرد اهداف نظام خواهد شد.
اختلاف مردم و بالاخص جوانان با علما و مراجع همواره در دستور کار استکبار بوده و بیشترین تمرکز خود را در تهاجم فرهنگی در این قسمت داشته اند البته به واسطه عده ای جاده صاف کن.
این که کسی بیان می دارد:” بعضی موسیقی را درک نمیکنند و نمی فهمند و میگویند موسیقی حرام است.” فقط و تنها فقط یک هدف را دنبال می کند و آن رو در رو قرار دادن جوانان با علما است.
مطرح کردن مباحث سنت و مدرنیزم و تفرقه افکنی بین نسل ها و مخصوصا مراجع و جوانان، حرکتی است زیربنایی که در راستای تخریب ریشه های نظام که همان “وحدت کلمه” است انجام می شود.
۴- وحدت مسئولین با یکدیگر : اختلاف مسئولین با یکدیگر یکی از مهمترین آسیب هایی است که ثبات نظام مقدس جمهوری اسلامی را به مخاطره می اندازد. وقتی شخصی رئیس جمهور را طوری محاصره کند که عده ای به خاطر احترام به حکم رهبری و مخالفت با حضور وی در جایگاه معاون اولی در کابینه مورد مواخذه قرار می گیرند و موجب استعفای چند نفر از اعضای متعهد به انقلاب در آستانه شروع به کار دولت دهم و استعفای عده ای دیگر از اعضای کابینه به خاطر مخالفت با تفکرات وی در ادامه کار دولت می شود، حاکی از پیروزی نسبی این جنبش در گام بعدی خود دارد.
۵- وحدت مردم با مسئولین : مردمی که با انگاره های خود به فردی برای تشکیل دولت رای می دهند اگر در زمان کار دولتمردان با کاری بر خلاف مبانی فکری خود مواجه شوند قطعا وحدتی که نتیجه آن جشنی بزرگ بود را دچار تشکیک می کند.
هرگز امت حزب الله انتظار سازش و تعامل دولتمردان با عناصری را نداشتند که ترویج بی بندوباری و بی حجابی در جامعه متاثر از آثار بازی ایشان در فیلم ها است. هرگز از دولتمردان انتظار موضع گیری هایی که رهبر انقلاب را برآشفته کند نداشتند.
وقتی رهبری در یک سخنرانی می فرمایند :” یک نفر پیدا میشود درباره مردمى که در اسرائیل زندگى میکنند، اظهار نظرى می کند. البته این اظهار نظر، اظهار نظر غلطى است. اینى که گفته شود ما با مردم اسرائیل هم مثل مردم دیگر دنیا دوستیم! این حرف درستى نیست؛” مردمی که دولت را ولایت مدار می دانستند و انتظار چنین مواضعی را نداشتند، به نسبت دولت دچار بدبینی شده و ادامه این مواضع حتما وحدت مردم با مسئولین را دچار چالش جدی خواهد کرد.
۶- وحدت مردم با یکدیگر : حمایت از دولت اصولگرا اتفاق نظر همه مردم ایران بود و هست. این مسئله را می توان به شهادت مسائلی مانند حضور آگاهانه و پرشور خود در راهپیمایی ها، همکاری با طرح های دولت مانند هدفمند کردن یارانه ها و … به ضرس قاطع اعلام کرد. اما بیم آن می رود که مواضع تشکیک برانگیز فردی در دولت که به نام دولت موضع گیری می کند این اتحاد را بر هم بزند.
رهبر انقلاب نیز نگرانی خود را از این تفرقه به صراحت در نامه ای به رئیس جمهور آورده بودند :” انتصاب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی…… موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به شما است”. زیرا ممکن است از یک طرف عده ای با استنباط اینکه دولت یعنی نظام یعنی ولایت فقیه، حمایت بی چون و چرای خود را از دولت دریغ نکنند و از طرفی دیگر عده ای نیز به منتقدین دولت معروف شوند که دولت یعنی سازش و تعامل با عناصر معلوم الحال یعنی مواضعی که مورد خشم رهبری و علما است. تفرقه بین مردم از خطرناک ترین آسیب هایی است که متوجه یک نظام مردم سالار می شود و این آخرین مرحله از ۶ گام تفرقه افکنی است.
شخصی که شاید بتوان در سالهای آینده به صراحت وی را یکی از سران فتنه جدید خواند، بعد از عزل رهبری بر مسندی سوار شده است که به مراتب آزادی عملش از معاون اول رئیس جمهور بیشتر بوده و البته به هیچ فرد یا گروهی پاسخگو نمی باشد.
از آنجایی که “حمله به استراتژی دشمن به جای حمله به خود دشمن” نشان از عمق تفکر استراتژیک یک رهبر را می رساند، رهبر انقلاب نیز بارها تلویحا بر این نکته تاکید داشتند. اصرار ایشان بر اولویتگذاری بر مسائل اصلی و فرعی و حفظ وحدت در دیدار با مردم قم که برای چندین بار از سوی معظمله تکرار شد گویای همین مسئله است.
رهبر انقلاب با تاکید بر حفظ وحدت از طرف مردم و مسئولین قصد خنثی کردن استراتژی دشمن که “تشکیک وحدت” است را در دستور کار قرار داده اند و حمله مستقیم یا تخریبی را عاری از هرگونه منفعتی برای نظام جمهوری اسلامی می دانند.
امید است ملت شریف ایران همانطور که جنبش سبز۱ را در گرفتن بصیرت از ایشان ناکام گذاشتند، جنبش سبز۲ را نیز در مخدوش کردن وحدت بین علما و کارگزاران و مردم با شکست مواجه سازند. ا