پايگاه اينترنتي فارين پاليسي ژورنال در گزارشي به بررسي پيامدهاي حضور نيروي دريايي ايران در درياي مديترانه پرداخته آن را موجب افزايش قدرت بازدارندگي ايران دانست.

 

 پايگاه "اينترنتي فارين پاليسي ژورنال " در گزارشي به‏قلم "ابوالقاسم بينات " عنوان كرد: براي نخستين بار پس از انقلاب ايران در سال 1979، دو كشتي نيروي دريايي ايران از كانال سوئز عبور كردند، كه اين امر توجه رسانه‏هاي غربي و اسرائيلي را به خود جلب كرده است.

در واكنش به اين مسئله، "بنيامين نتانياهو " نخست وزير رژيم صهيونيستي اظهار داشت كه: "مي‏توانيم ببينيم كه در چه منطقه بي‏ثباتي زندگي مي‏كنيم، منطقه‏اي كه در آن ايران تلاش مي‏كند تا از شرايط به‏وجود آمده براي گسترش تاثيرش از طريق عبور كشتي‏هاي جنگي از راه كانال سوئز،‌ بهره‏برداري كند ".

* ايران، رهبر جديد خاورميانه

همچنين "سيلوان شالوم " معاون نخست وزير اسرائيل نيز در اظهاراتي گفت: "زمان عبور كشتي‏ها،‌ يك پيام صريح از سوي ايران بود و اين پيام اين است كه ايران تلاش مي‏كند تا تاثيرش در منطقه را گسترش دهد و به رهبران دنياي عرب اخطار مي‏دهد. اخطار از جانب كسي كه رهبر جديد در خاورميانه است ".
با حساسيت نشان دادن اسرائيل به اين مسئله، ‌مهم است بدانيم كه چرا ايران تصميم گرفته تا بعد از سه دهه، ناوهاي خود را به درياي مديترانه بفرستد و اين حركت چه مفهوم و پيامدهايي در درازمدت خواهد داشت.

* همزمان شدن حضور كشتي‏هاي ايراني با حوادث منطقه تصادفي است

شواهد نشان مي‏دهد كه عبور كشتي‏هاي ايراني از كانال سوئز در بحبوحه تحولات سياسي منطقه، يك تصادف محض است. تصميم ايران براي اعزام كشتي‏هايش به درياي مديترانه قطعاً پيش از آنكه مبارك از قدرت سرنگون شود، گرفته شده است. كشتي‏هاي ايراني سفر خود را در اواسط ماه ژانويه شروع كردند، يعني زماني كه هيچ نشانه‏اي وجود نداشت كه ديكتاتور مصري به‏زودي سرنگون خواهد شد.
به هر حال مقامات ايراني تلاش كردند تا از حضور كشتي‏هاي نيروي دريايي در منطقه، به‏عنوان هشداري به رهبران رژيم صهيونيستي استفاده كنند و به آنها در مقابل حوادث نظامي در سايه آشفتگي‏هاي جاري منطقه، هشدار ‏دهد. در همين راستا بود كه ژنرال "فيروزآبادي " رئيس ستاد مشترك ايران به افسران نظامي مصري درباره امكان تصرف "شبهجزيره سينا " و "كانال سوئز " به‏وسيله نيروهاي رژيم صهيونيستي به خاطر آينده نامشخص سياسي مصر، هشدار داد.

* اعتماد به نفس ايران در انجام عمليات‏هاي دريايي افزايش يافته است

صرف‏نظر از اثرات كوتاهمدت و نمادين،‌ حضور كشتي‏هاي نيروي دريايي در درياي مديترانه بر افزايش اعتماد به نفس و جرأت ايران در انجام عمليات دريايي در مناطقي دور از سواحل خود، دلالت دارد. ايران به‏طور سنتي عمليات دريايي خود را به خليج فارس و درياي عمان محدود كرده است.
در طي دو سال گذشته، ايران چند عمليات دريايي در "خليج عدن " و در نبرد با دزدان دريايي سومالي انجام داده است. اولين گروه كشتي هاي نيروي دريايي ايران در سال 2008 در خليج عدن مستقر شدند و اين امر پس از موارد متعدد دزدي دريايي بود كه عليه كشتي‏هاي باري و تانكرهاي نفتي ايراني به‏وسيله دزدان دريايي سومالي به وقوع پيوست. ايران گروهي ديگر از كشتي‏ها را براي همين ماموريت به خليج عدن فرستاد. اين تجارب مسلماً اعتماد و مهارت‏هاي نيروي دريايي ايران را در اجراي عمليات‏هاي مشابه و حضور در درياهاي دور افزايش داده است.

* حضور بلندمدت نيروي دريايي ايران در مديترانه اسرائيل را خشمگين مي‏سازد

مشخص نيست كه اين دو كشتي ايراني تا چه زماني در درياي مديترانه باقي خواهند ماند و يا اينكه آيا ايران قصد دارد كشتي‏هاي بيشتري را در آينده بفرستد و يا به‏صورت بلندمدت در درياي مديترانه مستقر شود. اخيرا گزارش شده كه مقامات نيروي دريايي ايران و سوريه توافقنامه‏اي را امضا كرده‏اند كه بر اساس آن مسير همكاري‏هاي دريايي گسترده‏تر بين دو كشور هموار ميشود و امكان حضور كشتي‏هاي ايراني در بنادر سوريه در آينده بيشتر مي‏شود. حضور بلندمدت و گسترده‏تر نيروي دريايي ايران در درياي مديترانه مسلماً اسرائيل را خشمگين مي‏سازد.

* امكان مواجهه مستقيم ايران و رژيم صهيونيستي

صرف‏نظر از اينكه آيا ايران چنين گزينه‏هايي را در نظر دارد يا خير، هر حضور بلندمدت نظامي ايران در درياي مديترانه، پيامدهاي مهمي براي ايران - اسرائيل و همين‏طور براي سياست‏هاي گسترده‏تر خاورميانه خواهد داشت. بارزترين پيامد آن اين خواهد بود كه حضور نيروي دريايي ايران در درياي مديترانه نيروهاي نظامي ايران و رژيم صهيونيستي را در منطقه در تماس مستقيم با يكديگر قرار مي‏دهد. در شرايط كنوني هيچ امكاني براي مواجهه مستقيم بين دو كشور وجود ندارد، چرا كه آنها هيچ سرزمين مشترك يا مرز دريايي با يكديگر ندارند. مواجهه نظامي بين دو كشور اكنون به جنگ نيابتي محدود شده است. حضور نيروي دريايي ايران در درياي مديترانه در هر وسعت موجب جنگ بين ايران و اسرائيل نمي‏شود، بلكه امكان درگيري‏هاي مستقيم نظامي محدود و كنترل‏شده بين دو كشور را افزايش مي‏دهد.

* حضور دريايي ايران در درياي مديترانه بازدارندگي موجود را تقويت خواهد كرد و چنين حمله‏اي را براي اسرائيل دلهره‏آورتر خواهد كرد

افزايش امكان درگيري‏هاي مستقيم نظامي محدود و كنترل شده بين دو كشور ممكن است موجب پيامد‏هاي ديگري شود. پيامد اصلي حضور بلندمدت نيروي دريايي ايران در دريايي مديترانه اين خواهد بود كه در صورت حمله نظامي اسرائيل به تاسيسات هسته‏اي ايران، ايران گزينه‏هاي تلافي‏جويانه بيشتري در اختيار خواهد داشت. در حمله فرضي به تاسيسات هسته اي ايران، اسرائيل نخست به خنثي كردن كشتي‏هاي نظامي و زيردريايي‏هاي ايران در منطقه نياز دارد. اسرائيل قبلا هم با گزينه‏هاي تلافي‏جويانه پايدار ايران مواجه شده است. گزينه‏هايي كه به عنوان يك بازدارنده در مقابل هر حمله احتمالي به تاسيسات اتمي ايران عمل مي‏كند. اما حضور دريايي ايران در درياي مديترانه بازدارندگي موجود را تقويت خواهد كرد و چنين حمله‏اي را براي اسرائيل دلهره‏آورتر خواهد كرد.

* هزينه‏هاي تجاوز اسرائيل به متحدان ايران در آينده افزايش مي‏يابد

حضور بلندمدت نيروي دريايي ايران در درياي مديترانه، همچنين هزينه‏هاي هر تجاوز نظامي اسرائيل را در آينده عليه متحدان ايران در منطقه افزايش خواهد داد. همان‏طور كه جنگ حزب‏الله و اسرائيل در تابستان 2006 نشان داد، گزينه‏هاي ايران براي حمايت متحدينش در مواجهه با تجاوز نظامي اسرائيل به حمايت‏هاي ديپلماتيك و لجستيك محدود شده است. هر حضور دريايي در درياي مديترانه كار را براي ايران سخت‏تر خواهد كرد تا در صورت حمله نظامي اسرائيل عليه متحدين ايران در منطقه در حاشيه باقي بماند. اين درست است كه تعداد انگشت شماري از كشتي‏هاي نيروي دريايي ايران و زيردريايي‏ها نمي‏توانند يك آسيب جدي به اسرائيل وارد كنند و در نتيجه زماني كه منافع حياتي‏اش در خطر است، آن را از اقدام نظامي باز دارد، اما مي‏تواند فضاي اسرائيل را براي مانور دادن در منطقه محدود كند و هزينه‏هاي برخوردهاي نظامي اسرائيل را در آينده افزايش دهد. با در نظر گرفتن اين نكات بايد منتظر ماند و ديد كه حوادث منطقه چه مسيري را در ماههاي آينده طي مي‏كنند